پیشنهاد‌های فانکو آدینات (٣,١٤٩)

بازدید
٨,٥٣٢
تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٣

این واژه در سنسکریت پتهه patha، در اوستایی:پث، پئیثی pa�şi، paş؛ در پهلوی: pat؛ در پارتی: pandān؛ و در مانوی: pand بوده است به معنی راه، جاده، مسیر، ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٣

1 - مشغول بودن به یک فعالیت ( بیشترین کاربرد ) زمانی که می خواهید بگویید کسی وقت یا تمرکز خود را صرف انجام کاری مشخص کرده است. در این حالت، معنای آن ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٢

بزرگ ترین ضرر تریاک برای کسانی که به آن معتادند، این است که به دلیل آرامبخش بودن تریاک، این است که آزیر خطر بدن را از کار می اندازد، یعنی فرد هرگز در ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٢

واژه Embellishing ( از فعل embellish ) در زبان انگلیسی معنایی دوگانه دارد: یک معنای مثبت/زیبایی شناختی و یک معنای منفی/فریبکارانه. 1 - معنای مثبت: ز ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٤

هیئت وزیران: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: لیژان ویچیران ližān vicirān ( کردی: ližana با پهلوی )

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٣

هیئت رئیسه: گروهی که مسئولیت اداره و نظارت بر فعالیت های یک سازمان، شرکت، مجلس یا انجمن را برای یک دوره زمانی مشخص بر عهده دارند. همتای پارسی این دو ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٣

علی الاصول: همتای پارسی این ویریست [سغدی] ( ترکیب ) عربی، اینهاست: از پایه، از ریشه ( دری ) بنیمیها bonimihā ( اوستایی با پسوند پهلوی یها )

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٣

واژه Wayfaring یکی از واژه های بسیار زیبا و باستانی در زبان انگلیسی است که بار معنایی عمیق و متفاوتی نسبت به واژه ساده ی Travelling دارد. این واژه از ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٤

Road - going یک صفت مرکب است که برای توصیف وسایل نقلیه ( خودروها، موتورسیکلت ها و… ) به کار می رود. معنای آن بسته به بافت متن می تواند متفاوت باشد: 1 ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٤

means در زبان انگلیسی یکی از واژه های بسیار چندپهلوست که معنای آن به نقش دستوری ( Part of Speech ) و بافت متن ( Context ) بستگی دارد. 1 - وقتی نقش ف ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٣

طول سفر: طول در این ویریست [سغدی] ( ترکیب ) ، به واتای [کردی] ( معنی ) مدت است؛ هنگامی که گفته می شود در طول سفر با هم گفتگو کردیم، یعنی در مدتی که ب ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٨

عزرائیل: همتای پارسی این واژه ی عربی این است: جانهنج jānhanj ( پهلوی )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٧

1 - درباره ی احساسات و رفتار ( رایج ترین کاربرد ) زمانی که فرد کنترل خود را بر احساسات یا رفتار خود از دست می دهد یا تصمیم می گیرد آن ها را کاملاً آ ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٧

Put down یکی از پرکاربردترین و پیچیده ترین Phrasal Verbs ( افعال عبارتی ) در زبان انگلیسی است؛ زیرا معنای آن از یک حرکت فیزیکی ساده تا توهین کردن و ح ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٦

1 - در روان شناسی و شخصیت ( Temperament/Character ) این رایج ترین کاربرد کلمه است و به ویژگی های شخصیتی پایدار، خلق وخو یا حالت ذهنی یک فرد اشاره دا ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٦

1 - فراتر رفتن، برتر بودن ( اخلاقی، فکری یا شخصیتی ) - رایج ترین کاربرد. این کاربرد معمولاً برای اشاره به بالا بردن سطح رفتار، تفکر یا شخصیت یک فرد ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٥

1 - در گرافیک، دیجیتال و رابط کاربری ( UI/UX ) این رایج ترین کاربرد امروزی است. به معنای قرار دادن یک لایه روی لایه ی دیگر است. A digital overlay o ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٥

1 - ارائه دادن یا فراهم کردن ( رسمی و رایج ) این رایج ترین کاربرد در متون اداری، حقوقی یا رسمی است. فراهم کردن چیزی ( مانند کار، خدمات، یا مالیات ) ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٦

The Pharisees have long been exalted by men, but this is a time of change, a time for the tables to turn. سالها بود که فَریسیان نزد مردم والا محسوب ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٨

سپیده دم، دم صبح، کله ی سحر، صبح زود

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٨

الزاما: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: فِرچیها ( پهلوی )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٨

علائم حیاتی: علائم و حیات دو واژه ی عربی است؛ همتای پارسی اینهاست: نشانه های زندگی ( دری ) ( عمومی ) شمنان ژیوانی ŝemnāne - živāni ( اوستایی: ŝemna ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١٠

تامین - فراهم شدنی.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١٠

استنباط: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: برداشت ( دری ) اپیوات apivāt ( اوستایی: apivat )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٦

مکمل: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: آپاناک āpānāk ( اوستایی: āpana با پسوند پهلوی آک ) .

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٤

1 - کاربرد اصلی و رایج: حمله کردن ( Attack ) این عبارت زمانی به کار می رود که کسی یا گروهی ناگهانی یا با خشونت به دیگری حمله می کنند. در متون ادبی و ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٥

1 - معنای اصلی: روی چیزی نشستن. He sat upon the rock. او بر روی صخره نشست. کمی ادبی تر از sat on the rock. 2 - معنای استعاری:�بر چیزی مسلط/چیره بو ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٣

1 - کاربرد فیزیکی و ساده ( Literal ) این رایج ترین معناست: آویزان کردن چیزی. Hang up your coat in the closet. کت خود را در کمد آویزان کنید. 2 - کار ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٥

enter upon ( یا گاهی enter on ) یک عبارت رسمی و ادبی ( Formal/Literary ) است که تفاوت مهمی با enter ساده دارد. در حالی که enter معمولاً به معنای�وارد ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٥

جهیزیه: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: وَرداک ( کردی: وَردَک )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

پاشیدن - پخش کردن روی، افشاندن بر.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٤

قیاس فاسد: ( Fallacious Reasoning یا Logical Fallacy ) در منطق به استدلالی گفته می شود که ظاهر آن درست به نظر می رسد ولی از نظر ساختاری یا محتوایی دا ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٥

آخرین: آخر واژه ای عربی است که پسوند پارسی ین به آن افزوده شده است. همتای پارسی اینهاست: پایانی، واپسین، پسین ( دری ) انتیمین antimin ( سنسکریت: ant ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٧

Individual personality همتای پارسی این دو واژه ی عربی این است: آتیمن ātiman ( سنسکریت: ātman )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٣

این واژه در سنسکریت باد bād بوده است.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٤

1 - در ریاضیات و هندسه ( Geometric ) اگر منظور یک شکل هندسی است: کره، umper ( در مباحث مربوط به حجم و سطح ) . The surface of a sphere سطح یک کره. ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٣

1 - در بافت مذهبی و الهیاتی ( Theological ) اگر منظور ارجاع به خداوند یا یک موجود برتر و مطلق در هستی باشد: جان جهان، روان برتر، نیروی برتر. روح مت ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٥

1 - پرتاب کردن یا انداختن چیزی از روی چیزی یا جایی. He threw the ball over the fence. او توپ را از رویِ حصار پرتاب کرد. 2 - پوشاندنِ چیزی با یک لای ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٣

الف ) در توصیف رفتارهای فیزیکی ( پرخاشگرانه یا مضطربانه ) اگر کسی در حال زدن یا کوبیدن چیزی با حرکات خشن باشد: به شدت کوبیدن بر روی… با خشونت ضربه ز ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٣

1 - در معنای رایج حقوقی/پلیسی: دستگیر شد دستگیر - بازداشت شده، به دام افتاده ( غیردقیق تر و روایی تر ) The suspect was apprehended by the police. م ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٤

مشخص - معلوم - احراز - تعیین شده، به دست آمده، به درستی معلوم/ثابت شده. نکته معنایی ascertain یعنی با بررسی، تحقیق یا اطمینان، چیزی را معلوم کردن. ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٨

جسد: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: پیکر، لاشه ( دری ) اریست erist ( مانوی )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٦

1 - ثابت ( ایستا، آنچه تغییر نمی کند، پابرجا ) : همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: آراز ( خراسانی ) 2 - ثابت ( نشان دادن، مسلم شدن ) . همتای پا ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٦

1 - اگر منظور حرکت فیزیکی است ( پایین رفتن و پا گذاشتن روی چیزی ) پا گذاشتن بر [چیزی] هنگام پایین آمدن. He stepped downwards upon the bottom stair. ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٦

1 - در متون قدیمی و لاتین ( پایه در زبان های هندواروپایی ) Pala به معنای بیلچه ( Spade/Shovel ) یا تیغه ی تخت است. در متون باستانی، ممکن است به ابز ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١٣

محوطه: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: پرچاب parcāb ( سغدی: parcābd )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٩

guidance in study

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١٠

مَهریه: مَهر واژه ای عربی است که پارسی زبانان[ ی] پارسی و سپس [ه] عربی به آن افزوده اند تا نام دارای صفت شود. مهر در فرهنگ های عربی العین ( قرن دوم ق ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١٣

شاهد عینی: به کار بردن این دو واژه ی عربی کنار هم را در آرایه های ادبی، افزوده ی نابجا ( حشو قبیح ) گویند؛ زیرا شاهد یعنی مشاهده کننده، کسی که چیزی ی ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٨

The manager is currently exercising supervision over the new project هم اکنون مدیر دارد بر پروژه جدید نظارت می کند.