پیشنهاد‌های فانکو آدینات (٣,١٤٩)

بازدید
٨,٥١٨
تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

مقام دولتی: ( government official ) همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: آدیکارانیک ādhikārānik ( سنسکریت: ādhikaranika )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٦

The government official announced new policies مقام دولتی سیاست های جدیدی را اعلام کرد.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٧

بلاغت: هماهنگی سخن با مقام و حال شنونده یا خواننده؛ یعنی سخن بجا، با واژه های مناسب، آهنگی درست و هدف دار به گونه ای که اثرگذار و قانع کننده باشد. ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٧

فصاحت: درستی، روانی و زیبایی واژه ها و ترکیب جملات به گونه ای که سخن از خطاهای زبانی یا نوشتاری و ناهنجاری های لفظی تهی باشد و گوش و ذهن شنونده را آز ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٧

مفهوم موافق: برداشتی است که از معنای تقویت شده ی یک حکم قانونی به دست می آید؛ یعنی اگر قانون درباره یک موضوع حکمی داده، موضوع قوی تر یا مهم تر نیز هم ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٨

مفهوم مخالف: برداشتی است که از قیدهای یک حکم قانونی به دست می آید؛ یعنی وقتی قانون حکمی را مشروط به یک وضعیت خاص کرده، در نبود آن وضعیت، حکم برعکس یا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٩

صفت مشبهه: صفتی است که نشانگر پایداری ( و نه گذرا بودن ) یک ویژگی یا حالتی در موصوف می باشد. مانند مرد دانا؛ که دانایی صفتی پایدار برای مرد است. ولی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

صفت مشبهه: صفتی که نشانگر پایداری یک ویژگی یا یک حالت در موصوف است. مانند مرد دانا؛ که دانایی صفتی پایدار برای مرد است. و یا زن خوشخو؛ که خوی خوش حال ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٧

جماعت: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: ریستک ristak ( پهلوی ) وانسوا vānesvā ( اوستایی:وانثوا vānşvā )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٦

زمره: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: دسته، گروه، شمار ( دری ) آنسا ānsā ( اوستایی: ānsa )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٧

تایی: پسوندی که به شماره به کار می رود و از آن صفت شمارشی می سازد. مانند دو تایی، سه تایی، چهارتایی و. . .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٦

قلو: ( ترکی ) این واژه در فارسی به تنهایی به کار نمی رود و با پیشوند شماره می آید و گفته می شود دو قلو، سه قلو و . . . همتای پارسی این است: همسان، هم ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٧

عدم تمایل: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: انیژا anižā ( سنسکریت: anicchā )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

محل تلاقی: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: پدیرگاد padiragād ( پهلوی: padiragih با پسوند پهلوی آد )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٨

دارای قداست، مقدس شمرده شده، دارای تقدس

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

تلاقی: این واژه در فارسی امروز به واتای [کردی] ( معنی ) دیدار یا ملاقات دویا چند تن نیست؛ که به واتای به هم رسیدن رودها یا دو سپاه برای جنگ است و نیز ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٨

میتونامچر mitunāmcar ( سنسکریت: mithunamcar ) رابطه ی جنسی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٤

مراوده: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: سمگت samgat ( سنسکریت: samgati ) نشست و برخاست، آمد و شد، رفت و آمد ( دری )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٦

دشمنانه، خصمانه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

مرمت: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: بهبود، بازسازی ( دری ) سمپد sampad ( سنسکریت ) وهیون vahyun ( پارتی: vaheyun )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

مسن MOSEN: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: پیر، سالخورده، کهنسال، سالمند، فرتوت ( دری ) زرمان zarmān ( مانوی ) سالین ( بختیاری )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

هم و غم: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: آیزه āyoze ( سغدی )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

در قبالِ ( In exchange for، In return for ) : قبال واژه ای عربی است و همتای پارسی این ویریست [سغدی] ( ترکیب ) پارسی - عربی، این است: پینامسای pināmsā ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

به ازای: ازا واژه ای عربی است و همتای پارسی این ویریست [سغدی] ( ترکیب ) ، این است: پراتی parātye ( سنسکریت: prati )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

مقتضیات: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: نیابگان nyābagān ( مانوی )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٤

مقتضا یا مقتضی: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: نیابگ nyābag ( مانوی )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٤

معرب moarrab ( عربی شده ) : همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: تازیات ( تازی با پسوند صفت ساز سغدی آت )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٤

کف ( ته، مانند کف دریا، کف دست، کف پا و. . . : ) این واژه در اوستایی گفیه gafya ( گودی، ژرفا، عمق ) بوده و از آن جا به عربی راه یافته است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

حیوانات وحشی: حیوانات و وحش دو واژه ی عربی است؛ همتای پارسی این است: آرنیاس ārnyās ( سنسکریت: āranyās )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

1 - موقعیت مکانی: قرار گرفتن چیزی در قسمت پایینی نسبت به یک سطح یا جسم دیگر. The keys are being underneath the sofa کلیدها زیر مبل است. The foundat ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

سفسطه: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: آفاسه āfāse ( سنسکریت: ābhāsa؛ در سنسکریت آوای ف نیست و bh و ph در این زبان در دیگر زبان های آریایی، ف خ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٦

کص: این واژه در سنسکریت کسله kosala ( شکاف ) بوده و واژه ی گسل در پارسی نیز از آن ساخته شده است. در پهلوی آباج ( خواهان آب ) گفته می شده که واژه ی آب ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٤

مجرای ادرار: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: کتس چامین katas - cāmin ( پهلوی ـ دری )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٧

مقاربت: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: آمیزش، نزدیکی، همبستری، همخوابگی، هماغوشی، خفت و خیز ( دری ) پَتیرِس ( سغدی: پتیرث patireş ) مایوت ( ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

استراحت ( و نه خوابیدن؛ که برای آن غنودن به کار می رود ) : همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: آرمیدن، آسودن ( دری ) الال elāl ( بختیاری ) اشپن a ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

یک قید ( adverb ) است و به معنی “به صورت ناپایدار”، “به طور متزلزل”، “لرزان” یا “غیرمستحکم” است. این قید چگونگی انجام یک عمل را توصیف می کند، یعنی ع ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٧

حسِ، احساسِ sense of humor حس شوخ طبعی sense of responsibility حس مسئولیت پذیری / احساس مسئولیت sense of fear احساس ترس sense of freedom احساس آزادی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

نگاه اندوهگینانه یا غمگینانه She gave him a downcast look after failing the exam او پس از رد شدن در آزمون، نگاهی غمگینانه به او انداخت

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

تحتانی: تحت واژه ای عربی است که پسوند پارسی آنی به آن افزوده شده است: همتای پارسی اینهاست: زیرین ( دری ) میتیل ( گیلکی ) چازَری ( سغدی: چاذَر )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

ناحیه پایینی، منطقه تحتانی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

هیداس heydās : این واژه در سنسکریت از ریشه ی هید ( 1برانگیختن، فاژور ( تحریک ) کردن، آشفته ـ خشمگین ـ شرزه ( عصبانی ) کردن، به خشم آوردن، آزردن، رنجا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

بدایع ( جمع بدیع ) : همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: نغزان naqzān ( نغز با پسوند آن ) ، فافان fāfān ( فافا با پسوند آن ) ، تازه ها، نوآوری ها ( ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

بیعت: این واژه در فرهنگ عربی - فارسی لاروس چنین آمده است: البیعَه: 1 - به رسمیت شناختن فرمانروایی یا جانشینی کسی و پیمان بستن با وی؛ 2 - دست بر دست د ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

جغرافیا: همتای پارسی این واژه ی تازیگان ( معرب ) این است: اژنامانزا ežnāmānzā ( اژنا: سغدی žnā: دانش؛ مان: پهلوی بررسی؛ زا: اوستایی: زمین؛ دانش زمین ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

معماری: معمار واژه ای عربی است که پسوند پارسی ی به آن افزوده شده است: همتای پارسی اینهاست: ناگری nāgari ( سنسکریت: nagara با پسوند ی ) هوشیانگی huŝy ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

نواحی: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: دیاران dyārān ( دری ) رایانان rāyānān ( خراسانی ) هیوادان hivādān ( پشتو )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

ذاتا: ذات واژه ی پارسی است که در اوستایی ذاتَه بوده است و پسوند الف تنوین دار عربی به نادرست به آن افزوده شده است. همتای پارسی این است: ذاتَس ( ذات ب ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٤

ختم کلام: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: اغر سخن aqre - soxan ( پهلوی ـ دری )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

حاصل کلام: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: شایه سخن ŝāye soxan ( دری )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٤

تکیه کلام: همتای پارسی این دو و اژه ی عربی، این است: واژه پیناو vāže - pināv ( پارتی ـ سغدی: patnave )