مقتضیات
/moqtaziyyAt/
مترادف مقتضیات: ضروریات، اقتضا کننده ها، مناسبت ها، حاجات، نیازها
معنی انگلیسی:
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
فرهنگ معین
( ~. ) [ ع . ] (اِفا. ) جِ مقتضیه . ۱ - اقتضاکننده ها. ۲ - شایسته ها. ۳ - حاجات ، ضرورت .
فرهنگ عمید
۲. لوازم، ضروریات .
۳. اقتضاکننده ها.
پیشنهاد کاربران
مقتضیات: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است:
نیابگان nyābagān ( مانوی )
نیابگان nyābagān ( مانوی )
مطابق مقتضیات زمان= روز آمد
الزامات
نیازها، ضروریات