پیشنهادهای فانکو آدینات (٣,١٤٩)
این واژه در سنسکریت پتهه patha، در اوستایی:پث، پئیثی pa�şi، paş؛ در پهلوی: pat؛ در پارتی: pandān؛ و در مانوی: pand بوده است به معنی راه، جاده، مسیر، ...
1 - مشغول بودن به یک فعالیت ( بیشترین کاربرد ) زمانی که می خواهید بگویید کسی وقت یا تمرکز خود را صرف انجام کاری مشخص کرده است. در این حالت، معنای آن ...
بزرگ ترین ضرر تریاک برای کسانی که به آن معتادند، این است که به دلیل آرامبخش بودن تریاک، این است که آزیر خطر بدن را از کار می اندازد، یعنی فرد هرگز در ...
واژه Embellishing ( از فعل embellish ) در زبان انگلیسی معنایی دوگانه دارد: یک معنای مثبت/زیبایی شناختی و یک معنای منفی/فریبکارانه. 1 - معنای مثبت: ز ...
هیئت وزیران: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: لیژان ویچیران ližān vicirān ( کردی: ližana با پهلوی )
هیئت رئیسه: گروهی که مسئولیت اداره و نظارت بر فعالیت های یک سازمان، شرکت، مجلس یا انجمن را برای یک دوره زمانی مشخص بر عهده دارند. همتای پارسی این دو ...
علی الاصول: همتای پارسی این ویریست [سغدی] ( ترکیب ) عربی، اینهاست: از پایه، از ریشه ( دری ) بنیمیها bonimihā ( اوستایی با پسوند پهلوی یها )
واژه Wayfaring یکی از واژه های بسیار زیبا و باستانی در زبان انگلیسی است که بار معنایی عمیق و متفاوتی نسبت به واژه ساده ی Travelling دارد. این واژه از ...
Road - going یک صفت مرکب است که برای توصیف وسایل نقلیه ( خودروها، موتورسیکلت ها و… ) به کار می رود. معنای آن بسته به بافت متن می تواند متفاوت باشد: 1 ...
means در زبان انگلیسی یکی از واژه های بسیار چندپهلوست که معنای آن به نقش دستوری ( Part of Speech ) و بافت متن ( Context ) بستگی دارد. 1 - وقتی نقش ف ...
طول سفر: طول در این ویریست [سغدی] ( ترکیب ) ، به واتای [کردی] ( معنی ) مدت است؛ هنگامی که گفته می شود در طول سفر با هم گفتگو کردیم، یعنی در مدتی که ب ...
عزرائیل: همتای پارسی این واژه ی عربی این است: جانهنج jānhanj ( پهلوی )
1 - درباره ی احساسات و رفتار ( رایج ترین کاربرد ) زمانی که فرد کنترل خود را بر احساسات یا رفتار خود از دست می دهد یا تصمیم می گیرد آن ها را کاملاً آ ...
Put down یکی از پرکاربردترین و پیچیده ترین Phrasal Verbs ( افعال عبارتی ) در زبان انگلیسی است؛ زیرا معنای آن از یک حرکت فیزیکی ساده تا توهین کردن و ح ...
1 - در روان شناسی و شخصیت ( Temperament/Character ) این رایج ترین کاربرد کلمه است و به ویژگی های شخصیتی پایدار، خلق وخو یا حالت ذهنی یک فرد اشاره دا ...
1 - فراتر رفتن، برتر بودن ( اخلاقی، فکری یا شخصیتی ) - رایج ترین کاربرد. این کاربرد معمولاً برای اشاره به بالا بردن سطح رفتار، تفکر یا شخصیت یک فرد ...
1 - در گرافیک، دیجیتال و رابط کاربری ( UI/UX ) این رایج ترین کاربرد امروزی است. به معنای قرار دادن یک لایه روی لایه ی دیگر است. A digital overlay o ...
1 - ارائه دادن یا فراهم کردن ( رسمی و رایج ) این رایج ترین کاربرد در متون اداری، حقوقی یا رسمی است. فراهم کردن چیزی ( مانند کار، خدمات، یا مالیات ) ...
The Pharisees have long been exalted by men, but this is a time of change, a time for the tables to turn. سالها بود که فَریسیان نزد مردم والا محسوب ...
سپیده دم، دم صبح، کله ی سحر، صبح زود
الزاما: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: فِرچیها ( پهلوی )
علائم حیاتی: علائم و حیات دو واژه ی عربی است؛ همتای پارسی اینهاست: نشانه های زندگی ( دری ) ( عمومی ) شمنان ژیوانی ŝemnāne - živāni ( اوستایی: ŝemna ...
تامین - فراهم شدنی.
استنباط: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: برداشت ( دری ) اپیوات apivāt ( اوستایی: apivat )
مکمل: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: آپاناک āpānāk ( اوستایی: āpana با پسوند پهلوی آک ) .
1 - کاربرد اصلی و رایج: حمله کردن ( Attack ) این عبارت زمانی به کار می رود که کسی یا گروهی ناگهانی یا با خشونت به دیگری حمله می کنند. در متون ادبی و ...
1 - معنای اصلی: روی چیزی نشستن. He sat upon the rock. او بر روی صخره نشست. کمی ادبی تر از sat on the rock. 2 - معنای استعاری:�بر چیزی مسلط/چیره بو ...
1 - کاربرد فیزیکی و ساده ( Literal ) این رایج ترین معناست: آویزان کردن چیزی. Hang up your coat in the closet. کت خود را در کمد آویزان کنید. 2 - کار ...
enter upon ( یا گاهی enter on ) یک عبارت رسمی و ادبی ( Formal/Literary ) است که تفاوت مهمی با enter ساده دارد. در حالی که enter معمولاً به معنای�وارد ...
جهیزیه: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: وَرداک ( کردی: وَردَک )
پاشیدن - پخش کردن روی، افشاندن بر.
قیاس فاسد: ( Fallacious Reasoning یا Logical Fallacy ) در منطق به استدلالی گفته می شود که ظاهر آن درست به نظر می رسد ولی از نظر ساختاری یا محتوایی دا ...
آخرین: آخر واژه ای عربی است که پسوند پارسی ین به آن افزوده شده است. همتای پارسی اینهاست: پایانی، واپسین، پسین ( دری ) انتیمین antimin ( سنسکریت: ant ...
Individual personality همتای پارسی این دو واژه ی عربی این است: آتیمن ātiman ( سنسکریت: ātman )
این واژه در سنسکریت باد bād بوده است.
1 - در ریاضیات و هندسه ( Geometric ) اگر منظور یک شکل هندسی است: کره، umper ( در مباحث مربوط به حجم و سطح ) . The surface of a sphere سطح یک کره. ...
1 - در بافت مذهبی و الهیاتی ( Theological ) اگر منظور ارجاع به خداوند یا یک موجود برتر و مطلق در هستی باشد: جان جهان، روان برتر، نیروی برتر. روح مت ...
1 - پرتاب کردن یا انداختن چیزی از روی چیزی یا جایی. He threw the ball over the fence. او توپ را از رویِ حصار پرتاب کرد. 2 - پوشاندنِ چیزی با یک لای ...
الف ) در توصیف رفتارهای فیزیکی ( پرخاشگرانه یا مضطربانه ) اگر کسی در حال زدن یا کوبیدن چیزی با حرکات خشن باشد: به شدت کوبیدن بر روی… با خشونت ضربه ز ...
1 - در معنای رایج حقوقی/پلیسی: دستگیر شد دستگیر - بازداشت شده، به دام افتاده ( غیردقیق تر و روایی تر ) The suspect was apprehended by the police. م ...
مشخص - معلوم - احراز - تعیین شده، به دست آمده، به درستی معلوم/ثابت شده. نکته معنایی ascertain یعنی با بررسی، تحقیق یا اطمینان، چیزی را معلوم کردن. ...
جسد: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: پیکر، لاشه ( دری ) اریست erist ( مانوی )
1 - ثابت ( ایستا، آنچه تغییر نمی کند، پابرجا ) : همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: آراز ( خراسانی ) 2 - ثابت ( نشان دادن، مسلم شدن ) . همتای پا ...
1 - اگر منظور حرکت فیزیکی است ( پایین رفتن و پا گذاشتن روی چیزی ) پا گذاشتن بر [چیزی] هنگام پایین آمدن. He stepped downwards upon the bottom stair. ...
1 - در متون قدیمی و لاتین ( پایه در زبان های هندواروپایی ) Pala به معنای بیلچه ( Spade/Shovel ) یا تیغه ی تخت است. در متون باستانی، ممکن است به ابز ...
محوطه: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: پرچاب parcāb ( سغدی: parcābd )
guidance in study
مَهریه: مَهر واژه ای عربی است که پارسی زبانان[ ی] پارسی و سپس [ه] عربی به آن افزوده اند تا نام دارای صفت شود. مهر در فرهنگ های عربی العین ( قرن دوم ق ...
شاهد عینی: به کار بردن این دو واژه ی عربی کنار هم را در آرایه های ادبی، افزوده ی نابجا ( حشو قبیح ) گویند؛ زیرا شاهد یعنی مشاهده کننده، کسی که چیزی ی ...
The manager is currently exercising supervision over the new project هم اکنون مدیر دارد بر پروژه جدید نظارت می کند.