رییس قبیله
جدول کلمات
پیشنهاد کاربران
رئیس قبیله: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است:
کولاپت kulāpat ( سنسکریت: kulāpati )
کولاپت kulāpat ( سنسکریت: kulāpati )
اینکاها رییس قبیله خودرا" کوراکا" می نامیدند و او مسوول پاسخگویی هر مشکلی در قبال رفتار افراد قبیله خود داشت. او در زان صلح قاضی اعظم قبیله و در زمان جنگ مسوول گردآوری نیرو و فرماندهی آن بود.
زعیم
سیدالقوم ؛ مهتر طائفه.
ام القوم. [ اُم ْ مُل ْ ق َ ] ( ع اِ مرکب ) رئیس قوم. ( از لسان العرب ) سردار قوم. ( منتهی الارب ) .
سالار قوم. [ رِ ق َ / قُو ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) رئیس و مهتر قوم. ( ناظم الاطباء ) . سرلشکر. ( آنندراج ) .