پیشنهاد‌های فانکو آدینات (٣,١٤٩)

بازدید
٨,٥١٨
تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٤

گذاشتن - قرار دادن روی چیزی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

نزدیک گذاشتن - قرار دادن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

تنافر حروف: کنار هم آمدن واج هایی که گویش را دشوار و ناخوش آهنگ می کند. مانند: هر سه سه شب سه شنبه است؛ یا شیخ شمس الدین در شمس آباد شش سیخ کباب خورد ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

روشن تر - درخشان تر بودن از This new LED bulb surpasses the old one in brightness این لامپ LED تازه از لامپ قبلی روشن تر است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

گسترده - پهن - پخش - پراکنده شدن روی یا در The stars are distributed over the sky ستاره ها در آسمان پراکنده اند

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

ازدواج سفید. این گونه از ازدواج در ایران باستان بوده است؛ در میان واژه های پهلوی، واژه ی هم بویشنیه habaviŝnih به زن و مردی گفته می شد که بدون ازدواج ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

ازدواج موقت: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: نیوگا nyugā ( سنسکریت: niyoga )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

تجدید فراش: تجدید واژه ای عربی و فراش عربی شده از سغدی پرشترن parŝtarn ( فرش کردن، گستردن، پهن کردن ) ساخته شده است. همتای پارسی این است: ادیوید adiv ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

ازدواج مجدد to marry in addition to همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: ادیوید adivid ( سنسکریت: adhivid )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

1 - جدا - قطع کنندگی، برش دهندگی. The phone line was cut off تلفن قطع شد. The branch was cut off from the tree شاخه از درخت بریده شد. 2 - محرومیت، ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٤

مظان اتهام under suspicion. He is under suspicion of bribery او در مظان اتهامِ رشوه خواری است. همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: آشنک باشا ā ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

تغییرات: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: ویهوران vihurān ( مانوی ) دگرگونی ها ( دری )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٤

غیر قابل درک: غیر واژه ای تازیات [تازی با پسوند سغدی آت] ( معرب ) از سنسکریت گیره gayra می باشد و قابل و درک هر دو عربی است؛ همتای پارسی این است: ناش ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

حمایت کردن از، طرفداری کردن از، به سود چیزی یا کسی صحبت کردن، گویای - نشانگر چیزی بودن. The statistics speak in favour of this new strategy آمار گوی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

این واژه در سنسکریت وکش vakŝ بوده به واتای [کردی] ( معنی ) : 1ـ رشد کردن، بالیدن، بزرگ شدن، افزایش یافتن. 2ـ تَهَم ( قوی ) ـ زورمند ـ نیرومند ـ توانا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

ملکوت اعلی: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: ادیلکا adilokā ( سنسکریت: adhiloka )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

پلکان، راه پله

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

1 - منجر شونده. The events leading up to the war were complex وقایعی که به جنگ منجر شد / انجامید، پیچیده بود. 2 - در آستانه / پیش از: این ترجمه زما ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

بالا رونده، برخیزنده، دامید ( صعود ) کننده، برتری یابنده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

سروده ای ویرایش گردیده از حافظ که در آن آرایه پَدیاب [پارتی] ( تضاد ) به کار رفته است: درد و درمان، تن و جان، این و آن، پرده و دستان، شب ها و روزان، ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٨

بالا روی، فراتر روی، برتری یابی، چیرگی. rising above the noise فراتر رفتن از سروصدا / اهمیت ندادن به حواشی. rising above the challenges چیرگی بر چ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

1 - سوار شوندگی بر. riding on a bicycle سوار دوچرخه شدن. 2 - سوار شونده یا سوار شده بر. 3 - بستگی داشتن، وابسته بودن. The success of the project ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

جای گرفته - قرار گرفته - واقع شده در بالا. The book is placed above the table کتاب روی میز قرار گرفته است. The office is placed above the shop دفتر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٤

فائق: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: چیره، پیروز ( دری ) ونون vanun ( سغدی: vanune ) وانیتار ( پهلوی )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

معاونت عمومی برای public relief همتایی نادرست است؛ و بهترین همتای آن کمک عمومی است. The government implemented a new program for public relief to he ...

پیشنهاد
٥

معاونت: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: آفوسیش āfusiŝ ( سنسکریت: ābhus با پسوند اسم مصدر ساز ایش که در پهلوی ایشن بوده است ) .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

ممسک الاعنه: همتای پارسی این ویریست [سغدی] ( ترکیب ) عربی، این است: ادیرات adirāt ( سنسکریت: adhiratha )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

کوشیدن برای رسیدن به چیزی. He strives up to the ideals of his ancestors او برای رسیدن به آرمان های نیاکانش می کوشد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

برپا شدن یا کشیده شدن بر فرازِ افراشته شدن یا امتداد یافتن بر رویِ سر برافراشتن یا گسترده شدن بر بالا رفتن یا کشیده شدن بر رویِ اگر درباره ی ساختمان، ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

مکه: این نام در سنسکریت مکهه makha و به واتای [کردی] ( معنی ) جای قربانی دادن، قربانگاه است و در فرهنگ سنسکریت - انگلیسی مونیر ویلیامز چاپ 1964 ص. 77 ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٧

حاصل مصدر بیش از اندازه - بیش از حد بودگی، زیاده روی The excessiveness of his speech was tiring. زیاده رویِ او در حرف زدن خسته کننده بود

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

قدر دانی: قدر واژه ای عربی و دانی پارسی است؛ همتای پارسی این ویریست [سغدی] ( ترکیب ) عربی - پارسی، اینهاست: سپاسگزاری ( دری ) اَسپاس aspās ( مانوی )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٧

بسیار مهربان God is exceedingly merciful. خداوند بسیار مهربان است

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٧

بیش از اندازه، بیش از حد، بالاتر از حد معمول His patience was above measure او بیش از اندازه صبر کرد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

احکام: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: دیتان ditān ( اوستایی: diti با پسوند آن )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٩

غیر مستقیم: غیر عربی شده از سنسکریت گیره gayra می باشد و مستقیم عربی است؛ همتای پارسی این ویریست [سغدی] ( ترکیب ) این است: نارازید ( خراسانی )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٩

خشتر: این واژه در اوستایی خشِتر xŝetr و در سنسکریت کشَترَه kŝatra و به این واتاها [کردی] ( معانی ) است: شهر، چیرگی، سلطه، تسلط، استیلا، حاکمیت، غلبه؛ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٧

موکب: در فرهنگ عربی - فارسی لاروس به گروه سواره یا پیاده گفته می شود. این واژه ی عربی نیز مانند برخی دیگر، دچار دگرگونی معنایی شده و امروزه به معنی ا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٩

دستور - فرمان دادن. He gave orders to the staff او به کارکنان دستور داد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

میانجیگری - شفاعت کردن. He interceded for his friend. او برای دوستش شفاعت/میانجی گری کرد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

به سود کسی یا چیزی گفتن، به خوبی - به نرمی گفتن، به نیکی یاد کردن. He spoke in favour of the proposal او به سود آن پیشنهاد سخن گفت She spoke favoura ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

پانیذ ( عربی فانیذ ) : این نام در سنسکریت پهانیته phānita و به واتای [کردی] ( معنی ) شیره - گوشان ( عصاره ) نَفام ( غلیظ ) نیشکر و دیگر گیاهان است. ک ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٨

برای، به منظور، در راستای، در جهتِ، در حکم، به منزله، موجب، باعث serving to support برای پشتیبانی serving to increase tension که موجبِ افزایش تنش می ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٧

رشادت: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: دلیری، دلاوری، پردلی ( دری ) مَرتانیا ( سغدی )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

طبقه بالا She lives on the upper storey. او در طبقهٔ بالا زندگی می کند

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

الزامات: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: اکانها ekānhā ( پهلوی )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

عنوان سلطنتی: عنوان و سلطنت دو دواژه ی عربی است؛ همتای پارسی این است: فَرنام شایازی ( دری - ـ سغدی: axŝāyāż با پسوند ی )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٧

مخاطره: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: پرمرگی pormargi ( پهلوی: purmargih ) مترسی matarsi ( کردی ) سمشیا samŝyā ( سنسکریت:سمصیا samśaya )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

تجلی: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: آشکارایی، پیدایی، نمایانی ( دری ) پیرگ payrog ( مانوی ) دنها denhā ( سغدی ) .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١١

بر روی چیزی رقصیدن - پایکوبی کردن. dance upon the floor روی زمین رقصیدن. dance upon the stage روی صحنه رقصیدن.