حمایت کردن از، طرفداری کردن از، به سود چیزی یا کسی صحبت کردن، گویای - نشانگر چیزی بودن.
The statistics speak in favour of this new strategy
آمار گویای سودمندی این استراتژی جدید است/ آمار حاکی از برتری این استراتژی جدید است
... [مشاهده متن کامل]
He was asked to speak in favour of the proposal at the meeting
از او خواسته شد که در جلسه از پیشنهاد حمایت کند.
Her excellent performance speaks in favour of her dedication.
عملکرد عالی او نشان دهندهٔ - گویای تعهد اوست
آمار گویای سودمندی این استراتژی جدید است/ آمار حاکی از برتری این استراتژی جدید است
... [مشاهده متن کامل]
از او خواسته شد که در جلسه از پیشنهاد حمایت کند.
عملکرد عالی او نشان دهندهٔ - گویای تعهد اوست
به سود کسی یا چیزی گفتن، به خوبی - به نرمی گفتن، به نیکی یاد کردن.
He spoke in favour of the proposal
او به سود آن پیشنهاد سخن گفت
She spoke favourably to him
او با او به نرمی/به خوبی صحبت کرد
او به سود آن پیشنهاد سخن گفت
او با او به نرمی/به خوبی صحبت کرد