پیشنهاد‌های فانکو آدینات (٣,١٤٩)

بازدید
٨,٥١٨
تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٣

سنسکریت: svid

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

جاری - روان شدن. to flow

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

to glide over لیز - سر خوردن بر روی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

افضل: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: برتر barter ( دری ) مازینگ māzing ( اوستایی: mazyangh )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

اعلیحضرت: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: اِسکافر eskāfar ( سغدی: eskāfarn )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

اعلی: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: پهرم pahrom ( پهلوی )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

بیرون زدن یا برجسته شدن بیش از حد یک شیء نسبت به دیگری یا نسبت به یک سطح صاف. The rock jutted over the edge of the cliff سنگ از لبه پرتگاه بیرون زده ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

ستیغ: این واژه در سنسکریت stigh و فعلی است به معنی سوار شدن، بالا رفتن، گام برداشتن و چنین صرف می شود: stighnomi سوار می شوم، stighnosi سوار می شوی، ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

so as to prevent the flow of any liquid برای جلوگیری از جریان یافتن هرگونه مایع

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

بالعکس: همتای پارسی این ترکیب عربی، اینهاست: وارنگ vārang ( دری ) سرچپ sarcap ( خراسانی: sarcapa )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

روکش کردن، روی چیزی را بستن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

روکش کردن، روی چیزی را محکم بستن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

She is excelling in her studies او در درس هایش درخشیده / سرآمد شده است.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

نشانگر، نشان دهنده، شاخص The high unemployment rate is indicatory of a struggling economy نرخ بالای بیکاری، نشانگر اقتصاد بیمار است.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

اطاله کلام: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: ژوتن žutan ( پهلوی )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

مرحله اجرا: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، اینهاست: ماوِه ی جیان ( کردی و کردی: jyānin ) نیسنگ دایات nisange - dāyāt ( پهلوی - اوستایی )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٣

نام ( اسم ) از فعل cure درمان، علاج، مداوا.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

دادن - بخشیدن به

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

bestow on پخش - توزیع کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

تصمیم قطعی گرفتن در باره ی چیزی this being resolved upon در باره ی آن یک بار تصمیم گرفته شده است.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

دمیدن - فوت کردن به.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

To blow upon ; to cause to swell up

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

خوردن کمی از. to fast on bread and water. خوردن کمی نان و آب. ( فرهنگ انگلیسی - انگلیسی وبستر چاپ 1925 )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٣

as. . . so همین طور، همچنین، همچنین که، همچنان که، آن گونه که. as i helped you, so you ought to help my son همچنان که من شما را یاری کردم، شما هم پس ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٣

جهان فانی، دنیای فانی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

به تندی وزیدن، به شدت دمیدن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٥

تکنولوژی: این واژه ی فرانسوی با ریشه یونانی، در سال 1896 به زبان فرانسه راه یافته یا در آن ساخته شده است و از واژه ی یونانی tekhnologia ساخته شده که ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

وقت گذرانی کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

اجازه عبور دادن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

1 - رها کردن برای افتادن. 2 - گریختن، در رفتن، فرار کردن، فلنگ را بستن، به چاک زدن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

بحبوحه: همتای پارسی این واژه ی عربی، به ترتیب کمی سیلاب، اینهاست: اودان udān ( سنسکریت: uddāna ) گرفا garfā ( سنسکریت: garbha ) نیوه nive ( کردی ) ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

درخشیدن در جلوی، تابیدن در راستای، پرتو افکندن در امتدادِ

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

درخشیدن بر روی - بر بالای - سرتاسرِ، تابیدن تا تهِ - بر بالای - بر سرِ

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

1 - فرق. این واژه ی عربی به تنهایی در پارسی به واتای [کردی] ( معنی ) نوک، راس، چکاد به کار نمی رود؛ کسی نمی گوید فرق کوه یا درخت یا میله و. . . ؛ و ت ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٣

= pour out بیرون ریختن، خالی کردن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٣

آزمودن برای زدن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٣

وانمود کردن به رفتن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

پیشنهاد انجام دادن کاری را دادن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

به مثابه: مثابه واژه ی عربی است؛ همتای پارسی اینهاست: به سانِ ( دری ) ماناکوی mānākuye ( سغدی )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

دست کشیدن بر پشت کسی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

عقده حقارت: همتای پارسی این دو و اژه ی عربی، این است: اَمهَس کمیستی amhase - kamisti ( سنسکریت: amhas؛ کمیستی از پهلوی: kamistih )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٣

عقده: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: اَمهَس ( سنسکریت )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

1 - طبیعی ( برخاسته از طبیعت، آن چه مصنوعی نیست ) . همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: پراکریت perākrit ( سنسکریت: prākreta ) ساتویکا sātvikā ( ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

واگذار - رها - تسلیم - تفویض کردن، تحویل دادن، سپردن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد

مذهب: شاخه ای از دین است که مجموعه یا برخی رفتارهای دینی وابسته به پندارهای مقدس فرا این جهانی را که برای روان انسان در پیوندش با خدا مقدر شده است، ب ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٥

مرز مشخص، حد معین

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مفتخر: همتای پارسی این واژه ی نازیبای عربی، اینهاست: آدریتا ( سنسکریت: ādŕetā ) ارهیتا arhitā ( سنسکریت ) اوپاسیت upāsit ( سنسکریت: upāsita )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٣

کشیدن - گستردن - گسترش دادن به آن سوی