being underneath

پیشنهاد کاربران

1 - موقعیت مکانی: قرار گرفتن چیزی در قسمت پایینی نسبت به یک سطح یا جسم دیگر.
The keys are being underneath the sofa
کلیدها زیر مبل است.
The foundations of the building are deep underneath the ground
...
[مشاهده متن کامل]

پی های ساختمان عمیقاً زیر زمین است.
2 - زیر فشار یا کنترل بودن: گاهی می تواند به معنای تحت فشار بودن، تحت سلطه بودن یا تحت کنترل بودن چیزی یا کسی باشد.
He felt like he was constantly being underneath his boss’s demands
احساس می کرد همیشه زیر فشار خواسته های رئیسش است.
3 - پنهان بودن در زیر چیزی یا جایی نامعلوم:
There were hidden dangers being underneath the calm surface
خطرات پنهانی در زیر سطح آرام وجود داشت.