واژه Embellishing ( از فعل embellish ) در زبان انگلیسی معنایی دوگانه دارد: یک معنای مثبت/زیبایی شناختی و یک معنای منفی/فریبکارانه.
1 - معنای مثبت: زینت دادن و آراستن ( To Decorate ) ، پرداختن ( مثلاً: پرداختن به ظرافت های یک اثر ) .
... [مشاهده متن کامل]
در این حالت، هدف از embellishing افزایش زیبایی، شکوه یا جذابیت چیزی است.
در هنر و معماری: افزودن جزئیات زیبا به یک سازه یا اثر هنری.
در متون مذهبی/آیینی: اگر در متن شما درباره محراب ها ( Altars ) یا اشیاء مقدس صحبت شده باشد، embellishing به معنای آراستن، زینت دادن یا تجمل بخشیدن به آن اشیاء برای افزایش شکوهِ مراسم است.
Embellishing the altar with gold.
آراستن/زینت دادن ( مثبت ) . یعنی با طلا به محراب زیبایی بخشیدن.
2 - معنای منفی: پرده پوشی یا بزرگ نمایی، پر و بال - آب و تاب دادن، آراستنِ واقعیت ( با دروغ یا مبالغه ) ، به زرق و برق انداختنِ یک داستان ( To Exaggerate )
این معنا زمانی به کار می رود که کسی می خواهد حقیقتی را با اضافه کردن جزئیاتِ ساختگی، جذاب تر یا قابل قبول تر جلوه دهد ( معمولاً با هدف فریب یا دروغگویی ) .
در روایتگری ( Storytelling ) : وقتی کسی یک داستان واقعی را می گوید، اما برای اینکه شنونده را تحت تأثیر قرار دهد، جزئیاتی را از خود اضافه می کند که در واقعیت وجود نداشته اند. ( Embellishing the truth ) .
در گزارش ها: بزرگ نماییِ واقعیت برای بهتر جلوه دادنِ یک عملکرد.
He was embellishing the story to impress us.
بزرگ نمایی/پرده پوشی ( منفی ) . یعنی با اضافه کردن جزئیات ساختگی، داستان را جذاب تر کرد تا ما را تحت تأثیر قرار دهد.
1 - معنای مثبت: زینت دادن و آراستن ( To Decorate ) ، پرداختن ( مثلاً: پرداختن به ظرافت های یک اثر ) .
... [مشاهده متن کامل]
در این حالت، هدف از embellishing افزایش زیبایی، شکوه یا جذابیت چیزی است.
در هنر و معماری: افزودن جزئیات زیبا به یک سازه یا اثر هنری.
در متون مذهبی/آیینی: اگر در متن شما درباره محراب ها ( Altars ) یا اشیاء مقدس صحبت شده باشد، embellishing به معنای آراستن، زینت دادن یا تجمل بخشیدن به آن اشیاء برای افزایش شکوهِ مراسم است.
آراستن/زینت دادن ( مثبت ) . یعنی با طلا به محراب زیبایی بخشیدن.
2 - معنای منفی: پرده پوشی یا بزرگ نمایی، پر و بال - آب و تاب دادن، آراستنِ واقعیت ( با دروغ یا مبالغه ) ، به زرق و برق انداختنِ یک داستان ( To Exaggerate )
این معنا زمانی به کار می رود که کسی می خواهد حقیقتی را با اضافه کردن جزئیاتِ ساختگی، جذاب تر یا قابل قبول تر جلوه دهد ( معمولاً با هدف فریب یا دروغگویی ) .
در روایتگری ( Storytelling ) : وقتی کسی یک داستان واقعی را می گوید، اما برای اینکه شنونده را تحت تأثیر قرار دهد، جزئیاتی را از خود اضافه می کند که در واقعیت وجود نداشته اند. ( Embellishing the truth ) .
در گزارش ها: بزرگ نماییِ واقعیت برای بهتر جلوه دادنِ یک عملکرد.
بزرگ نمایی/پرده پوشی ( منفی ) . یعنی با اضافه کردن جزئیات ساختگی، داستان را جذاب تر کرد تا ما را تحت تأثیر قرار دهد.
آرایش - پیرایه بستن بر
آراستن، زینت دادن
آب و تاب دادن به موضوعی
پر و بال دادن به یک موضوع
زینت بخشی