لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
پیشنهاد کاربران
بایَدانه، بایدوار،
بایستانه
بایستانه
الزاما: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است:
فِرچیها ( پهلوی )
فِرچیها ( پهلوی )
ناچارانه، ناگزیرانه
به ناچار، به ناگزیر، ناگزیر
الزاما=حتما
چون ازملزم می آید
الزاما یعنی باید حتما به ضرورت