پیشنهاد‌های علی ماشا اله زاده (١,٠٢٢)

بازدید
٣,٩٢٨
تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

کاربر سید محراب میر کریمی منظور شما از ارسال طیف وسیعی از ثبت نظرات پوچ و بی معنی چیست؟ برای هر نظرتان اقدام لایک کردن فیک بطور گسترده می کنید که چه؟ ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

کاربر سید محراب میر کریمی منظور شما از ارسال طیف وسیعی از ثبت نظرات پوچ و بی معنی چیست؟ برای هر نظرتان اقدام لایک کردن فیک بطور گسترده می کنید که چه؟ ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کاربر سید محراب میر کریمی منظور شما از ارسال طیف وسیعی از ثبت نظرات پوچ و بی معنی چیست؟ برای هر نظرتان اقدام لایک کردن فیک بطور گسترده می کنید که چه؟ ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد

کاربر سید محراب میر کریمی منظور شما از ارسال طیف وسیعی از ثبت نظرات پوچ و بی معنی چیست؟ برای هر نظرتان اقدام لایک کردن فیک بطور گسترده می کنید که چه؟ ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

از اسمش پیداست نام او گویای همه چیز هست

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

? Are you with it حواست هست؟ تمرکز ذهنی داری روی این مساله؟ ?Are you with me ۱ - حواست به من هست؟ ۲ - طرف من هستی؟از من حمایت می کنی؟

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

irresponsibility vs lack of responsibility irresponsibility بی مسوولیتی، وظیفه نشناسی ( بار منفی دارد ) Lack of responsibility نداشتن مسوولیت ( بار ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Recommended پیشنهاد ما توصیه شده

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

این نیز بگذرد

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

in high demand طلبه زیاد دارد پر خواهان

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

Lead - in : مقدمه، دیباچه، پیش زمینه هدایت به سوی ( یک موضوع ) ✔این عبارت زمانی به کار می رود که بخواهیم به فرآیند هدایت یا راهنمایی مخاطب به سوی یک ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سوپر مارکت کوچک ( معمولا داخل سینما، مترو. . . . )

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

سهم خودت را درقبال مسوللیت به جا بیار do your part = do your share of the work =

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به روز رسانی وضعیت

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

امتیاز برای رفتار خوب لایک خوش سابقه گی He earned brownie points by bringing coffee for his colleagues. او لایک گرفت بخاطر آوردن قهوه برای همکارانش

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

امتیاز برای رفتار خوب لایک خوش سابقه گی He earned brownie points by bringing coffee for his colleagues. او لایک گرفت بخاطر آوردن قهوه ب ای امکارانش

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وجود دارد در . . . . . . The project was delayed due to all the red tape involved in government approvals. این پروژه به تاخیر افتاد بواسطه ی تمام ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مجوز های دولتی

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رسمی: جا به جا شدن ( پول ) Half the money spent in kenya travels through M - Pesa , a money transfer system based on mobiles. نیمی از پولی که در ک ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

Strong point متضاد ؛ weak point

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

گرایش عمومی سمت و سوی تمایل مردم جهت گیری اجتماعی

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

( Fit ( noun ۱ - تناسب ۲ - انتخاب مناسب We must be sure that there’s a fit between the needs of the children and the education they receive. ما باید ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٧

Anticipate vs guess Anticipate : تمهید جستن ، آمادگی جستن برای حوادث احتمالی پیش بینی های لازم را به عمل آوردن Guess : صرفا حدس زدن، پیش بینی کردن ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از منابع خارجی تامین کردن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Step forward vs pioneer Step forward: پا پیش گذاشتن ، پیش قدم شدن Pioneer : پیشتاز بودن، جزء اولین ها بودن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

pi‧o‧neer ( noun ) countable : ۱ - حرفه ای، پیشتاز�� ۲ - پیشکسوت ( اولین نفرات ) � 💫1�someone who is important in the early development of somethin ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

Streamline vs optimize Streamline: ساده سازی کردن، اصلاح ساختاری کردن، کارآمد کردن Optimize : بهینه کردن ) بدون تغییرات فیزیکی/صرفا با تغییر تنظیمات ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Streamline : ساده سازی کردن ، کارآمد کردن ( بوسیله ی حذف و اضافه/اصلاحات ساختاری ) 💫 Optimize : بهینه کردن، پر بازده کردن ( بوسیله تنظیمات بهینه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پخش غذای نذری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرو غلطیدن افتادن و غلط خوردن Fall move=trumple

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

که انگار خونه خودته، دنج و راحت مثل خانه خودت We stayed at a homey bed and breakfast inn. ما در یک مسافرخانه ی فقط صبحانه و تختخواب دنج و راحت مثل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Home خانه Homey :که انگار خونه خودته، دنج و راحت مثل خانه خودت Homeless : بی خانمان Homesick : غریبی کردن Homeland : وطن Homemade : خانگی ( Homema ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

( تخصصی ) هم فرکانس شدن ( عمومی ) ( فعل لازم ) هم دل شدن، به دل نشستن ( فعل متعدی ) زنده کردن ( احساسات، . . . . ) در کسی، تداعی کردن، منعکس کردن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

داستان عامه پسند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عامه پسند که عموم مردم دوست دارند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دست شستن از چیزی قید چیزی را زدن I think we need to throw cold water on that idea. من فکر پی کنم ما نیاز هست که دست بشوییم از این ایده ( قید اش را ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

شناسه ی اجتماعی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

با سند و مدرک اعلام کردن، رسما اعلام کردن as saying ( that ) to say something publicly or officially, so that it may be�written�down and�repeated� ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

be worth sth��������� ارزش . . . دارد be worth it������������ ارزشش را دارد be worth doing���� ارزش انجام دادن اش را دارد 10/€50/�300, etc. worth of ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

او به ارزش ( به اندازه ی ) ۲۰۰ دلار لباس خرید. She bought $200 worth of clothes. €50 worth of golden��� به ارزش ) به اندازه ۵۹ یورو طلا ) €50 wort ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

صندوق رشدوا توسعه ( ملی ) Many income funds are worth considering since the total return is often better than from a growth fund. بسیاری از صندوق ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بی چون و چرا The Socialists now have a commanding lead over their opponents. جامعه شناسان حالا برتری بی چون و چرا دارند روی مخالفانشان The Chicago ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

از این هم بد تر اینکه. . . . . از این بدتر . . . . . . تازه از این هم بدتر. . . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

۱ - دفتر ثبت وقایع روزانه ( هواپیما، کشتی. . . . . ) ۲ - کنده درخت ۳ - لگاریتم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Backlog :� لیست اقدامات/ اقلام مورد نیاز ( اصطلاحی در مدیریت پروژه ) large amount of work that you need to complete, especially work that should al ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

معاشقه کردن مغازله کردن عشق بازی کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زوار در رفته بودن

پیشنهاد
٠

داره زوار در رفته میشه داره نخ نما میشه داره می پوسه

پیشنهاد
٠

کهنه گی اش دارد معلوم میشه نخ نما دارد میشه دارد پوسیده میشه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کهنه گی، کهنه بودن :age پوسیدگی، پوسیده بودن بعضی از این مبل ها داره نخ نما میشه. Some of the furniture was�showing�signs of�age. The water pipes ...