ترجمه‌های علی ماشا اله زاده (١٢٧)

بازدید
١,٤٧٨
تاریخ
٣ ماه پیش
متن
A stitch in time saves nine.
دیدگاه
٠

یک بخیه به موقع باعث نجات یک نفر میشه

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
What were unequivocally dramatic were changes in demography and urban structure.
دیدگاه
٠

آنچه به وضوح چشمگیر بود تغییرات بافت جمعیتی و ساختار شهری بود

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
Her attendance at school was sporadic.
دیدگاه
٠

حضور او در مدرسه یک خط در میان بود

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
The government recently introduced an insurance program to backstop money funds.
دیدگاه
٠

دولت اخیرا یک برنامه ی بیمه ای معرفی کرده برای پشتیبانی از صندوق های پول

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Whenever oligarchy took over from democracy, pay for office was one of the first things to be abolished.
دیدگاه
٠

هرگاه حکومت الیگارشی جایگزین دموکراسی می شد، حقوق و دستمزد مناسب و شایسته ی مناصب دولتی از نخستین چیزهایی بود که لغو می گردید. ( مثلا یک نماینده مجلس ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Some foreign governments appear happy to gloss over continued human rights abuses.
دیدگاه
٠

به نظر می رسد برخی دولت های خارجی از لاپوشانی کردن مستمر نقض حقوق بشر خوشحال هسنند

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Arrive two days early in order to acclimatize.
دیدگاه
١

دو روز زودتر در محل حاضر شوید که به آب و هوا و شرایط اینجا خو بگیرید

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
He has an eye for a bargain.
دیدگاه
١

او صاحب نظر هست در قیمت مناسب ( تخصص دارد/دید خوبی دارد )

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
Rogers always has an eye for a good bargain.
دیدگاه
١

راجر همیشه صاحب نظر هست در تخفیف گرفتن

تاریخ
١ سال پیش
متن
You need more high marks bump up your average.
دیدگاه
١

شما باید نمرات بالای بیشتری داشته باشید که معدل تان را ببرید بالا

تاریخ
١ سال پیش
متن
We stayed at a homey bed and breakfast inn.
دیدگاه
١

ما در یک مسافرخانه ی فقط صبحانه و تختخواب دنج و راحت مثل خانه ماندیم ( که انگار خونه خودته )

تاریخ
١ سال پیش
متن
The hotel had a nice, homey atmosphere.
دیدگاه
٠

هتل یک فضای نازی داشت که انگار خونه خودته.

تاریخ
١ سال پیش
متن
The hotel had a nice, homey atmosphere.
دیدگاه
٠

اتاق هتل دوست داشتنی و راحت و دنج مثل خانه خودم بود. / اتاق هتل دوست داشتنی بود و انگار خونه خودته

تاریخ
١ سال پیش
متن
He had no sense of rhythm whatsoever.
دیدگاه
٠

او هیچ درکی از ریتم نداشت هیچ جوره. ( هرجوری حساب اش را بکنی )

تاریخ
١ سال پیش
متن
Chlorine will act as a catalyst.
دیدگاه
٠

کلر به عنوان یک میانجی عمل خواهد کرد

تاریخ
٣ سال پیش
متن
The movie bombed out at the box office.
دیدگاه
٠

این فیلم توی گیشه بلیط فروشی ناموفق بود

تاریخ
٣ سال پیش
متن
They found their home in ruins after the hurricane.
دیدگاه
٠

آنها خانه هایشان را بصورت مخروبه یافتند بعد از طوفان

تاریخ
٣ سال پیش
متن
We should make good use of our time.
دیدگاه
٠

ما باید استفاده ی خوبی بکنیم از وقتمان ( در این جملهphrasal verb وجود ندارد، اشتباها در این مدخل آورده شده است )

تاریخ
٣ سال پیش
متن
I could make out a dark figure in the twilight.
دیدگاه

من به سختی می توانستم ببینم یک هیکل تیره را در هوای گرگ و میش

تاریخ
٣ سال پیش
متن
Please make out a bill for these goods.
دیدگاه
٥

لطفا برای این کالاها یک صورتحساب تنظیم کنید

تاریخ
٣ سال پیش
متن
The weight of baggage may not exceed seventy pounds.
دیدگاه
٠

وزن چمدانها احتمالا از ۷۰ پوند تجاوز نکند ( possibility )

تاریخ
٣ سال پیش
متن
You've all ganged up against me, it's not fair.
دیدگاه
١

شما همگی دست به یکی کرده اید رو در روی من. این عادلانه نیست

تاریخ
٣ سال پیش
متن
the spirited bidding at an auction
دیدگاه
٠

یک پیشنهاد پر ذوق و شوق در حراجی

تاریخ
٣ سال پیش
متن
The fundamental purpose of the Congress is to legislate.
دیدگاه
٠

هدف بنیادی کنگره میبایست قانوگذاری باشد

تاریخ
٣ سال پیش
متن
Have your examination results come through yet?
دیدگاه
٢

جواب آزماش شما هنوز نیامده؟

تاریخ
٣ سال پیش
متن
Have the test results come through yet?
دیدگاه
٣

نتیجه ی آزمایش هنوز نیامده؟ ( بدست نیامده؟ )

تاریخ
٣ سال پیش
متن
The tyrant trod on the hopes of the people.
دیدگاه
٠

این ستمگر لگدمال کرد آرزوهای مردم را

تاریخ
٣ سال پیش
متن
He remains unrepentant about his comments.
دیدگاه
٠

او پشیمان نیست از اظهارانش

تاریخ
٣ سال پیش
متن
She resigned her claim to the estate.
دیدگاه

او از ادعای خودش برای این املاک گذشت کرد

تاریخ
٣ سال پیش
متن
His elder brother resigned his rights to the throne.
دیدگاه
٠

برادر بزرگترش صرفنظر کرد ( چشم پوشی کرد ) از حقش برای تاج و تخت

تاریخ
٣ سال پیش
متن
Lack of money has proved an almost insurmountable obstacle.
دیدگاه
٢

فقدان پول تقریبا بصورت یک مانع لاینحل در آمده است

تاریخ
٣ سال پیش
متن
I'm a nervous wreck!
دیدگاه

من یک روانی بی اعصابم

تاریخ
٣ سال پیش
متن
We are all unique human beings, fashioned by life experiences.
دیدگاه
٠

ما همگی انسانهای منحصر به فردی هستیم، شکل داده شده بوسیله تجربیات زندگی

تاریخ
٣ سال پیش
متن
Music is fashioned to our taste.
دیدگاه
٠

موزیک به ( شکل ) سلیقه ما درست شده است

تاریخ
٣ سال پیش
متن
They fashioned him into a fine pianist.
دیدگاه
٠

آنها خودشان را به شکل یک پیانیست خوب در آوردند

تاریخ
٣ سال پیش
متن
He was fired for serious misconduct .
دیدگاه
١

او بخاطر سوء مدیریت اخراج شد

تاریخ
٣ سال پیش
متن
The child cherished the homeless kitten.
دیدگاه
٠

( خاطره ی ) این بچه گربه بی سرپناه ( برای همیشه ) در ذهن این بچه ماند

تاریخ
٣ سال پیش
متن
She's a strong woman, but she nearly went to pieces when Arnie died.
دیدگاه
٠

او زن قوی بود اما اعصابش ریخت بهم وقتی آرنی فوت کرد

تاریخ
٣ سال پیش
متن
She just goes to pieces in exams.
دیدگاه
٠

او فقط تمرکزش را از دست داد در امتحان. ( اعصابش ریخت بهم )

تاریخ
٣ سال پیش
متن
I bit the bullet and accepted him as a supervisor.
دیدگاه
١

دندان رای جگر گذاشتم و پذیرفتمش به عنوان سرپرست

تاریخ
٣ سال پیش
متن
We bit the bullet and finished the climb.
دیدگاه
٠

دندان روی جگر گذاشتم و صعود را به پایان رساندم

تاریخ
٣ سال پیش
متن
I bit the bullet and accepted him as a supervisor.
دیدگاه
٣

علارقم میل باطنی ام پذیرفتم اورا به عنوان یک سرپرست

تاریخ
٣ سال پیش
متن
One dancer was fractionally out of step.
دیدگاه
٠

یک رقاص بطور جزیی نا هماهنگ بود

تاریخ
٣ سال پیش
متن
She was out of step with her colleagues.
دیدگاه
٠

او با همکارانش هماهنگ نبود

تاریخ
٣ سال پیش
متن
He was out of step with the music.
دیدگاه
٠

او با مزیک هماهنگ نبود

تاریخ
٣ سال پیش
متن
He and his wife are always at loggerheads.
دیدگاه
٠

او و همسرش همیشه سر جنگ دارند ( آبشان در یک جوی نمی رود )

تاریخ
٣ سال پیش
متن
The only limit to our realization of tomorrow will be our doubts of today.
دیدگاه
١

تنها محدوه ی فهم ا درک ما از فردا، شک و تردیدهای ما درباره ی امروز است. ( یعنی ما حتی نمی دانیم امروز چه اتفاقی خواهد افتاد چه برسد به اینکه بخواهیم ...

تاریخ
٣ سال پیش
متن
Lulled by almost uninterrupted economic growth, too many European firms assumed that this would last for ever.
دیدگاه
٠

باشیره مالیدن سر ملت که رشد اقتصادی متوالی داریم، بسیاری شرکت های اروپایی تصور می کنند این برای همیشه ادامه خواهد یافت

تاریخ
٣ سال پیش
متن
Diners can enjoy an uninterrupted view of the garden.
دیدگاه
٠

مدعووین به شام این امکان را دارند که از ویوی ابدی ( منظره ی بی پایان ) باغ لذت ببرند

تاریخ
٣ سال پیش
متن
I never saw such a glaring example of misrepresentation.
دیدگاه
١

هرگز چنین "تحریف واقعیت" خیره کننده ای را ندیده بودم

١