ترجمه‌های علی ماشا اله زاده (١١٢)

بازدید
٤
تاریخ
١ سال پیش
متن
The movie bombed out at the box office.
دیدگاه
٠

این فیلم توی گیشه بلیط فروشی ناموفق بود

تاریخ
١ سال پیش
متن
They found their home in ruins after the hurricane.
دیدگاه
٠

آنها خانه هایشان را بصورت مخروبه یافتند بعد از طوفان

تاریخ
١ سال پیش
متن
We should make good use of our time.
دیدگاه
٠

ما باید استفاده ی خوبی بکنیم از وقتمان ( در این جملهphrasal verb وجود ندارد، اشتباها در این مدخل آورده شده است )

تاریخ
١ سال پیش
متن
I could make out a dark figure in the twilight.
دیدگاه

من به سختی می توانستم ببینم یک هیکل تیره را در هوای گرگ و میش

تاریخ
١ سال پیش
متن
Please make out a bill for these goods.
دیدگاه
٤

لطفا برای این کالاها یک صورتحساب تنظیم کنید

تاریخ
١ سال پیش
متن
The weight of baggage may not exceed seventy pounds.
دیدگاه
٠

وزن چمدانها احتمالا از ۷۰ پوند تجاوز نکند ( possibility )

تاریخ
١ سال پیش
متن
You've all ganged up against me, it's not fair.
دیدگاه
٠

شما همگی دست به یکی کرده اید رو در روی من. این عادلانه نیست

تاریخ
١ سال پیش
متن
the spirited bidding at an auction
دیدگاه
٠

یک پیشنهاد پر ذوق و شوق در حراجی

تاریخ
١ سال پیش
متن
The fundamental purpose of the Congress is to legislate.
دیدگاه
٠

هدف بنیادی کنگره میبایست قانوگذاری باشد

تاریخ
١ سال پیش
متن
Have your examination results come through yet?
دیدگاه
١

جواب آزماش شما هنوز نیامده؟

تاریخ
١ سال پیش
متن
Have the test results come through yet?
دیدگاه
١

نتیجه ی آزمایش هنوز نیامده؟ ( بدست نیامده؟ )

تاریخ
١ سال پیش
متن
The tyrant trod on the hopes of the people.
دیدگاه
٠

این ستمگر لگدمال کرد آرزوهای مردم را

تاریخ
١ سال پیش
متن
He remains unrepentant about his comments.
دیدگاه
٠

او پشیمان نیست از اظهارانش

تاریخ
١ سال پیش
متن
She resigned her claim to the estate.
دیدگاه

او از ادعای خودش برای این املاک گذشت کرد

تاریخ
١ سال پیش
متن
His elder brother resigned his rights to the throne.
دیدگاه
٠

برادر بزرگترش صرفنظر کرد ( چشم پوشی کرد ) از حقش برای تاج و تخت

تاریخ
١ سال پیش
متن
Lack of money has proved an almost insurmountable obstacle.
دیدگاه
١

فقدان پول تقریبا بصورت یک مانع لاینحل در آمده است

تاریخ
١ سال پیش
متن
I'm a nervous wreck!
دیدگاه

من یک روانی بی اعصابم

تاریخ
١ سال پیش
متن
We are all unique human beings, fashioned by life experiences.
دیدگاه
٠

ما همگی انسانهای منحصر به فردی هستیم، شکل داده شده بوسیله تجربیات زندگی

تاریخ
١ سال پیش
متن
Music is fashioned to our taste.
دیدگاه
٠

موزیک به ( شکل ) سلیقه ما درست شده است

تاریخ
١ سال پیش
متن
They fashioned him into a fine pianist.
دیدگاه
٠

آنها خودشان را به شکل یک پیانیست خوب در آوردند

تاریخ
١ سال پیش
متن
He was fired for serious misconduct .
دیدگاه
١

او بخاطر سوء مدیریت اخراج شد

تاریخ
١ سال پیش
متن
The child cherished the homeless kitten.
دیدگاه
٠

( خاطره ی ) این بچه گربه بی سرپناه ( برای همیشه ) در ذهن این بچه ماند

تاریخ
١ سال پیش
متن
She's a strong woman, but she nearly went to pieces when Arnie died.
دیدگاه
٠

او زن قوی بود اما اعصابش ریخت بهم وقتی آرنی فوت کرد

تاریخ
١ سال پیش
متن
She just goes to pieces in exams.
دیدگاه
٠

او فقط تمرکزش را از دست داد در امتحان. ( اعصابش ریخت بهم )

تاریخ
١ سال پیش
متن
I bit the bullet and accepted him as a supervisor.
دیدگاه
١

دندان رای جگر گذاشتم و پذیرفتمش به عنوان سرپرست

تاریخ
١ سال پیش
متن
We bit the bullet and finished the climb.
دیدگاه
٠

دندان روی جگر گذاشتم و صعود را به پایان رساندم

تاریخ
١ سال پیش
متن
I bit the bullet and accepted him as a supervisor.
دیدگاه
٣

علارقم میل باطنی ام پذیرفتم اورا به عنوان یک سرپرست

تاریخ
١ سال پیش
متن
One dancer was fractionally out of step.
دیدگاه
٠

یک رقاص بطور جزیی نا هماهنگ بود

تاریخ
١ سال پیش
متن
She was out of step with her colleagues.
دیدگاه
٠

او با همکارانش هماهنگ نبود

تاریخ
١ سال پیش
متن
He was out of step with the music.
دیدگاه
٠

او با مزیک هماهنگ نبود

تاریخ
١ سال پیش
متن
He and his wife are always at loggerheads.
دیدگاه
٠

او و همسرش همیشه سر جنگ دارند ( آبشان در یک جوی نمی رود )

تاریخ
١ سال پیش
متن
The only limit to our realization of tomorrow will be our doubts of today.
دیدگاه
٠

تنها محدوه ی فهم ا درک ما از فردا، شک و تردیدهای ما درباره ی امروز است. ( یعنی ما حتی نمی دانیم امروز چه اتفاقی خواهد افتاد چه برسد به اینکه بخواهیم ...

تاریخ
١ سال پیش
متن
Lulled by almost uninterrupted economic growth, too many European firms assumed that this would last for ever.
دیدگاه
٠

باشیره مالیدن سر ملت که رشد اقتصادی متوالی داریم، بسیاری شرکت های اروپایی تصور می کنند این برای همیشه ادامه خواهد یافت

تاریخ
١ سال پیش
متن
Diners can enjoy an uninterrupted view of the garden.
دیدگاه
٠

مدعووین به شام این امکان را دارند که از ویوی ابدی ( منظره ی بی پایان ) باغ لذت ببرند

تاریخ
١ سال پیش
متن
I never saw such a glaring example of misrepresentation.
دیدگاه
١

هرگز چنین "تحریف واقعیت" خیره کننده ای را ندیده بودم

تاریخ
١ سال پیش
متن
Nonconformity is little appreciated in a culture that places the needs of society as a whole far above the desires of the individual.
دیدگاه
٠

به انطباق ناپذیری ( با جمع ) کمتر بها داده می شود در فرهنگی که نیازهای جامعه را بالاتر از امیال فردی قرار می دهد

تاریخ
١ سال پیش
متن
The final ethereal prayer and solo duet were beautifully sung.
دیدگاه
٠

نیایش ملکوتی و تک نوازی پایانی به زیبایی خوانده شدند

تاریخ
١ سال پیش
متن
The only limit to our realization of tomorrow will be our doubts of today.
دیدگاه
١

منتها درجه ی درک و فهم ما از فردا ، حدس و گمان امروز ما است

تاریخ
١ سال پیش
متن
He had not actively decided to close his account; it was a choice made by default.
دیدگاه

او با میل و رغبت تصمیم نگرفته بود ببندد حسابش را، این گزینه را بواسطه ی قصور و کوتاهی انتخاب کرده بود ( گزینه ی دیگری براش باقی نمانده بود )

تاریخ
١ سال پیش
متن
This breed of dog tends to be lively and require a great deal of exercise.
دیدگاه
٠

این گونه سگها معمولا پرجنب و جوش هستند و تمرینات ورزشی بسیاری را می طلبد

تاریخ
١ سال پیش
متن
Human beings tend to fear things that are unfamiliar to them.
دیدگاه
٥

انسانها معمولا می ترسند از چیزهایی که نا آشنا هستند باهاشون

تاریخ
١ سال پیش
متن
I got to see all my cousins at our family reunion last month.
دیدگاه
٣

من موفق شدم ببینم تمام پسر عموهایم را در ( دورهمی ) تجدید دار خانوادگی مان در ماه گذشته

تاریخ
١ سال پیش
متن
The annual block party gives people in the neighborhood a sense of community with each other.
دیدگاه
١

این مهمانی خیابانی به مردم آن دور و بر حس همزیستی با همدیگر را می دهد

تاریخ
١ سال پیش
متن
These views have not gone unchallenged.
دیدگاه
٠

این دیدگاه ها محرز نشده است

تاریخ
١ سال پیش
متن
Unchallenged wisdoms flow swiftly among the middle classes.
دیدگاه
٠

حکمت های بی چون و چرا ( مسلم ) به سرعت جریان می یابد بین اقشار متوسط جامعه

تاریخ
١ سال پیش
متن
My tire blew yesterday.
دیدگاه
١

لاستیک ماشینم دیروز ترکید ( پنچرشد )

تاریخ
١ سال پیش
متن
The total number of points scored was six.
دیدگاه
٠

تعداد کل امتیازات کسب شده شش بود

تاریخ
١ سال پیش
متن
She works out at the gym.
دیدگاه

اگر نمی تواند برود به باشگاه، او می تواند یک تمرین بدنسازی تعدیل شده را در منزل انجام بدهد

تاریخ
١ سال پیش
متن
The two groups worked out their problems together.
دیدگاه
٠

من چند تا تمرین به بدنسازی ام اضافه کرده ام

تاریخ
١ سال پیش
متن
What will be the lingering images of the Sydney Olympic Games?
دیدگاه
١

تصویر باقیمانده ( در ذهن مخاطب ) از المپیک سیدنی چه خواهد بود؟