default

/dəˈfɒlt//dɪˈfɔːlt/

معنی: کوتاهی، غیاب، قصور، غفلت، نکول کردن
معانی دیگر: (در دادگاه یا مسابقه و غیره) غیبت، عدم حضور، غیب کردن، حاضر نشدن، غایب بودن، (مهجور) فقدان، (بدهی) عدم پرداخت، قصور در پرداخت بدهی
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: failure to take positive action; neglect.
مشابه: indifference, neglect, omission

- He had not actively decided to close his account; it was a choice made by default.
[ترجمه پرویز پارسافر] او در واقع تصمیمی به بستن حساب خود نگرفته بود وآن گزینه در نتیجه ی بی تصمیمی بود.
|
[ترجمه رضا موحدی] او به صورت بالفعل تصمیم به بستن حساب خود نگرفته بود; در واقع آن گزینه ای بالقوه بود.
|
[ترجمه شان] او به صورت بالفعل تصمیم به بستن حساب خود نگرفته بود، و آن گزینه ( انتخاب ) ، نتیجه کوتاهی ( قصور ) بود.
|
[ترجمه علی ماشا اله زاده] او با میل و رغبت تصمیم نگرفته بود ببندد حسابش را، این گزینه را بواسطه ی قصور و کوتاهی انتخاب کرده بود ( گزینه ی دیگری براش باقی نمانده بود )
|
[ترجمه گوگل] او به طور فعال تصمیم به بستن حساب خود نداشت این یک انتخاب به طور پیش فرض بود
[ترجمه ترگمان] او به طور فعال تصمیم نگرفته بود حساب خود را ببندد؛ این تصمیمی بود که به طور پیش فرض گرفته شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: failure to perform an action or fulfill an obligation that is legally or morally required, esp. the obligation of paying money that is owed.
مترادف: delinquency
مشابه: dereliction, neglect, noncompliance, nonfeasance, nonpayment

- In the case of default on your home loan, the bank may end up taking possession of your property.
[ترجمه رسول حسین بگی] در صورت قصور در پرداخت وام خونتون، بانک ممکنه آخرسر ملک شما رو تصرف کنه
|
[ترجمه گوگل] در صورت عدم پرداخت وام مسکن، بانک ممکن است ملک شما را تصاحب کند
[ترجمه ترگمان] در صورت پیش فرض گرفتن وام مسکن، بانک می تواند دارایی خود را به دست آورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: the state of having failed to pay an amount owed within an allotted amount of time.

- The bank will not grant you a loan if it finds you in default with respect to other creditors.
[ترجمه گیلانه طاهرپرور] بانک به شما وام نمی ده اگر مشخص بشه که شما در سایر حساب های کاربری خود بدهی یا قصور در پرداخت بدهی دارید.
|
[ترجمه شان] اگر بانک دریابد که شما در پرداخت ( اقساط ) سایر اعتبارات خود، کوتاهی کرده اید ، به شما وام اعطاء نخواهد کرد.
|
[ترجمه گوگل] در صورتی که بانک شما را در قبال سایر بستانکاران نکول تشخیص دهد به شما وام نمی دهد
[ترجمه ترگمان] این بانک اگر شما را با توجه به سایر طلبکاران در نظر بگیرید، یک وام به شما اعطا نخواهد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(4) تعریف: failure to attend a court session when summoned.
مشابه: absence, neglect, nonattendance

- Because of the default of the tenant, and with no acceptable excuse made to the court, the landlord won his case for eviction.
[ترجمه گوگل] به دلیل قصور مستاجر و بدون هیچ عذر قابل قبولی برای دادگاه، مالک پرونده خود را برای تخلیه برنده شد
[ترجمه ترگمان] به دلیل قصور مستاجر، و بدون هیچ بهانه قابل قبولی برای دادگاه، صاحب مسافرخانه پرونده خود را برای اخراج به دست آورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(5) تعریف: failure to participate in or play to the finish a scheduled athletic event or other contest.
مترادف: forfeiture
مشابه: neglect

- The team did not arrive on time to play, so they lost the game by default.
[ترجمه زهرا] این تیم به موقع به بازی نرسیدبنابراین آن ها بازی رو به خاطر قصور ( کوتاهی ) از دست دادند
|
[ترجمه گوگل] این تیم به موقع به بازی نرسید، بنابراین به طور پیش فرض بازی را باخت
[ترجمه ترگمان] تیم نتوانست برای بازی به موقع برسد، بنابراین آن ها بازی را به طور پیش فرض از دست دادند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: defaults, defaulting, defaulted
(1) تعریف: to fail to perform an action or fulfill an obligation legally or morally required, esp. to fail to pay money that is owed.
مشابه: cop out, fail, lapse, shirk, sidestep

- There is a substantial penalty if you default on your payments to the bank.
[ترجمه گوگل] در صورت عدم پرداخت به بانک، جریمه قابل توجهی وجود دارد
[ترجمه ترگمان] اگر در پرداخت بدهی خود به بانک قصور کنید، یک جریمه مهم وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to fail to attend a court session when summoned.
مشابه: absent oneself

- If you default, you will probably lose your case.
[ترجمه گوگل] در صورت پیش فرض، احتمالاً پرونده خود را گم خواهید کرد
[ترجمه ترگمان] اگر به طور پیش فرض شکست بخورید، احتمالا پرونده تان را از دست خواهید داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: to fail to participate in or to play to the finish a scheduled athletic event or other contest.

- We only won because the other team defaulted.
[ترجمه گوگل] ما فقط به این دلیل پیروز شدیم که تیم دیگر نکول کرد
[ترجمه ترگمان] ما فقط به این دلیل پیروز شدیم که تیم دیگر نتوانست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(4) تعریف: to lose a game, match, or the like for this reason.
مشابه: lose

- We were upset that we defaulted because we knew we could have beaten that team.
[ترجمه گوگل] ما از اینکه نکول کردیم ناراحت بودیم چون می دانستیم می توانستیم آن تیم را شکست دهیم
[ترجمه ترگمان] ما از عدم پرداخت دیون ناراحت بودیم، زیرا می دانستیم که می توانیم آن تیم را شکست بدهیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل گذرا ( transitive verb )
(1) تعریف: to fail to perform or fulfill.
مترادف: evade, neglect
مشابه: avoid, dodge, shirk, sidestep

(2) تعریف: to lose (a case) by failing to attend a court session.
مترادف: forfeit

(3) تعریف: to fail to participate in or play to the finish (an athletic event or other contest).

(4) تعریف: to lose (a game, match, or the like) for this reason.
مشابه: forfeit, lose, relinquish
صفت ( adjective )
مشتقات: defaulter (n.)
• : تعریف: in computing, selected automatically by a program or device in the absence of an active selection by the user.

- The default font size is too small for my grandfather to read.
[ترجمه گوگل] اندازه فونت پیش فرض برای پدربزرگ من برای خواندن خیلی کوچک است
[ترجمه ترگمان] اندازه قلم پیش فرض برای پدربزرگ من بسیار کوچک است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. The company is in default on its loan agreement.
[ترجمه گوگل]شرکت در قرارداد وام خود ناتوان است
[ترجمه ترگمان]شرکت در قرارداد وام خود قصور می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. What do you use as your default browser?
[ترجمه پرویز پارسافر] معمولا از کدام مرورگراستفاده میکنید؟
|
[ترجمه گوگل]از چه چیزی به عنوان مرورگر پیش فرض خود استفاده می کنید؟
[ترجمه ترگمان]از چه چیزی به عنوان مرورگر پیش فرض خود استفاده می کنید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He lost the tennis match by default.
[ترجمه آرش] او بازی تنیس را به دلیل عدم حضور حریف از دست داد.
|
[ترجمه شان] او به علت غیبت در مسابقه تنیس ، بازی را باخت.
|
[ترجمه گوگل]او مسابقه تنیس را به طور پیش فرض باخت
[ترجمه ترگمان]او بازی تنیس را به طور پیش فرض از دست داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The company is in default on the loan.
[ترجمه پرویز پارسافر] این شرکت در پرداخت وام قصور کرده است.
|
[ترجمه شان] این شرکت ، در پرداخت بدهی قصور کرده است.
|
[ترجمه گوگل]شرکت در پرداخت وام ناتوان است
[ترجمه ترگمان]این شرکت در پرداخت وام قرار دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. People who default on their mortgage repayments may have their home repossessed.
[ترجمه پرویز پارسافر] افرادی که در پرداخت وام مسکن خود قصور می ورزند ممکن است که خانه شان را از دست بدهند ( یعنی بانک خانه شان را پس بگیرد
|
[ترجمه گوگل]افرادی که در بازپرداخت وام مسکن خود نکول می کنند ممکن است خانه خود را مجدداً تصرف کنند
[ترجمه ترگمان]افرادی که در بازپرداخت وام مسکن خود قصور می کنند ممکن است خانه خود را پس بگیرند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. He was acquitted in default of strong evidence of his guilt.
[ترجمه پرویز پارسافر] او به دلیل عدم وجود شواهد قوی در مورد جرمش تبرئه شد.
|
[ترجمه شان] او به سبب نبودن مدرک قوی برای ( اثبات ) بزه، تبرئه شد.
|
[ترجمه گوگل]او به دلیل عدم وجود مدارک قوی مبنی بر گناهکاری خود تبرئه شد
[ترجمه ترگمان]او به دلیل وجود شواهد قوی از جرم خود تبرئه شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. They accepted what he had said in default of any evidence to disprove it.
[ترجمه پرویز پارسافر] آن ها آنچه را که اوگفته بود ، به دلیل عدم وجود هیچ مدرکی برای رد سخنانش، پذیرفتند.
|
[ترجمه شان] در نبودن هر گونه مدرکی برای رد سخنانش ، آن ها آنچه را که او گفت، پذیرفتند.
|
[ترجمه گوگل]آنها آنچه را که او گفته بود بدون هیچ مدرکی برای رد آن، پذیرفتند
[ترجمه ترگمان]آن ها آنچه را که او در عدم تایید هر گونه مدرکی برای رد آن گفته بود پذیرفتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. You can change the default settings to suit your needs.
[ترجمه مهری مدآبادی] شما می توانید تنظیمات اولیه را مطابق با نیازهایتان تغییر دهید
|
[ترجمه گوگل]شما می توانید تنظیمات پیش فرض را مطابق با نیاز خود تغییر دهید
[ترجمه ترگمان]شما می توانید تنظیمات پیش فرض را برای متناسب کردن نیازهای خود تغییر دهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Unless something else happens, the default is to meet at the hotel at 00 p. m.
[ترجمه گوگل]مگر اینکه اتفاق دیگری بیفتد، پیش فرض این است که در ساعت 00 شب در هتل ملاقات کنید متر
[ترجمه ترگمان]مگر این که چیز دیگری اتفاق بیفتد، عدم پرداخت بدهی در هتل در ساعت ۰۰ بعد از ظهر است متر
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The computer will take '0' as the default value, unless you type in something different.
[ترجمه گوگل]رایانه «0» را به عنوان مقدار پیش‌فرض می‌گیرد، مگر اینکه چیزی متفاوت را تایپ کنید
[ترجمه ترگمان]کامپیوتر به عنوان مقدار پیش فرض ۰ خواهد گرفت، مگر این که شما چیزی متفاوت از آن تایپ کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The default is usually the setting that most users would probably choose.
[ترجمه گوگل]پیش فرض معمولاً تنظیماتی است که اکثر کاربران احتمالاً انتخاب می کنند
[ترجمه ترگمان]پیش فرض این است که اغلب کاربران ترجیح می دهند که انتخاب کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The default toolbox contains tools for drawing lots of different shapes.
[ترجمه گوگل]جعبه ابزار پیش فرض حاوی ابزارهایی برای ترسیم تعداد زیادی اشکال مختلف است
[ترجمه ترگمان]جعبه ابزار پیش فرض حاوی ابزارهایی برای طراحی اشکال مختلف است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. In default of experts'help, we shall have to rely on our own efforts.
[ترجمه گوگل]در صورت پیش‌فرض کمک کارشناسان، باید به تلاش خود تکیه کنیم
[ترجمه ترگمان]به طور پیش فرض کمک متخصصان، ما باید به تلاش های خود تکیه کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. He lost the world title by default.
[ترجمه گوگل]او به طور پیش فرض عنوان قهرمانی جهان را از دست داد
[ترجمه ترگمان]او عنوان جهانی را به طور پیش فرض از دست داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Any default on your mortgage repayments may mean you will lose your house.
[ترجمه گوگل]هرگونه پیش‌فرض در بازپرداخت وام مسکن ممکن است به این معنی باشد که خانه خود را از دست خواهید داد
[ترجمه ترگمان]هر گونه قصور در بازپرداخت وام مسکن ممکن است به این معنی باشد که خانه خود را از دست خواهید داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

کوتاهی (اسم)
brevity, compendium, abridgment, failure, default, delinquency, transience, compend

غیاب (اسم)
default, absence

قصور (اسم)
defect, failure, default, delinquency, deficiency, debt, cunctation, negligence, shortcoming, laches, pretermission

غفلت (اسم)
default, inadvertence, omission, negligence, neglect, inadvertency, laches

نکول کردن (فعل)
default

تخصصی

[حسابداری] عدم پرداخت
[کامپیوتر] پیش فرش ؛ قراردادی ؛ قرار داد - پیش فرض - فرضی که توسط کامپیوتر ایجاد می شود، مگر اینکه دستورالعملی خلاف آن توسط کاربر ارئه شود. مثلاً ممکن است یک برنامه کلمه پرداز در مورد طول صفحه، فاصله ی خطوط از یکدیگر و ... پیش فرض هایی داشته باشد، که کاربر می تواند با صدور فرمانهای خاصی آنها را تغییر دهد.
[زمین شناسی] کوتاهی،قصور،قراردادی، پیش فرض مقدار اختصاص یافته به پارامتری متغیر توسط سیستم.
[حقوق] عدم حضور در دادگاه یا عدم دفاع، عدم پرداخت دین در سررسید، عدم ایفای تعهد، قصور، تخلف

به انگلیسی

• failure to perform a duty; failure to pay on time; failure to appear in court; option on a computer which is automatically selected unless a user selects a different option
fail to perform a duty; fail to pay on time; fail to appear in court
if you default, you fail to do something that you are legally supposed to do, such as make a payment that you owe.
if something happens by default, it happens only because something else has not happened.

پیشنهاد کاربران

پیش فرض
قراردادی
به طور پیش فرض
پیش گزیده
by default = به طور پیشفرض
( در معنای فعل ) رجوع کردن، برگشتن
معادل Return, revert:
I would too often default to my instinct
اغلب ( بطور ذاتی ) به غرایزم رجوع میکنم
در معنای اسمی۱ ) , بی اختیار ، خودبخودی
Spontaneous، impulsive
2 ) ثابت، استوار، متداول
Constant, stable, conventional, ordinary

پیش انگار، پیش انگاره
قصور ورزیدن در پرداخت بدهی ، قاصر ماندن/بودن در پرداخت بدهی
بنیادی
بنیادین
نکول
پیش فرض

به طور پیش فرض و خودکار کاری را انجام دادن
to fail to pay money that you owe at the right time
پیش فرض، انگاره
پیش فرض
از پیش تایین شده
پیش بینی
نکول بدهی
عدم ایفای تعهدات
✅ ( بدهی ) عدم پرداخت، قصور در پرداخت بدهی
👈🏿West pushes Russia into its first debt default since 1918

👈🏿Russian bond default imminent , warns Fitch , as more companies suspend operations

. . . فقدان/عدم پرداخت قریب الوقوع اوراق قرضه روسیه، همانطور که بیشتر شرکت ها دارند تعلیق می کنند نمایندگی هاشون تو این کشور
He has not defaulted on his debt since 2020
از سال ۲۰۲۰ تاخیری در پرداخت بدهی خود نداشته است.
[حقوق و اقتصاد]

پیمان شکنی ، تعهدشکنی ، قراردادشکنی
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما