برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

علی ماشا اله زاده

علی ماشا اله زاده

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 سوزاندن(چربی،غذا.. در بدن)
Your body can take the time necessary to metabolize fats.
بدن شما می تواند زمان لازم برای سوزاندن چربی را داشته باشد
١٤٠٠/٠٢/١٨
|

2 غلط (زیادی )کردن، انجام دادن کار نسبتا بد
Go upstairs and see what the kids are getting up to
برو طبقه بالا ببین بچه ها دارند چه غلطی می کنند < ...
١٤٠٠/٠٢/١٧
|

3 اختیارات قانونی ١٤٠٠/٠٢/١٧
|

4 قدرت قانونی
توانایی قانونی
اجازه ی قانونی
judge has the authority to perform marriages.
قاضی این توانایی را دارد که ازدواج را اجرا کند
١٤٠٠/٠٢/١٧
|

5 نگاه،صدا،...) شدید الحن
Journalists received a stern warning not to go anywhere near the battleship.
روزنامه نگاران یک اخطار شدیدالحن دریافت کر ...
١٤٠٠/٠٢/١٤
|

6 نقض کپی رایت ١٤٠٠/٠٢/١٤
|

7 خفه کار کن، صدات و بیار پایین ١٤٠٠/٠٢/٠٣
|

8 گفتگوی خبری، یادداشت خبری، تفسیر خبری ١٤٠٠/٠٢/٠٣
|

9 (هلیکوپتر،خودرو )کم قدرت ١٤٠٠/٠١/٢٧
|

10 تازه به بلوغ رسیده،بلوغی،عذب ١٣٩٩/١٢/١٢
|

11 ویژگی فردی ، وجه مشخصه ١٣٩٩/١٢/٠١
|

12 چند شنبه بازار (دو شنبه بازار،سه شنبه بازار،جمعه بازار..) ١٣٩٩/١٢/٠١
|

13 (برای کسی)خرج بر داشتن ١٣٩٩/١١/١٩
|

14 شغل ثابت ، شغل دائمی،شغل تخصصی ١٣٩٩/١٠/٣٠
|

15 مشکل دار، گرفتار
در حال تقلا (برای حل مشکل خود)
struggling Americans آمریکایی های گرفتار(مشکل دار)
١٣٩٩/١٠/١٧
|

16 خلاصه کردن
خلاصه
١٣٩٩/٠٩/٢٩
|

17 اصل و نسب قومیتی ١٣٩٩/٠٩/٢٩
|

18 (فیلم،کتاب) روشنفکرانه،
(فیلم، کتاب)که سخت میشودآن را فهمید
١٣٩٩/٠٩/٢٩
|

19 (از روی علاقه،ذهن انسان )درگیر ...شدن
His lyrics alone were reson enough to encourage people to engage with our language
غزلهای او به تنهایی دل ...
١٣٩٩/٠٩/٢٨
|

20 باهم یکی بودن (من و تو ندارد)
خیلی صمیمی بودن
١٣٩٩/٠٩/٢٧
|

21 مشکل درست کردن(در آینده)
مشکل ساز شدن(در آینده)
If you don't deal with the problem now, you'll be storing up trouble for yourself in the future ...
١٣٩٩/٠٩/٢٧
|

22 (با گفتگو)فضا را تلطیف کردن
(با توضیح)شفاف سازی کردن
١٣٩٩/٠٩/٢٧
|

23 کوتاه آمدن و مصالحه کردن ١٣٩٩/٠٩/٢٧
|

24 مثل ابر بهاری گریه کردن
جلوی گریه خود رانمی تواند بگیرد
١٣٩٩/٠٩/٢٧
|

25 ترن عاطفی
موقعیت پر از غم و شادی
a situation or experience that alternates between making you feel excited, exhilarated, or happy and making yo ...
١٣٩٩/٠٩/٢٦
|

26 وابسته به
مطیعِ
We are completely subservient to fossil fuels
ما کاملا وابسته به سوختهای فسیلی هستیم
١٣٩٩/٠٩/٢٦
|

27 (Informal)دستی به سر و روی چیزی کشیدن ١٣٩٩/٠٩/٢٦
|

28 از گوشه ی در سرک کشیدن
یواشکی کسب اطلاع کردن
سر و گوشی آب دادن
١٣٩٩/٠٩/٢٥
|

29 کفاف (حداقل های) زندگی را دادن
Colin's salary isn't great but it's enough to keep the wolf from the door
حقوق کالین عالی نیست اما کفاف زندگی را ...
١٣٩٩/٠٩/٢٥
|

30 پول پرست، آدم پولکی
disapproving:determined to get money, even by unfair or illegal methods
I haven’t turned into a nasty, cynical, money-grubb ...
١٣٩٩/٠٩/٢٥
|

31 دلیل قابل اثبات
There are plenty of geological proof to consider
یک عالمه دلیل قابل اثبات زمین شناسانه وجودارد که درنظر بگیریم
١٣٩٩/٠٩/٢٤
|

32 پیامد غیرمستقیم
نتایج غیر مستقیم
آثار غیر مستقیم
تاثیرات غیر مستقیم
indirect concequences/result /effect =
We should come to term with ...
١٣٩٩/٠٩/٢٣
|

33 جامعه ی مصرف زده/مصرف گرا ١٣٩٩/٠٩/١٨
|

34 (سرنوشت،آینده)روی هوا بودن ،نا معلوم بودن ١٣٩٩/٠٩/١٨
|

35 آلاینده
Toxic/harmful/industrial /vehicle emissions
آلاینده های صنعتی/خودرویی/سمضر/سمی
١٣٩٩/٠٩/١٨
|

36 (نگرش،شخص...) از پیش بازنده ١٣٩٩/٠٩/١٨
|

37 ۱-یک مقدار (نا مشخص)
an amount that you do not know or state exactly:
By the time you've paid so much for the ferry and so much for the train f ...
١٣٩٩/٠٩/١٨
|

38 روح تازه ای در ...دمیدن
O'Grady breathes fresh life into the genre
سریال تلوزیونی اوگرادی روح تازه ای در این ژانر دمید
١٣٩٩/٠٩/١٥
|

39 (مشکل،جواب،..)در ....وجود دارد. ...problem/answer lies in/with
(مشکل،جواب...)در ارتباط با....وجود دارد.
مشکل از (آنجا)...است.< ...
١٣٩٩/٠٩/١٥
|

40 از ریخت انداختن ، ناقص کردن ١٣٩٩/٠٩/١٢
|

41 نهایتا ختم شدن به culminate in
نهایتا رسیدن به
come down to=
١٣٩٩/٠٩/١٢
|

42 سوال متنی
سوالی که از داخل یک متن طراحی می شود
سوالی که به شکل متن طرح گردیده است
١٣٩٩/٠٩/١٢
|

43 فیلم اقتباس شده
The movie version of his novelفیلم اقتباس شده از رمان او
The concert version of the operaکنسرت اقتباس شده از این اپرا
١٣٩٩/٠٩/١٢
|

44 سرویس خبری به روز شونده ١٣٩٩/٠٩/١٠
|

45 بازارهای سهام قابل اعتماد شدند ١٣٩٩/٠٩/٠٨
|

46 سهام ها وضعشون بهتر میشه
سهام ها گران تر می شوند
سهام ها ترمیم می کنند خودشان را/احیا می کنند خودشان را
١٣٩٩/٠٩/٠٨
|

47 بطور مسالمت آمیز
The marches seem to have been going peacefully so far
راهپیمایی ها به نظر میرسد دارند بطور مسالمت آمیزی پیش میروند تاکنون
١٣٩٩/٠٩/٠٨
|

48 به تدریج به دست آوردن ١٣٩٩/٠٩/٠٨
|

49 به تدریج قابل اعتماد شدن
Markets are said to have been gaining confidence
بازارهای سهام گفته می شود که دارد به تدریج قابل اعتماد می شود
١٣٩٩/٠٩/٠٨
|

50 شرکت صرفه جو،سازمان مقتصد،کسب و کار نو پای صرفه جو
(شرکت، سازمان...) که بیخودی پول و نیروی انسانی هدر نمیدهد
١٣٩٩/٠٩/٠٨
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 prevention
• An ounce of prevention is worth a pound of cure.
• یک مثقال پیشگیری می ارزد به یک خروار معالجه
١٣٩٩/٠٩/١٤
|

2 playback
• I heard a playback of one of the tapes.
• من یک اجرای ضبط شده از یکی از نوار ها را شنیدم
١٣٩٩/٠٧/١٦
|

3 playback
• A TV playback showed exactly what had happened.
• اجرای ویدیوی ضبط شده در تلویزیون نشان داد دقیقا چه اتفاقی افتاده است.
١٣٩٩/٠٧/١٦
|

4 moment of truth
• Both men knew the moment of truth had arrived.
• هر دو مرد می دانستند که زمان رویارویی با حقیقت فرا رسیده بود/آن لحظه ی سرنوشت ساز فرا رسیده بود
١٣٩٩/٠٦/١١
|

5 hit it off
• They hit it off straight away, Daddy and Walter.
• آنها سریع اخت شدند،دید و والتر
١٣٩٩/٠١/٢٠
|

6 hit it off
• I didn't really hit it off with his friends.
• من واقعا اخت نشدم با دوستاش
١٣٩٩/٠١/٢٠
|

7 hit it off
• These children hit it off well in the kindergarten.
• این بچه ها خوب با هم اخت شدند در مهد کودک
١٣٩٩/٠١/٢٠
|