برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

علی ماشا اله زاده

علی ماشا اله زاده

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 دوران نقاهت، دوران بهبودی،ترمیم ١٣٩٩/٠٩/٠٣
|

2 بلند مرتبه ١٣٩٩/٠٩/٠٢
|

3 ۱-سرسری خواندن چیزی
۲-سرسری گرفتن چیزی،دقت و مواظبت کافی نکردن چیزی
To skim something; to overlook something from a lack of attentiveness.
< ...
١٣٩٩/٠٩/٠٢
|

4 کسی را تشنه ی چیزی کردن(آرزومند..کردن)
Be starved of/for تشنه ی چیزی بودن
The poor kid's starved for attention این بچه ی فقیر تشنه ی توجه است
١٣٩٩/٠٩/٠١
|

5 از پنجره ی....به موضوع نگریستن
مورد مطالعه و بررسی قراردان
١٣٩٩/٠٩/٠١
|

6 از ما بهترون
که از دماغ فیل افتاده
که کم محلی میکنه
١٣٩٩/٠٨/٣٠
|

7 Come to halt = stop متوقف شدن ١٣٩٩/٠٨/٣٠
|

8 کسی را در مشت خود داشتن(کسی را به لحاظ فکری مطیع خود کردن) ١٣٩٩/٠٨/٢٧
|

9 قدمی برای کسی بر نداشتن(از کوچکترین کمکی هم دریغ کردن) ١٣٩٩/٠٨/٢٧
|

10 پشت کسی بودن ،پشتیبانی و حمایت کردن ١٣٩٩/٠٨/٢٧
|

11 به هر قیمتی انجام دادن کاری ١٣٩٩/٠٨/٢٧
|

12 از خود متشکر ١٣٩٩/٠٨/٢٧
|

13 همه ی کارها را کنار گذاشتن(که کار خاصی را انجام دادن) ١٣٩٩/٠٨/٢٧
|

14 همه ی کارها را کنار گذاشتن (که کار خاصی را انجام دادن) ١٣٩٩/٠٨/٢٧
|

15 همه کار ها را کنار گذاشتن(که کار خاصی را انجام دادن) ١٣٩٩/٠٨/٢٧
|

16 آدم مرد (که پای حرفش می ایستد) ١٣٩٩/٠٨/٢٧
|

17 آدم یخ ١٣٩٩/٠٨/٢٧
|

18 آدم کثیف(به لحاظ اخلاقی)
آدم حال به هم زن
١٣٩٩/٠٨/٢٧
|

19 پست فطرت ،رزل ١٣٩٩/٠٨/٢٧
|

20 هندوانه ی در بسته ١٣٩٩/٠٨/٢٧
|

21 انسانی که زود خر میشه
انسنی که زود سر کیسه میشه
١٣٩٩/٠٨/٢٧
|

22 باعث قلیان احساسات کسی شدن
خاطرات کسی را هم زدن
تحریک کردن احساسات
١٣٩٩/٠٨/٢٦
|

23 جرقه ی خاطره ای را در ذهن کسی زدن
برانگیختن خاطرات
١٣٩٩/٠٨/٢٥
|

24 (خاطرات..)به فراموشی سپردن ١٣٩٩/٠٨/٢٥
|

25 خاطره،بو،)که تا مدتها می ماند ١٣٩٩/٠٨/٢٥
|

26 (دم پرنده، ساقه ی برگ گیاه)دنباله دار، خزنده ١٣٩٩/٠٨/٢٥
|

27 بدون ویژگی خاص ١٣٩٩/٠٨/٢٥
|

28 ریل راه آهن فرعی(جهت توقف وتعمیرات واگن ها)
پارکینگ قطارها
١٣٩٩/٠٨/٢٤
|

29 (فیلم،داستان..)تیپ ، شخصیتِ پردازش شده، قالب
تصویر عمومی از یک چیز یا شخص=تیپ،قالب
تلقی و برداشت عمومی از یک چیز یا شخص=تیپ،قالب
women who d ...
١٣٩٩/٠٨/٢٤
|

30 داستان اصلی فیلم ،(در مقایسه با داستانک های دیگری که در آن فیلم قرار دلرد) ١٣٩٩/٠٨/٢٣
|

31 (فیلم،..) که انتظارات را برآورده نمی کند ١٣٩٩/٠٨/٢٣
|

32 (فیلم..)پر فراز و نشیب،پر تب و تاب ١٣٩٩/٠٨/٢٣
|

33 پر تب و تاب ١٣٩٩/٠٨/٢٣
|

34 واکاوی کردن (گذشته) ١٣٩٩/٠٨/٢٠
|

35 واکاوی کردن (گذشته...) ١٣٩٩/٠٨/٢٠
|

36 برگه ی قابل تحلیل(توسط نرم افزار اکسل...) ١٣٩٩/٠٨/٢٠
|

37 بررسی قانونی
Legitimate test=legal test
١٣٩٩/٠٨/٢٠
|

38 سرخط خبرها شدن
تیتر اول روزنامه ها شدن
خبر داغ روز شدن
hit/grab/make the headline
١٣٩٩/٠٨/١٩
|

39 ۱-فیزیکی:سنگین و پرحجم (چگال)
۲- معنوی:(حمله،جنگ و خونریزی،بحث)سنگین و گسترده
سنگین بواسطه ی شدت حملات یا مباحثه
گسترده بواسطه ی تنوع و دامن ...
١٣٩٩/٠٨/١٩
|

40 اوقات تماشا
Educationalists advise limited screen time for under-5s
کارشناسان آموزش و پرورش توصیه می کننداوقات تماشای محدود شده را برای زیر۵سال ...
١٣٩٩/٠٨/١٤
|

41 (صرف وقت برای کالا یا شخص مورد علاقه)گشتن و انتخاب کردن
Come on, you haven’t got time to pick and choose
بجنب،تو وقت نداری بگردی انتخاب کنی
...
١٣٩٩/٠٨/١٢
|

42 خدمات شهری
خدمات آب برق گاز
خدمات همگانی(عمومی)
١٣٩٩/٠٨/١١
|

43 ساعات غیر اداری
office hours...off hours
١٣٩٩/٠٨/٠٨
|

44 یا این یا آن
It's a either-or situation.we can buy the car or we can go on a holiday.we can't do both
١٣٩٩/٠٨/٠٦
|

45 دو تا به قیمت یکدانه
Two for one special' means that if you buy two of a certain thing you will only be
charged the price of one
١٣٩٩/٠٨/٠٥
|

46 کار واش کامل یک خودرو
Detail: to clean outside and inside of a vehicle very carefully
A car detailing company یک شرکت کارواش خودرو
١٣٩٩/٠٨/٠٤
|

47 To be greater than a number or amount, or go past an allowed limit
تجاوز کردن(از یک حدی،از یک عددی..)
Drivers who exceed the speed limit can ex ...
١٣٩٩/٠٨/٠٢
|

48 اگر بخواهیم یک چند تایی نام ببریم
(برای قس علی هذا،..etc بکار می بریم)
١٣٩٩/٠٧/٣٠
|

49 طرح ساخته شده اولیه، پیش ساخت ،پیش تولید ١٣٩٩/٠٧/٢٩
|

50 گزیده کردن‌‌.گلچین کردن

١٣٩٩/٠٧/٢٨
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 playback
• I heard a playback of one of the tapes.
• من یک اجرای ضبط شده از یکی از نوار ها را شنیدم
١٣٩٩/٠٧/١٦
|

2 playback
• A TV playback showed exactly what had happened.
• اجرای ویدیوی ضبط شده در تلویزیون نشان داد دقیقا چه اتفاقی افتاده است.
١٣٩٩/٠٧/١٦
|

3 moment of truth
• Both men knew the moment of truth had arrived.
• هر دو مرد می دانستند که زمان رویارویی با حقیقت فرا رسیده بود/آن لحظه ی سرنوشت ساز فرا رسیده بود
١٣٩٩/٠٦/١١
|

4 hit it off
• They hit it off straight away, Daddy and Walter.
• آنها سریع اخت شدند،دید و والتر
١٣٩٩/٠١/٢٠
|

5 hit it off
• I didn't really hit it off with his friends.
• من واقعا اخت نشدم با دوستاش
١٣٩٩/٠١/٢٠
|

6 hit it off
• These children hit it off well in the kindergarten.
• این بچه ها خوب با هم اخت شدند در مهد کودک
١٣٩٩/٠١/٢٠
|