برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

علی ماشا اله زاده

علی ماشا اله زاده

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 تازه به بلوغ رسیده،بلوغی،عذب ١٣٩٩/١٢/١٢
|

2 ویژگی فردی ، وجه مشخصه ١٣٩٩/١٢/٠١
|

3 چند شنبه بازار (دو شنبه بازار،سه شنبه بازار،جمعه بازار..) ١٣٩٩/١٢/٠١
|

4 (برای کسی)خرج بر داشتن ١٣٩٩/١١/١٩
|

5 شغل ثابت ، شغل دائمی،شغل تخصصی ١٣٩٩/١٠/٣٠
|

6 مشکل دار، گرفتار
در حال تقلا (برای حل مشکل خود)
struggling Americans آمریکایی های گرفتار(مشکل دار)
١٣٩٩/١٠/١٧
|

7 خلاصه کردن
خلاصه
١٣٩٩/٠٩/٢٩
|

8 اصل و نسب قومیتی ١٣٩٩/٠٩/٢٩
|

9 (فیلم،کتاب) روشنفکرانه،
(فیلم، کتاب)که سخت میشودآن را فهمید
١٣٩٩/٠٩/٢٩
|

10 (از روی علاقه،ذهن انسان )درگیر ...شدن
His lyrics alone were reson enough to encourage people to engage with our language
غزلهای او به تنهایی دل ...
١٣٩٩/٠٩/٢٨
|

11 باهم یکی بودن (من و تو ندارد)
خیلی صمیمی بودن
١٣٩٩/٠٩/٢٧
|

12 مشکل درست کردن(در آینده)
مشکل ساز شدن(در آینده)
If you don't deal with the problem now, you'll be storing up trouble for yourself in the future ...
١٣٩٩/٠٩/٢٧
|

13 (با گفتگو)فضا را تلطیف کردن
(با توضیح)شفاف سازی کردن
١٣٩٩/٠٩/٢٧
|

14 کوتاه آمدن و مصالحه کردن ١٣٩٩/٠٩/٢٧
|

15 مثل ابر بهاری گریه کردن
جلوی گریه خود رانمی تواند بگیرد
١٣٩٩/٠٩/٢٧
|

16 ترن عاطفی
موقعیت پر از غم و شادی
a situation or experience that alternates between making you feel excited, exhilarated, or happy and making yo ...
١٣٩٩/٠٩/٢٦
|

17 وابسته به
مطیعِ
We are completely subservient to fossil fuels
ما کاملا وابسته به سوختهای فسیلی هستیم
١٣٩٩/٠٩/٢٦
|

18 (Informal)دستی به سر و روی چیزی کشیدن ١٣٩٩/٠٩/٢٦
|

19 از گوشه ی در سرک کشیدن
یواشکی کسب اطلاع کردن
سر و گوشی آب دادن
١٣٩٩/٠٩/٢٥
|

20 کفاف (حداقل های) زندگی را دادن
Colin's salary isn't great but it's enough to keep the wolf from the door
حقوق کالین عالی نیست اما کفاف زندگی را ...
١٣٩٩/٠٩/٢٥
|

21 پول پرست، آدم پولکی
disapproving:determined to get money, even by unfair or illegal methods
I haven’t turned into a nasty, cynical, money-grubb ...
١٣٩٩/٠٩/٢٥
|

22 دلیل قابل اثبات
There are plenty of geological proof to consider
یک عالمه دلیل قابل اثبات زمین شناسانه وجودارد که درنظر بگیریم
١٣٩٩/٠٩/٢٤
|

23 پیامد غیرمستقیم
نتایج غیر مستقیم
آثار غیر مستقیم
تاثیرات غیر مستقیم
indirect concequences/result /effect =
We should come to term with ...
١٣٩٩/٠٩/٢٣
|

24 جامعه ی مصرف زده/مصرف گرا ١٣٩٩/٠٩/١٨
|

25 (سرنوشت،آینده)روی هوا بودن ،نا معلوم بودن ١٣٩٩/٠٩/١٨
|

26 آلاینده
Toxic/harmful/industrial /vehicle emissions
آلاینده های صنعتی/خودرویی/سمضر/سمی
١٣٩٩/٠٩/١٨
|

27 (نگرش،شخص...) از پیش بازنده ١٣٩٩/٠٩/١٨
|

28 ۱-یک مقدار (نا مشخص)
an amount that you do not know or state exactly:
By the time you've paid so much for the ferry and so much for the train f ...
١٣٩٩/٠٩/١٨
|

29 روح تازه ای در ...دمیدن
O'Grady breathes fresh life into the genre
سریال تلوزیونی اوگرادی روح تازه ای در این ژانر دمید
١٣٩٩/٠٩/١٥
|

30 (مشکل،جواب،..)در ....وجود دارد. ...problem/answer lies in/with
(مشکل،جواب...)در ارتباط با....وجود دارد.
مشکل از (آنجا)...است.< ...
١٣٩٩/٠٩/١٥
|

31 از ریخت انداختن ، ناقص کردن ١٣٩٩/٠٩/١٢
|

32 نهایتا ختم شدن به culminate in
نهایتا رسیدن به
come down to=
١٣٩٩/٠٩/١٢
|

33 سوال متنی
سوالی که از داخل یک متن طراحی می شود
سوالی که به شکل متن طرح گردیده است
١٣٩٩/٠٩/١٢
|

34 فیلم اقتباس شده
The movie version of his novelفیلم اقتباس شده از رمان او
The concert version of the operaکنسرت اقتباس شده از این اپرا
١٣٩٩/٠٩/١٢
|

35 سرویس خبری به روز شونده ١٣٩٩/٠٩/١٠
|

36 بازارهای سهام قابل اعتماد شدند ١٣٩٩/٠٩/٠٨
|

37 سهام ها وضعشون بهتر میشه
سهام ها گران تر می شوند
سهام ها ترمیم می کنند خودشان را/احیا می کنند خودشان را
١٣٩٩/٠٩/٠٨
|

38 بطور مسالمت آمیز
The marches seem to have been going peacefully so far
راهپیمایی ها به نظر میرسد دارند بطور مسالمت آمیزی پیش میروند تاکنون
١٣٩٩/٠٩/٠٨
|

39 به تدریج به دست آوردن ١٣٩٩/٠٩/٠٨
|

40 به تدریج قابل اعتماد شدن
Markets are said to have been gaining confidence
بازارهای سهام گفته می شود که دارد به تدریج قابل اعتماد می شود
١٣٩٩/٠٩/٠٨
|

41 شرکت صرفه جو،سازمان مقتصد،کسب و کار نو پای صرفه جو
(شرکت، سازمان...) که بیخودی پول و نیروی انسانی هدر نمیدهد
١٣٩٩/٠٩/٠٨
|

42 بالا ترین /پایین ترین حد
از هر زمانی بالاتر/پایین تر/بهتر
After three years of drought, the water in the lake had reached an all-time low.
ب ...
١٣٩٩/٠٩/٠٨
|

43 دامن زدن به گمانه زنی ها ١٣٩٩/٠٩/٠٧
|

44 دوران نقاهت، دوران بهبودی،ترمیم ١٣٩٩/٠٩/٠٣
|

45 بلند مرتبه ١٣٩٩/٠٩/٠٢
|

46 ۱-سرسری خواندن چیزی
۲-سرسری گرفتن چیزی،دقت و مواظبت کافی نکردن چیزی
To skim something; to overlook something from a lack of attentiveness.
< ...
١٣٩٩/٠٩/٠٢
|

47 کسی را تشنه ی چیزی کردن(آرزومند..کردن)
Be starved of/for تشنه ی چیزی بودن
The poor kid's starved for attention این بچه ی فقیر تشنه ی توجه است
١٣٩٩/٠٩/٠١
|

48 از پنجره ی....به موضوع نگریستن
مورد مطالعه و بررسی قراردان
١٣٩٩/٠٩/٠١
|

49 از ما بهترون
که از دماغ فیل افتاده
که کم محلی میکنه
١٣٩٩/٠٨/٣٠
|

50 Come to halt = stop متوقف شدن ١٣٩٩/٠٨/٣٠
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 prevention
• An ounce of prevention is worth a pound of cure.
• یک مثقال پیشگیری می ارزد به یک خروار معالجه
١٣٩٩/٠٩/١٤
|

2 playback
• I heard a playback of one of the tapes.
• من یک اجرای ضبط شده از یکی از نوار ها را شنیدم
١٣٩٩/٠٧/١٦
|

3 playback
• A TV playback showed exactly what had happened.
• اجرای ویدیوی ضبط شده در تلویزیون نشان داد دقیقا چه اتفاقی افتاده است.
١٣٩٩/٠٧/١٦
|

4 moment of truth
• Both men knew the moment of truth had arrived.
• هر دو مرد می دانستند که زمان رویارویی با حقیقت فرا رسیده بود/آن لحظه ی سرنوشت ساز فرا رسیده بود
١٣٩٩/٠٦/١١
|

5 hit it off
• They hit it off straight away, Daddy and Walter.
• آنها سریع اخت شدند،دید و والتر
١٣٩٩/٠١/٢٠
|

6 hit it off
• I didn't really hit it off with his friends.
• من واقعا اخت نشدم با دوستاش
١٣٩٩/٠١/٢٠
|

7 hit it off
• These children hit it off well in the kindergarten.
• این بچه ها خوب با هم اخت شدند در مهد کودک
١٣٩٩/٠١/٢٠
|