برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

علی ماشا اله زاده

علی ماشا اله زاده

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 اخبار زیر نویس تلوزیون
اخبار زیر نویس گرافیکی روی اینترنت
١٣٩٩/٠٧/٠٢
|

2 در نهایت رسین به ،نهایتا ختم شدن به ، منحصر شدن به
All problems come down to money
همه ی مشکلات ختم می شود به پول.( یعنی مهمترین مشکل ما پول اس ...
١٣٩٩/٠٧/٠٢
|

3 پایین ترین حد
The stock market plunged to an all-time low last month
بازار سهام به پایین ترین حد در ماه گذشته سقوط کرد
بازار سهام به بی سابق ...
١٣٩٩/٠٧/٠٢
|

4 تحت... بودن (درمان، عمل جراحی...)
The president will be undergoing routine surgery
رییس جمهور تحت عمل جراحی معمولی خواهند بود
١٣٩٩/٠٧/٠٢
|

5 افتادن (بمب)
The bomb went off in the same areaبمب در همان منطقه افتاد
Firework went off in his face آتش بازی افتاد توی صورتش
در رفتن ( گل ...
١٣٩٩/٠٧/٠٢
|

6 پیگیری قضایی کردن (فعل لازم)
If the builders don’t fulfil their side of the contract, we’ll sue.
اگر این ساختمان ساز ها راضی نکنند طرف قراردادش ...
١٣٩٩/٠٧/٠٢
|

7 پیگیری کردن(از مجاری قانونی)
دنبال کردن(از مبادی قانونی)
تعقیب کردن( از مراجع قضایی)
١٣٩٩/٠٧/٠٢
|

8 لاشه ١٣٩٩/٠٧/٠١
|

9 بکوب پیش رفتن (پیشرفت کردن)
تاختن (در عرصه ی علم..)
١٣٩٩/٠٧/٠١
|

10 بکوب پیش رفتن (به جایی یا انجام کاری) ١٣٩٩/٠٧/٠١
|

11 (خطر، مشکل،تهدید)...زا بودن
(خطر،مشکل،تهدید) ......آفرین بودن
The events pose a challenge to the church’s leadership
این حوادث چالش زا هستند ...
١٣٩٩/٠٧/٠١
|

12 از منظرِ.... ، از نگاهِ.... ، از نظر.... ١٣٩٩/٠٦/٣١
|

13 از این نظر که ١٣٩٩/٠٦/٣١
|

14 زیست شناسیِ درمانی ١٣٩٩/٠٦/٣١
|

15 Is central to تمرکز دارد روی.....( .....مهم است) ١٣٩٩/٠٦/٣١
|

16 ظرف ، مدت ،طی
In a matter of hours
در ظرف چند ساعت
In a matter of a few days
در ظرف چند روز
١٣٩٩/٠٦/٣١
|

17 In a matter of hoursدر ظرف چند ساعت
In a matter of a few daysدر ظرف چند روز
١٣٩٩/٠٦/٣١
|

18 چهره (شخصیت معروف) ١٣٩٩/٠٦/٣٠
|

19 ۱-فعال ، تو چشم(به لحاظ فعالیت)(بیرون و این ور آن ور خلاصه فعال)
۲- این ور آن ور
١٣٩٩/٠٦/٣٠
|

20 عملی (در مقابل تئوری)
...A how-to guide about یک راهنمای عملی درباره ی...
A how to class in cake decorating
یک کلاس عملی در تزیین کیک
١٣٩٩/٠٦/٣٠
|

21 به مرحله ی اجرا در آوردن ، اجرایی کردن (یک طرح) ١٣٩٩/٠٦/٢٨
|

22 منظوری را رساندن ، نکته ای را ساندن
What 🍇point🍇is the writer trying to 🍇make🍇by quoting the percentage of inside crime
نویسنده دارد تلاش م ...
١٣٩٩/٠٦/٢٨
|

23 (انتقاد، اتفاق ناخوشایند)مستقیما بر می گردد به خودتان
انتقاد، اتفاق ناخوش آیند)نوک پیکان آن به سمت خودتان است
Are you overlooking another thre ...
١٣٩٩/٠٦/٢٨
|

24 رو ، مثل کف دست ،آشکار ، مخفی نیست ، سر گشاده (نامه،احساسات،اطلاعات،....) ١٣٩٩/٠٦/٢٧
|

25 خرید جانبدارانه ١٣٩٩/٠٦/٢٧
|

26 دارای نیروی دافعه ،دور نگهدارنده ، بر حذر دارنده ، دفع کننده ١٣٩٩/٠٦/٢٧
|

27 مقهور کننده، مات ومبهوت کننده ( هم تاثیر مثبت هم منفی) ١٣٩٩/٠٦/٢٧
|

28 دستگاه سفارش کالا (در فروشگاهها) ١٣٩٩/٠٦/٢٧
|

29 صندوق خودپرداز تسویه حساب کالا ١٣٩٩/٠٦/٢٧
|

30 فعالیت تبلیغاتی ١٣٩٩/٠٦/٢٦
|

31 کمتر از .....بودن
کمتر از (حد انتظار، اهداف مورد نظر..)بودن
١٣٩٩/٠٦/٢٦
|

32 کوتاه آمدن
از خر شیطان پایین آمدن
١٣٩٩/٠٦/٢٥
|

33 توی خود ریختن ، توی لاک خود رفتن
(چون کلمه ی clam به معنی صدف میباشد، و انگار شخص درون صدف خود رفته است)
A sensitive child is likely just to cl ...
١٣٩٩/٠٦/٢٥
|

34 Be in the dog house
آن روی سگ کسی بالا آمدن(بودن) ، عصبانیت خود را سر کسی خالی کردن
١٣٩٩/٠٦/٢٤
|

35 Be in the dog house
آن روی سگ کسی بالا آمدن(بودن) ، عصبانیت خود را سر کسی خالی کردن
١٣٩٩/٠٦/٢٤
|

36 زیر و رو کردن ، جستجوکردن ١٣٩٩/٠٦/٢٤
|

37 پیاده کردن (طرح ، کار،..) ١٣٩٩/٠٦/٢٤
|

38 تکرار کردن(نتیجه ، کار ، موفقیت ، دستاورد)
به نتیجه ی مشابه رسیدن/رساندن
Other scientists were unable to replicate the experiment.
دانش آموز ...
١٣٩٩/٠٦/٢٤
|

39 حتی با وجودِ...
علارغم
١٣٩٩/٠٦/٢٤
|

40 جایگزین شدن ،جای چیزی را گرفتن
phrasal verb
If one thing takes over from something else, it becomes more important, successful, or powerful tha ...
١٣٩٩/٠٦/٢٤
|

41 بهره کشی کردن ، استخراج بی رویه کردن ١٣٩٩/٠٦/٢٤
|

42 صید بی رویه کردن ١٣٩٩/٠٦/٢٤
|

43 رو حسابِ (به خاطرِ،به علت) ١٣٩٩/٠٦/٢٣
|

44 به موازاتِ...
پا به پای،همراه با
١٣٩٩/٠٦/٢٣
|

45 (مجازی)فرسنگها دور تر از....
Conditions are still far from ideal
شرایط هنوز فرسنگها دور تر از ایده آل است
Far from helping the situation, yo ...
١٣٩٩/٠٦/٢٣
|

46 دور از (واقعیتِ)...
دور از (انتظارِ)...
دور از(شرایط مطلوب)
به جای (شرایط مطلوب)
conditions are still far from ideal
شرایط هنوز دور از ...
١٣٩٩/٠٦/٢٣
|

47 حتی پس از آن هم
You can study and study, but even then ,you're not guaranteed a job.
تو می توانی درس بخوانی و درس بخوانی، اما حتی پس از آن هم ت ...
١٣٩٩/٠٦/٢٢
|

48 حتی اگر چنین باشد
Some women worked, but even so their options were limited
بعضی زنها کار می کردند، اما حتی اگر چنین باشد هم انتخابهایشان محدود ...
١٣٩٩/٠٦/٢٢
|

49 اولویت قائل شدن برای ، اولویت دادن به ١٣٩٩/٠٦/٢٢
|

50 Take credit for تشویق شدن به خاطر
Give credit for تشویق کردن به خاطر
Take credit for what someone else do تشویق شدن به خاطر کاری که دیگری انج ...
١٣٩٩/٠٦/٢٢
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 moment of truth
• Both men knew the moment of truth had arrived.
• هر دو مرد می دانستند که زمان رویارویی با حقیقت فرا رسیده بود/آن لحظه ی سرنوشت ساز فرا رسیده بود
١٣٩٩/٠٦/١١
|

2 hit it off
• They hit it off straight away, Daddy and Walter.
• آنها سریع اخت شدند،دید و والتر
١٣٩٩/٠١/٢٠
|

3 hit it off
• I didn't really hit it off with his friends.
• من واقعا اخت نشدم با دوستاش
١٣٩٩/٠١/٢٠
|

4 hit it off
• These children hit it off well in the kindergarten.
• این بچه ها خوب با هم اخت شدند در مهد کودک
١٣٩٩/٠١/٢٠
|