تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

صرف نظر از ، به جز این مورد خاص؛ بدون در نظر گرفتن موردِ خاص مذکور . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[حقوق] تعهدات؛ شرایطی که طرفین قرارداد متعهد به انجام آن هستند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

احساسی؛ استنباطی؛ سهل انگارانه؛ برداشت آنی؛ مبتنی بر داوری آنی ذهنی؛ [در مقابل استنباط مبتنی بر تعمق یا تعقل]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

[علم سیستم ها] برون فرآیندی؛ برون سیستمی؛ برون سویی [اقتصاد] پی آمد بیرونی؛ هزینه یا فایده ی فعالیتی اقتصادی که مستقیماً پی آمدی درون سازمانی ندارد و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٢

[علوم سیاسی؛ علوم اقتصادی] رانت؛ ویژه خواری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

[علوم سیاسی] قرائت؛ بیان؛ برداشت؛ political narrative: قرائت سیاسی؛ تفسیر یا بیان موضع سیاسی ( ظاهری یا واقعی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

معتبر؛ مطمئن؛ موثق؛ قابل اتکا؛ قابل اطمینان؛ عقلایی؛ منطقی [علوم سیاسی، علوم اجتماعی] جدی؛ واقعی؛ شدنی؛ مثال: a credible threat: تهدیدی جدی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

[علوم اجتماعی] همه پذیر؛ کثرت پذیر؛ اندیشه یا کنشی که مشارکت طیف های مختلف را بپذیرد و به آنها میدان دهد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

[اقتصاد] خیز؛ ترقی؛ شدت گرفتن؛ افزایش سریع و ناگهانی؛ مثال: commodity price boom = خیز قیمت کالاها، افزایش ناگهانی قیمت کالاها [مهندسی] بازو؛ بازوی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

[روش تحقیق] کلی نگری؛ پرداختن به جنبه های کلی پدیده و احتراز از طرح یا جست وجوی جزئیات آن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

۱ - همه جانبه؛ جامع، ۲ - دقیق؛ ظریف، ۳ - سخت گیرانه؛ شدید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تخطئه کردن؛ بنیان کنی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

[علوم اجتماعی] نوآمده؛ تازه به میدان آمده؛ مانند گروه اجتماعی که تازه به سن رأی دادن رسیده باشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

تفرقه افکنانه؛ دوقطبی ساز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

به طور اثربخش؛ به طور نتیجه بخش؛ به طوری که منجر به نتیجه شود ( آقای امیر کیانی: اثربخشی با بازدهی تفاوت دارد. اثربخشی یعنی درجه ی رسیدن به هدف، باز ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

[فعل] ۱ - نزدیک شدن ( به مقصد ) ؛ هرچه نزدیک تر شدن ( از نظر زمانی یا مکانی ) ؛ ۲ - روی کردن به شناخت، برداشتن گام های اولیه برای شناخت چیزی یا پدیده ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

برآمدن از؛ ریشه گرفتن از؛ برآمدن از دلِ چیزی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

عِلّی؛ عامل زمینه ساز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

۱ - توافقی، بر اساس توافق طرفین؛ اجماعی، طبق توافق همه ی طرف ها ۲ - هم دل؛ هم سو؛ هم نظر [در مقابل قطبیده یا polarized] در علوم سیاسی به هم نظر بودن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[خطاب تحبیبی به هم سر] دخترجان؛ خانم جان؛ بانو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

سِیر؛ سِیرِ زمانی؛سِیرِ تاریخچه ای

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[متالورژی] نیتروژن دهی؛ نیتروراسیون: نوعی عملیات حرارتی سطحی برای نفوذ دادن نیتروژن به سطح فلزات و سخت کاری سطحی ( case hardening ) آنها است. روش ها ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[متالورژی] نیتراته؛ نیتروره؛ فلز نیتروره فلزی است که در ضخامت اندکی از سطح آن، طی عملیات حرارتی ویژه ای، نیتروژن نفوذ داده شده و سختی سطحی ( case har ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

[پزشکی] نجات دادن؛ به ویژه در ترکیب �limb salvage� به معنی نجات عضو یا اندام ( به ویژه اندام های انتهایی مانند پا، دست، انگشتان ) از فساد یا مرگ بافت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

پرده ی عنکبوتیه؛ پرده ای بین جمجمه و مغز که بین سخت شامه و نرم شامه قرار گرفته است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

[پزشکی] پَس رُو؛ پس سو؛ عقب رُو؛ پی گیریِ و تحلیل بروز نشانه ها یا سمپتوم ها یا روی دادها در جهت عکس وقوع آنها به منظور رسیدن به تشخیص پزشکی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

۱ - چالش؛ مسأله ؛ ۲ - مانعِ پرش؛ چارچوبی فلزی که در ورزش �دو با مانع� در مسیر ورزش کاران قرار می دهند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

هم بسته گی؛ خیرِ متقابل؛ بده بستان �تقابل� و �مقابله� بار منفی دارد و در اینجا به کار نمی رود. بار معنایی این واژه مثبت است و در مواردی به کار می رود ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٨

شاه میگو؛ میگوی بزرگ؛ نوعی سخت پوست دریایی که یکی از غذاهای محبوب دریایی است. برخلاف نظر دوستان که لابستر را �خرچنگ� معنی کرده اند، این سخت پوست در ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

چکش کاری؛ رفع ایراد؛ سروته چیزی را زدن برای اصلاح آن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زبان مُغلّق اقتصاددان ها؛ زبان زرگری اقتصاددان ها؛ادبیات عالِم نمای اقتصاد اصطلاحات قلنبه سلنبه ای که بیش تر برای تفاخر و تظاهر به عالم بودن به زبا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

تبلیغ کردن؛ تعریف کردن کیفیت چیزی برای تبلیغ یا فروش آن Advertise; praise the qualities of something in order to sell or promote

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

[برق، مخابرات] سیم بان؛ کسی که مسؤول تعمیر خرابی شبکه ی انتقال برق یا سیم تلفن است [فوت بال امریکایی] بازی کن فوروارد؛ بازی کن جلو؛ بازی کن های فوروا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

عواقب؛ پی آمد؛ تبعات

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

فضیلت نمایی؛ بیان نظر یا احساس در مورد موضوعی معین در معرض عموم به منظور القای شخصیتی اخلاقی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

در هم جوشیده؛ عجین شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نوروتیپ؛ تیپ عصبی؛ صاحب نوعی مغز و سلسله ی اعصاب مرکزی، از نظر نحوه ی تفسیر و پاسخ فرد به نشانه های اجتماعی و غیره.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

سنگ دلی؛ بی مروت بودن؛ رحم نکردن در ادبیات کسب وکار به معنی دخالت ندادن احساسات در تصمیم گیری ( غالباً خوش آیند راست گرایان در شمردن صفات مدیر خوب )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

۱ - اتاقک؛ سلول؛ غرفه؛ ناحیه ی کاری جدا شده با پارتیشن یا دیوارک در محیط های کار با پلان باز ( عکس ۱ ) ۲ - میز کناره دار؛ میز مطالعه در کتاب خانه ها ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

مشارکتی؛ مشارکت جویانه؛ فرهنگ مبتنی بر هم کاری در مقایسه با فرهنگ مبتنی بر رقابت یا ریاست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دم دمی مزاجی؛ تزلزل تصمیم گیری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

( اصطلاح سربازخانه ) آش خور؛ سربازی که تازه دوره ی آموزشی را گذرانده و وارد یگان شده است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

( به کنایه ) جهان موازی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نیت کردن ( پیش از فال گرفتن، فوت کردن شمع، و مانند آنها ) ؛

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

۱ - بررسی، معاینه، تشخیص، و تعمیر موتور خودرو ۲ - بررسی این که در کله ی فلانی چه خبر است؛ معاینه ی عصبی - روان شناختی There is absolutely no shame in ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بازخواست کردن؛ سین جیم کردن؛ فراخواندن کسی به اتاق مدیر برای جواب دادن به سؤال

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢١

اسکید ( در انبارها و کارگاه ها به همین اسم معروف است ) ، کفیِ چوبی برای حمل و نقل بارهای نسبتاً سنگین شبیه پالت ولی بدون صفحه ی زیرین

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

از �fann� لاتین به معنی هورچین یا چنگک بوجاری گرفته شده است. بقیه ی واژه ها با تمثیل شکل چنگک بوجاری ( ذوزنقه ) ساخته شده است. ۱ - هوادار؛ طرف دار؛ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

بی گمان؛ بی بروبرگرد؛ به ضرسِ قاطع؛ به قطع یقین

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

معنی این اصطلاح �خرتوخر� یا �شیرتوشیر� نیست زیرا این اصطلاح ها به معنی �آشفته� و �بی سامان� است. بل که معنی آن چیزی مثل �برادر به برادر رحم نمی کند� ...