تقی قیصری

تقی قیصری

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



particularly١٢:٠٨ - ١٤٠٠/٠٩/١٢۱ - به ویژه، This issue requires particular attention. این قضیه توجه ویژه ای را می طلبد. ۲ - به مراتب، در مرتبه ی بسیار بالاتر . This helps beginn ... گزارش
0 | 0
dowsing١٥:٢٥ - ١٤٠٠/٠٩/٠٢[شبه علم] میله ی آب یاب؛ دوشاخه ی آب یاب؛ دوشاخه ای که ادعا می شود وقتی به بالای منبع آب زیرزمینی می رسد تکان می خورد. عموماً عده ی زیادی از کشاورزان ... گزارش
0 | 0
rewarding١٣:١١ - ١٤٠٠/٠٩/٠١[صفت] انگیزشی، انگیزه دهنده؛ تقویت کننده [فعل، مصدر] پاداش دهی؛ مفتخر کردن؛ جبران لطف کردنگزارش
0 | 0
مستندساز١٧:٤٥ - ١٤٠٠/٠٨/٣٠documentarian; documentary filmmakerگزارش
0 | 0
uncover٠١:٠٨ - ١٤٠٠/٠٨/٣٠رونمایی؛ برای اولین بار ارائه دادن؛ برای اولین بار معرفی کردنگزارش
0 | 0
focused٢٢:٤٩ - ١٤٠٠/٠٨/٢٩کانونی شده، هم گرا شده، متمرکز شدهگزارش
0 | 0
appreciate٢٠:٥٦ - ١٤٠٠/٠٨/٢٩بها دادن ( به )گزارش
0 | 0
provider١١:١٠ - ١٤٠٠/٠٨/٢٨خدمات دهنده؛ فراهم آور؛ تهیه گر در بعضی از منابع مدیریتی با تأمین کننده ( supplier ) با خدمات دهنده فرق دارد، provider خدمت عرضه می کند در حالی که su ... گزارش
0 | 0
indispensable٢٣:٢٨ - ١٤٠٠/٠٨/٢٦چاره ی آخر؛ تنها گزینه؛ Remember! You are not indispensable. یادتان باشد! شما تنها گزینه ی ما نیستید.گزارش
0 | 0
knife١٩:٣٨ - ١٤٠٠/٠٨/١٩۱ - کارد، چاقو، تیزی ( هر جسم سختی که لبه ای تیز برای بریدن داشته باشد ) ۲ - نیزه، سرنیزه ( نوعی سلاح دارای دسته برای �فرو کردن� در بدن حریف به کار ... گزارش
0 | 0
relevance١٨:٢٢ - ١٤٠٠/٠٧/٢٣بایسته گی؛ ربطیت؛ باربط بودنگزارش
0 | 0
cantilever١٢:٤١ - ١٤٠٠/٠٧/١٩[مهندسی سازه] طُرّه؛ انتهای آزاد؛ تیری که یک طرف آن دارای تکیه گاه ( عموماً ولی نه الزاماً گیردار ) دارد و سر دیگر آن آزاد است. برای دوستانی که معاد ... گزارش
2 | 0
stream١١:٢٣ - ١٤٠٠/٠٧/١٩[اقتصاد، مدیریت] منبع یا سرچشمه Revenue Streams؛ منابع درآمد هفت گروه منابع درآمد کلاسیک: فروش دارایی ها، تبلیغات، اشتراک یا آبونه شدن، فروش امتیاز ... گزارش
0 | 0
constrain١٥:٥٦ - ١٤٠٠/٠٧/٠٧احتوا، در بر گرفتن The cup constrains the coffee.گزارش
0 | 0
please٠٩:٢٣ - ١٤٠٠/٠٧/٠٧خوش آمدن، لذت بخشیدن ( The coffee pleased me a lot. ) ( قهوه خیلی به من لذت بخشید ( یا چسبید ) ، از این قهوه خیلی خوش ـم آمد )گزارش
5 | 0
proactive٢١:١٠ - ١٤٠٠/٠٦/١٩پاسخ به محرک بیرونی ( عموماً وضعیت نامطلوب ) می تواند سه گونه باشد: انفعالی یا passive، پاسخ ندادن یا پاسخ دیرهنگام یا نابه جا به محرک فعالانه یا act ... گزارش
16 | 0
propriety product١٤:٥٧ - ١٤٠٠/٠٦/١٧محصول انحصاری؛ محصول امتیازدار؛ محصول اختصاصی؛ محصولی که بر اساس ثبت اختراع یا خرید امتیاز انحصاراً به شخص حقیقی یا حقوقی خاصی تعلق داردگزارش
0 | 0
modestly١٠:١٦ - ١٤٠٠/٠٦/١٠به طور متعادل؛ نه در مقادیر زیادگزارش
2 | 0
impoverish١٢:٢٦ - ١٤٠٠/٠٦/٠٩تحلیل قواگزارش
2 | 0
enrich١٢:٢٣ - ١٤٠٠/٠٦/٠٩پر کردن جیب. ترجمه ی متن زیر: شکارچیان غیرمجاز جیب شان رابه قیمت کاهش جمعیت حیوانات در حال انقراض پر می کنند. Poachers enrich themselves while re ... گزارش
5 | 0
spurious١١:٣٢ - ١٤٠٠/٠٦/٠٩پیش پاافتاده؛ بی اهمیتگزارش
2 | 0
isolated١٢:٠٦ - ١٤٠٠/٠٥/١٥تک افتاده؛ بریده [از محیط]؛ isolated enterprises: بن گاه های تک افتاده که ارتباط معینی با بازار ندارند.گزارش
2 | 0
isolated١٢:٠٢ - ١٤٠٠/٠٥/١٥از آنجا که امکان نوشتن نظر در زیر نظرهای دیگران وجود ندارد، ناچار در پیش نهاد جداگانه پاسخ ایشان را می نویسم: بله می شود isolated را به ایزوله ترجمه ... گزارش
16 | 1
insight١٣:٠٦ - ١٤٠٠/٠٥/١٠[مارکتینگ] اِشراف marketing insight: اشراف بر بازار؛ درک بایسته و کنش پذیر از واقعیت بازار در پیِ تحلیل عمیق و متفکرانه که قبلاً نامکشوف مانده بودگزارش
2 | 0
manifest١٤:٢٥ - ١٤٠٠/٠٥/٠٦[پزشکی] بروز ( بیماری ) manifestation: تظاهرات ( بیماری )گزارش
5 | 0
DIP١٣:٥٦ - ١٤٠٠/٠٥/٠٦عمق یاب؛ میله ای که در داخل مخزن فرو برده می شود تا عمق مایع یا پودر محتوی آن را مشخص کنند. اصطلاح دیپ زدن در اندازه گیری میزان مایع داخل تانکر سوخت ... گزارش
0 | 0
spillage٠٠:٥٧ - ١٤٠٠/٠٥/٠٤[پزشکی] ترشح؛ ترشحات؛ مواد ترشحی ریخته شدن مایعات بدن از قبیل خون، بزاق، ادرار، استفراغ، مدفوع روی سطوح دیگرگزارش
5 | 0
cove٠١:٠٢ - ١٤٠٠/٠٥/٠٢گوشه ی مقعر؛ گوشه ی غیرتیز coved ceiling به معنی اتاقی است که در محل تلاقی دیوارها با کف زه یا قرنیز مقعر نصب شده باشد. گزارش
0 | 0
liberal١٨:١٤ - ١٤٠٠/٠٥/٠١زیادتر از معمول؛ دست ودل بازانه مثال: It is advised to use a liberal amount of disinfectant.گزارش
0 | 1
viable١٠:٥٧ - ١٤٠٠/٠٤/٣٠دوام پذیر؛ ماندگار؛ تکرارپذیر؛ چیزی که فقط یک بار اتفاق نمی افتد و می توان آن را تکرار کرد. در مارکتینگ به روشی گفته می شود که بتوان از آن طریق به طو ... گزارش
2 | 0
make up٠٩:٣٣ - ١٤٠٠/٠٤/٣٠مرتب کردن؛ نظم و ترتیب دادن؛ کنار هم چیدن مثال:هنوز لازم است ست های ابزار را پس از شستن و پیش از استریل کردن مرتب کنیم ( کنار هم طوری بچینیم که روی ... گزارش
5 | 0
undercut١٩:٢١ - ١٤٠٠/٠٤/٢٨سوخته گی پای جوش؛ در جوش کاری به خالی شدن لبه ی گرده ی جوش به دلیل درست تنظیم نکردن شدت جریان جوش کاری گفته می شود.گزارش
0 | 0
retentive١٧:٣٣ - ١٤٠٠/٠٤/٢٨بچسب ( در مقابل نچسب ) ؛ زدایش ناپذیر؛ ویژه گی مربوط به موادی که اگر ماده ی دیگری به آن بچسبد به آسانی نتوان تمیزش کرد. مانند ظرف پخت وپز که بچسب است ... گزارش
0 | 0
induction١٦:٤٢ - ١٤٠٠/٠٤/٢٨معرفی؛ آشناسازی؛ طرح موضوعی به صورت کلی برای اولین بارگزارش
9 | 0
rim٠٩:٤٩ - ١٤٠٠/٠٤/٢٦۱ - رینگ ( تایر خودرو ) ؛ طوقه ( دوچرخه یا موتورسیکلت ) ؛ چنبره ۲ - لبه ی قابلمه یا زودپز ۳ - حلقه ی بسکت بالگزارش
2 | 0
chemiclave١١:٤١ - ١٤٠٠/٠٤/٢٥کمی کلاو؛ شیمی کلاو؛ نوعی اتوکلاو یا دستگاه استریلیزاسیون که در آن علاوه به دمای بالای ۱۰۰ درجه سلسیون بخار، از مواد شیمیایی مانند فرمالدئید و الکل ا ... گزارش
0 | 0
passive١٠:١٧ - ١٤٠٠/٠٤/٢٥[متالورژی، الکتروشیمی] رویین؛ روئین؛ وضعیتی که یک فلز خورده نمی شود زیر ا هیچ گونه واکنش الکتروشیمیایی به دلیل اتصال به منبع برق مستقیم ( حفاظت کاتدی ... گزارش
2 | 0
borehole٢١:٥٠ - ١٤٠٠/٠٤/٢٣میله ی قنات؛ سوراخ های قائم برای برداشت آب از مجرای آب افقی دست کندگزارش
5 | 0
substantial١٧:٤٠ - ١٤٠٠/٠٤/٢٣قرص؛ بادوام؛ مستحکم [غیررسمی] جان دار؛ پدرمادردار substantial shoes کفش محکم ( مثل کفش ایمنی یا کفش حفاظ دار ) گزارش
2 | 0
soil١١:٣٤ - ١٤٠٠/٠٤/٢٣[پزشکی] چرک؛ کثافت؛ جرم؛ هرگونه پس ماند جامد به جا مانده روی سطوح ابزار یا تجهیزات پزشکی یا وسایل محیطی مثال از متن دندان پزشکی: Any residual soil ... گزارش
5 | 0
non intact١٦:٠٣ - ١٤٠٠/٠٤/٢٢دست خورده؛ ایراددار؛ از حالت طبیعی خارج شدهگزارش
0 | 0
prosthodontic٢٠:٠٣ - ١٤٠٠/٠٤/٢٠[دندان پزشکی] ترمیمی؛ اقدامات و اعمال مربوط به پروتزها و ترمیم دندان ها Prosthodontics: رشته ی دندان پزشکی ترمیمیگزارش
2 | 0
needlestick١٢:٠٠ - ١٤٠٠/٠٤/٢٠جراحت با سوزن؛ ایجاد زخم یا پاره گی بافتی بر اثر فرورفتن سوزن سرنگ در پوست یا مخاطگزارش
2 | 0
seroconversion١١:٣٨ - ١٤٠٠/٠٤/٢٠[پزشکی] تغییر سطح سرمی ( پادتن )گزارش
14 | 0
lymphoid١١:١٤ - ١٤٠٠/٠٤/١٩شِبه لنفاوی [مقایسه شود با lymphatic به معنی لنفاوی]؛ سلول هایی مانند لوزه، طحال، عقده های لنفاوی، و بافت های مخاطی که شبیه لنف عمل می کنند.گزارش
2 | 0
indication٢٣:٤٦ - ١٤٠٠/٠٤/١٦[پزشکی] اندیکاسیون؛ ضرورت؛ مثال: جراحی در این نوع سوخته گی �اندیکاسیون � دارد. یعنی جراحی �کارآیی، منطق، و مجوز� لازم را بر اساس دانش و پروتکل های پز ... گزارش
5 | 0
eyewear٢٢:١١ - ١٤٠٠/٠٤/١٤چشم پوش؛ نقاب؛ چشم بندگزارش
0 | 0
reasonably٢٣:١٢ - ١٤٠٠/٠٤/٠٨تا حد زیادی؛ نسبتاًگزارش
7 | 0
antigenic٠٩:٥٩ - ١٤٠٠/٠٤/٠٧پادتنی؛ ویژگی میکروب ها از قبیل پروتوزوها، باکتری ها، یا ویروس هایی که در سطح شان دارای موادی هستند که سیستم ایمنی بدن را تحریک به پادتن سازی می کنندگزارش
0 | 0
vegetative٢١:٥٠ - ١٤٠٠/٠٤/٠٦رویشی؛ نامیه؛ مانند بازگشت هاگ ها به شرایط رویش پس از رفع شرایط لَختی ( inertia ) در پیِ بروز شرایط خشکی، گرما، و فقدان مواد مغذی در محیطگزارش
0 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده



come about١٠:١٥ - ١٣٩٩/٠٩/١٩
• Is it OK with you if I come about six?
اگر برای تان مساعد است ساعت ۶ خدمت تان برسم.
2 | 0
spotting١٣:١٨ - ١٣٩٨/١٠/٢١
• A car ran past, spotting my coat with mud.
ماشینی از کنار من رد شد و به روی کتم گِل پاشید.
7 | 1