تقی قیصری

تقی قیصری

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



materially١٦:٢٤ - ١٤٠١/٠٨/٢٨ماهیتاً، به طور ماهویگزارش
0 | 0
step in rights٠٩:١٩ - ١٤٠١/٠٨/٢٨[حقوق] حقوق جای گزینی طرف قرارداد؛ حقوقی که به طرفی تعلق می گیرد تا به جای پیمانکار یا طرف خلع ید شده وارد قراردادی در حال اجرا شود.گزارش
0 | 0
call on٢٣:٥٦ - ١٤٠١/٠٨/٢٧[حقوق] به اجرا گذاشتن؛ استفاده از؛ مثال: Call on performance bond به اجرا گذاشتن ضمانت نامه ی حسن انجام کارگزارش
0 | 0
withhold١٠:٥٤ - ١٤٠١/٠٨/٢٧کتمان کردن؛ از قلم انداختنگزارش
0 | 0
remove٠٠:١٢ - ١٤٠١/٠٨/٢٧[عمران] برچیدن؛ قلع وقمع در مدیریت پروژه، خراب کردن ( قلع وقمع ) و برچیدنِ مستحدثات ( عموماً ) موقت کارگاه ساخت مانی پیش از تحویل و تحول پروژهگزارش
0 | 0
subject to٠٩:١٥ - ١٤٠١/٠٨/٢٦[حقوق] به موجبِ؛ مثال: Subject to law of labour . . . به موجب قانون کار . . .گزارش
0 | 0
set off٢٣:٣٥ - ١٤٠١/٠٨/٢٥[حقوق] تهاتر دیون؛ اگر بین دو طرف قرارداد دیون پرداختنی متقابل وجود داشته باشد، مابه التفاوت دو دین توسط طرفی که دین بیش تر دارد پرداخت می شود و نیاز ... گزارش
0 | 0
notwithstanding٢٢:٣١ - ١٤٠١/٠٨/٢٢صرف نظر از ، به جز این مورد خاص؛ بدون در نظر گرفتن موردِ خاص مذکور . . .گزارش
0 | 0
warranties٢٣:٢٠ - ١٤٠١/٠٨/١٩[حقوق] تعهدات؛ شرایطی که طرفین قرارداد متعهد به انجام آن هستندگزارش
0 | 0
intuitive٠٨:٤٤ - ١٤٠١/٠٨/٠٢احساسی؛ استنباطی؛ سهل انگارانه؛ برداشت آنی؛ مبتنی بر داوری آنی ذهنی؛ [در مقابل استنباط مبتنی بر تعمق یا تعقل]گزارش
0 | 0
externality٢٠:٤٦ - ١٤٠١/٠٧/٢٨[علم سیستم ها] برون فرآیندی؛ برون سیستمی؛ برون سویی [اقتصاد] پی آمد بیرونی؛ هزینه یا فایده ی فعالیتی اقتصادی که مستقیماً پی آمدی درون سازمانی ندارد و ... گزارش
0 | 0
rent١٠:٥٨ - ١٤٠١/٠٧/٢٧[علوم سیاسی؛ علوم اقتصادی] رانت؛ ویژه خواریگزارش
2 | 0
narrative١٠:٤٩ - ١٤٠١/٠٧/٢٧[علوم سیاسی] قرائت؛ بیان؛ برداشت؛ political narrative: قرائت سیاسی؛ تفسیر یا بیان موضع سیاسی ( ظاهری یا واقعی )گزارش
2 | 0
credible٠١:٣٠ - ١٤٠١/٠٧/٢١معتبر؛ مطمئن؛ موثق؛ قابل اتکا؛ قابل اطمینان؛ عقلایی؛ منطقی [علوم سیاسی، علوم اجتماعی] جدی؛ واقعی؛ شدنی؛ مثال: a credible threat: تهدیدی جدیگزارش
0 | 0
inclusive٠١:١٩ - ١٤٠١/٠٧/٢١[علوم اجتماعی] همه پذیر؛ کثرت پذیر؛ اندیشه یا کنشی که مشارکت طیف های مختلف را بپذیرد و به آنها میدان دهد.گزارش
7 | 0
boom١٨:٥٣ - ١٤٠١/٠٧/٢٠[اقتصاد] خیز؛ ترقی؛ شدت گرفتن؛ افزایش سریع و ناگهانی؛ مثال: commodity price boom = خیز قیمت کالاها، افزایش ناگهانی قیمت کالاها [مهندسی] بازو؛ بازوی ... گزارش
0 | 0
overview١٢:٣٢ - ١٤٠١/٠٧/١٩[روش تحقیق] کلی نگری؛ پرداختن به جنبه های کلی پدیده و احتراز از طرح یا جست وجوی جزئیات آنگزارش
0 | 0
rigorous١٨:٣٩ - ١٤٠١/٠٦/٢٨۱ - همه جانبه؛ جامع، ۲ - دقیق؛ ظریف، ۳ - سخت گیرانه؛ شدیدگزارش
0 | 0
undermine١٩:٥٩ - ١٤٠١/٠٦/٢٥تخطئه کردن؛ بنیان کنیگزارش
0 | 0
entrant٠٩:١٢ - ١٤٠١/٠٦/٢٥[علوم اجتماعی] نوآمده؛ تازه به میدان آمده؛ مانند گروه اجتماعی که تازه به سن رأی دادن رسیده باشدگزارش
2 | 0
divisive١٦:٣٣ - ١٤٠١/٠٦/٢٤تفرقه افکنانه؛ دوقطبی سازگزارش
0 | 0
effectively١٤:١٥ - ١٤٠١/٠٦/٢٤به طور اثربخش؛ به طور نتیجه بخش؛ به طوری که منجر به نتیجه شود ( آقای امیر کیانی: اثربخشی با بازدهی تفاوت دارد. اثربخشی یعنی درجه ی رسیدن به هدف، باز ... گزارش
2 | 0
approach٠٨:٢٠ - ١٤٠١/٠٦/٢٤[فعل] ۱ - نزدیک شدن ( به مقصد ) ؛ هرچه نزدیک تر شدن ( از نظر زمانی یا مکانی ) ؛ ۲ - روی کردن به شناخت، برداشتن گام های اولیه برای شناخت چیزی یا پدیده ... گزارش
0 | 0
draw from٢٣:١٩ - ١٤٠١/٠٦/٢٣برآمدن از؛ ریشه گرفتن از؛ برآمدن از دلِ چیزیگزارش
0 | 0
underlying٠٩:٥٤ - ١٤٠١/٠٦/٢٣عِلّی؛ عامل زمینه سازگزارش
0 | 0
consensual٠٩:١٨ - ١٤٠١/٠٦/٢٣۱ - توافقی، بر اساس توافق طرفین؛ اجماعی، طبق توافق همه ی طرف ها ۲ - هم دل؛ هم سو؛ هم نظر [در مقابل قطبیده یا polarized] در علوم سیاسی به هم نظر بودن ... گزارش
2 | 0
girl٠٨:٥٢ - ١٤٠١/٠٦/٢٣[خطاب تحبیبی به هم سر] دخترجان؛ خانم جان؛ بانوگزارش
0 | 0
dynamics٠٩:١٠ - ١٤٠١/٠٦/٢٢سِیر؛ سِیرِ زمانی؛سِیرِ تاریخچه ایگزارش
2 | 0
nitriding١١:١٢ - ١٤٠١/٠٦/٠٨[متالورژی] نیتروژن دهی؛ نیتروراسیون: نوعی عملیات حرارتی سطحی برای نفوذ دادن نیتروژن به سطح فلزات و سخت کاری سطحی ( case hardening ) آنها است. روش ها ... گزارش
0 | 0
nitrided١١:١١ - ١٤٠١/٠٦/٠٨[متالورژی] نیتراته؛ نیتروره؛ فلز نیتروره فلزی است که در ضخامت اندکی از سطح آن، طی عملیات حرارتی ویژه ای، نیتروژن نفوذ داده شده و سختی سطحی ( case har ... گزارش
0 | 0
salvage١٧:٠٦ - ١٤٠١/٠٤/٠٤[پزشکی] نجات دادن؛ به ویژه در ترکیب �limb salvage� به معنی نجات عضو یا اندام ( به ویژه اندام های انتهایی مانند پا، دست، انگشتان ) از فساد یا مرگ بافت ... گزارش
2 | 0
arachnoid mater٢٢:٣٩ - ١٤٠١/٠٤/٠٢پرده ی عنکبوتیه؛ پرده ای بین جمجمه و مغز که بین سخت شامه و نرم شامه قرار گرفته است.گزارش
5 | 0
retrospective١٧:١٣ - ١٤٠١/٠٣/٢٢[پزشکی] پَس رُو؛ پس سو؛ عقب رُو؛ پی گیریِ و تحلیل بروز نشانه ها یا سمپتوم ها یا روی دادها در جهت عکس وقوع آنها به منظور رسیدن به تشخیص پزشکیگزارش
2 | 0
hurdle١٦:٤٨ - ١٤٠١/٠٣/٢٢۱ - چالش؛ مسأله ؛ ۲ - مانعِ پرش؛ چارچوبی فلزی که در ورزش �دو با مانع� در مسیر ورزش کاران قرار می دهند.گزارش
5 | 0
reciprocity١٣:٣٠ - ١٤٠١/٠٣/٢٢هم بسته گی؛ خیرِ متقابل؛ بده بستان �تقابل� و �مقابله� بار منفی دارد و در اینجا به کار نمی رود. بار معنایی این واژه مثبت است و در مواردی به کار می رود ... گزارش
7 | 1
lobster٢٠:١٣ - ١٤٠١/٠٣/١٥شاه میگو؛ میگوی بزرگ؛ نوعی سخت پوست دریایی که یکی از غذاهای محبوب دریایی است. برخلاف نظر دوستان که لابستر را �خرچنگ� معنی کرده اند، این سخت پوست در ... گزارش
25 | 0
bludgeon١٣:٣٤ - ١٤٠١/٠٣/١٢چکش کاری؛ رفع ایراد؛ سروته چیزی را زدن برای اصلاح آنگزارش
2 | 0
economese١٣:١٣ - ١٤٠١/٠٣/١٢زبان مُغلّق اقتصاددان ها؛ زبان زرگری اقتصاددان ها؛ادبیات عالِم نمای اقتصاد اصطلاحات قلنبه سلنبه ای که بیش تر برای تفاخر و تظاهر به عالم بودن به زبا ... گزارش
0 | 0
plug١٧:٣٧ - ١٤٠١/٠٣/١١تبلیغ کردن؛ تعریف کردن کیفیت چیزی برای تبلیغ یا فروش آن Advertise; praise the qualities of something in order to sell or promoteگزارش
7 | 1
lineman١٠:٣٩ - ١٤٠١/٠٣/١١[برق، مخابرات] سیم بان؛ کسی که مسؤول تعمیر خرابی شبکه ی انتقال برق یا سیم تلفن است [فوت بال امریکایی] بازی کن فوروارد؛ بازی کن جلو؛ بازی کن های فوروا ... گزارش
0 | 0
stake٠٠:٠١ - ١٤٠١/٠٣/١١عواقب؛ پی آمد؛ تبعاتگزارش
5 | 0
virtue signaling٠٨:٠٢ - ١٤٠١/٠٣/١٠فضیلت نمایی؛ بیان نظر یا احساس در مورد موضوعی معین در معرض عموم به منظور القای شخصیتی اخلاقیگزارش
2 | 0
bake into٢٢:٠٨ - ١٤٠١/٠٣/٠٩در هم جوشیده؛ عجین شدهگزارش
5 | 0
neurotype٠٩:٤٩ - ١٤٠١/٠٣/٠٩نوروتیپ؛ تیپ عصبی؛ صاحب نوعی مغز و سلسله ی اعصاب مرکزی، از نظر نحوه ی تفسیر و پاسخ فرد به نشانه های اجتماعی و غیره.گزارش
0 | 0
take no prisoners٠٠:٣٧ - ١٤٠١/٠٣/٠٧سنگ دلی؛ بی مروت بودن؛ رحم نکردن در ادبیات کسب وکار به معنی دخالت ندادن احساسات در تصمیم گیری ( غالباً خوش آیند راست گرایان در شمردن صفات مدیر خوب )گزارش
0 | 0
carrel٠٠:٢٣ - ١٤٠١/٠٣/٠٦۱ - اتاقک؛ سلول؛ غرفه؛ ناحیه ی کاری جدا شده با پارتیشن یا دیوارک در محیط های کار با پلان باز ( عکس ۱ ) ۲ - میز کناره دار؛ میز مطالعه در کتاب خانه ها ... گزارش
2 | 0
cooperative١٣:٥١ - ١٤٠١/٠٣/٠٤مشارکتی؛ مشارکت جویانه؛ فرهنگ مبتنی بر هم کاری در مقایسه با فرهنگ مبتنی بر رقابت یا ریاستگزارش
5 | 0
quirk١٠:٤٧ - ١٤٠١/٠٣/٠٤دم دمی مزاجی؛ تزلزل تصمیم گیریگزارش
0 | 0
rookie١٢:٢٨ - ١٤٠١/٠٢/٣١( اصطلاح سربازخانه ) آش خور؛ سربازی که تازه دوره ی آموزشی را گذرانده و وارد یگان شده استگزارش
5 | 0
multiverse٢٣:٢٤ - ١٤٠١/٠٢/٣٠( به کنایه ) جهان موازیگزارش
2 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده



come about١٠:١٥ - ١٣٩٩/٠٩/١٩
• Is it OK with you if I come about six?
اگر برای تان مساعد است ساعت ۶ خدمت تان برسم.
7 | 0
spotting١٣:١٨ - ١٣٩٨/١٠/٢١
• A car ran past, spotting my coat with mud.
ماشینی از کنار من رد شد و به روی کتم گِل پاشید.
7 | 1