برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

تقی قیصری

تقی قیصری

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 ۱- گواهی صلاحیت؛ گواهی شایسته‌گی؛ گواهی اعتبار؛ گواهی رتبه‌بندی؛ هرگونه مدرک معتبر برای تأیید تحصیلات،مهارت، رتبه‌بندی حرفه‌ای، و مانند آنها که برای ... ١٣٩٩/١٢/٢٧
|

2 درشت‌اندام، درشت‌پیکر، بزرگ‌جثه (دارای استخوان‌های درشت و نه چاقی ناشی از چربی)، ١٣٩٩/١٢/٢٤
|

3 [مدیریت]۱- توان‌مندساز؛ در بافتار مدیریت عمل‌کرد و به‌ویژه ادبیات EFQM به �توان‌مندساز� ترجمه و رایج شده است. منظور همه‌ی اقداماتی هستند که پیش از � ... ١٣٩٩/١٢/١٤
|

4 بَرسایش؛ کشیده شدن دو سطح خشک از روی هم با فشار زیاد که معمولاً باعث ساییده‌گی و رفته‌گی هر دو سطح یا یکی از آنها می‌شود. ١٣٩٩/١٢/٠٤
|

5 پس‌تیمار؛ عملیات ثانوی؛ در اگزوزهای کاتالیستی به مرحله‌ی دوم تیمار یا عملیات روی گاز خروجی گفته می‌شود.
کاتالیست پس‌تیمار: کاتالیست عملیات ثانویه.
١٣٩٩/١٢/٠٣
|

6 وخیم؛ با شدت و پی‌آمد بالا ١٣٩٩/١١/٢٩
|

7 هد، بالاترین ارتفاع؛ واحدی به متر به عنوان معیاری از توان پمپ است. بالاترین ارتفاعی که پمپ می‌تواند آب را تلمبه کند. در فارسی در میان اهل فن همان واژ ... ١٣٩٩/١١/٢٦
|

8 ويژه‌بازار، بازارهایی که به دلیل بالا بودن تکنولوژی محصول، انبوه نبودن تقاضا، یا سایر مشخصات ویژه‌ی محصول، عرضه‌ کننده‌های در آنجا اندک هستند
"th ...
١٣٩٩/١١/٢٣
|

9 هیبت، هیمنه، شکوه ١٣٩٩/١١/٢٠
|

10 متداول، شاخص، نوعی ١٣٩٩/١١/١٤
|

11 آب‌چکان، قرنیزپوش، قطعه‌ای که در لبه‌ی بام یا بین قطعات شیروانی بام یا دیوار گذاشته می‌شود تا از نشتی آب باران و برف به داخل ساخت‌مان جلوگیری کند. ١٣٩٩/١١/١١
|

12 نابه‌جایی، برون‌جایی، مثلاً در ترکیب horizontal tool offset یا vertical tool offset به معنی قرار داشتن ابزار تراش‌کاری در جایی غیر از آن‌چه باید باشد ... ١٣٩٩/١١/٠٨
|

13 سهل‌انگارانه ١٣٩٩/١٠/٢٦
|

14 [بهداشت] پرتماس،
نقاطی که مکرراً لمس می‌شوند مانند دست‌گیره‌ی در، ماوس کامپیوتر، آب‌سردکن، دگمه‌ی آسانسور و مستلزم ضدعفونی مکرر هستند
١٣٩٩/١٠/٢٤
|

15 خانه‌دوز (پوشاکی که در خانه دوخته شده است، در اصطلاح عامه مامان‌دوز گفته می‌شود)، خانه‌پز (خوراکی که در خانه پخته شده است) ١٣٩٩/١٠/٢٤
|

16 امکان برداشت چندگانه، امکان برداشت نادرست، امکان تفسیر نادرست، misinterpretation ١٣٩٩/١٠/٢٣
|

17 همه‌پذیری؛ شیوه یا عمل ایجاد فرصت‌ها یا امکانات یک‌سان برای افرادی با معلولیت جسمی یا ذهنی یا اقلیت‌های اتنیکی ١٣٩٩/١٠/٢٢
|

18 تخفیف، آسان‌گیری، کاهش محدودیت، کاهش ممنوعیت، کاهش شدت (شدت‌کاهی، سختی‌کاهی)، کاهش دشواری (دُش‌کاهی)، شل کردن/گرفتن مقررات، بارکاهی ١٣٩٩/١٠/٢٢
|

19 عنقریب، یک‌باره، بی‌درنگ، بی‌میانجی ١٣٩٩/١٠/٢١
|

20 میدان دادن، ایجاد امکان ١٣٩٩/١٠/١٧
|

21 همیشه‌گی، بی‌وقفه، بلاانقطاع ١٣٩٩/١٠/١٦
|

22 بی‌رحمانه، بدون اغماض، بسیار سخت‌گیرانه، بدون ملاحظه‌کاری ١٣٩٩/١٠/١٤
|

23 اسم
قید، بستی که به چیزی بسته می‌شود تا آن را بی‌حرکت کند
فعل
۱- تعمیر ، روبه‌راه کردن، مرتب کردن ۲- تثبیت ۳- تعریف، تخصیص مقدار ۴- [غیررسمی ...
١٣٩٩/١٠/١٠
|

24 تشخیص، تعیین ماهیت
To isolate a problem
١٣٩٩/١٠/٠٨
|

25 [حقوق تجارت] اهلیت، صلاحیت به عهده گرفتن کار ١٣٩٩/١٠/٠٦
|

26 ۱- در امریکا معادل guy یا dude هم به کار برده می‌شود که به طور کوتاه شده fella هم گفته و نوشته می‌شود.
Hey you fellows! (Hey you guys!
سلام بچ ...
١٣٩٩/٠٩/٣٠
|

27 [مدیریت ارزش] ضمانت، تعهد
در عبارت �value proposition� به معنی �ضمانت ارزش‌آفرینی� به کار می‌رود. یعنی وقتی فصل �value proposition� �طرح کسب‌وکار ...
١٣٩٩/٠٩/٢٤
|

28 ۱- گسستن، پاره شدن (طناب) ۲- شکستن (اجسام ترد)، چندپاره شدن جسمی بر اثر نیروی خارجی، ۳- ورشکسته‌گی، ۴- نوعی رقص، ۵- باز کردن (پاره کردن پوشش بسته)، ۶ ... ١٣٩٩/٠٩/١٦
|

29 بررسی واقعیت امر، آزمون واقعیت امر، آزمودن وضعیت عینی (دور شدن از داوری ذهنی و اتکا به شواهد و مدارک عینی).
مثال: The recent failure of so many i ...
١٣٩٩/٠٩/١٦
|

30 ۱- موسیقی یا تئاتر: ۱- [فعل] سخن‌رسانی، سخن‌یاری، [اسم] سخن‌رسان، یادآور (رهبر ارکستر در موسیقی یا سوفلور در تئاتر متن ترانه یا گفتاری را که خواننده ... ١٣٩٩/٠٩/١٥
|

31 ۱- [خطاب غیررسمی] آهای جماعت!؛ خانوما آقایون!
خیلی خوب ... جماعت، شام حاضر است!
All right, folks, dinner's ready!
۲- والدین،
مثال: می‌ر ...
١٣٩٩/٠٩/١٥
|

32 کفشک ماهی سیاه ١٣٩٩/٠٩/١٥
|

33 تراش‌کار، کارگر ماهری که از ماشین‌افزار بهره‌برداری می‌کند ١٣٩٩/٠٨/٠٣
|

34 سرایت، انتقال (شپش و انگل‌های دیگر) ١٣٩٩/٠٧/٠٩
|

35 ۱- سنگ‌دل، بی‌رحم، جلاد
۲- ناجوان‌مردانه، نابرابر
۳- دسته‌ی خودتراش تاشو، نوعی تیغ ریش‌تراشی، دسته‌ی تیغ ریش‌تراشی تاشو که از وسط و حول یک لولا ...
١٣٩٩/٠٧/٠٧
|

36 فرآیند یافتن مشتری، تأمین کننده، یا شریک برای سازمان، ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

37 عرفاً، به طور عرفی ١٣٩٩/٠٦/٣٠
|

38 تدقیق، غربال کردن، از کل مسأله به جزء آن رسیدن ١٣٩٩/٠٦/٢٩
|

39 [صفت]
پنهان مانده](به‌سهو]، پنهان نگاه داشته شده [به‌عمد]، در پشت چیزی از چشم پوشیده مانده، [مانند ماه که در پشت ابر پنهان شده باشد]
١٣٩٩/٠٦/٢٧
|

40 [فعل]
۱- [نیم]نگاهی انداختن، نگاهکی انداختن، نگاهی سرسری انداختن، نگاهی دزدکی انداختن، زیرچشمی نگاهی انداختن، با چشم نیم‌باز نگاه کردن
۲-وا جه ...
١٣٩٩/٠٦/٢٧
|

41 سابقه، گزارش ماوقع
audit trail (audit log)
۱- سابقه‌ی ممیزی، گزارش ممیزی
ثبت یافته‌های ممیزی به قصد مقایسه با یافته‌های ممیزی‌های پیش و پس ا ...
١٣٩٩/٠٦/٢٧
|

42 [اسم] مسأله، مشکل، ایراد
[صفت] ۱-ناساز، ناسازگار، ۲-دشوار، بغرنج، پیچیده،
١٣٩٩/٠٦/٢٥
|

43 ۱- ثروت مادی، ۲- منابع فراوان (در مقابل منابع محدود) ١٣٩٩/٠٦/٢٥
|

44 به خدمت گرفتن
bring (resources) into use for a particular purpose
١٣٩٩/٠٦/٢٤
|

45 فروبهریده، نیم‌بهریده؛ چیزی (منبعی) که همه‌ی ظرفیت‌ـش به کار گرفته نشده است. ١٣٩٩/٠٦/٢٤
|

46 نورگیر سقفی ١٣٩٩/٠٦/٢٤
|

47 [صفت] ۱- سلطه‌طلب، ۲-خودرأی
dominating managers
مدیرانی که نظر درست یا نادرست‌شان را به زیردستان تحمیل می‌کنند.
١٣٩٩/٠٦/٢٣
|

48 تکوینی ١٣٩٩/٠٦/٢١
|

49 در گل ماندن، گرفتار بات‌لاق شدن، پاگیر شدن ١٣٩٩/٠٦/١٨
|

50 فِلو، فلوشیپ، دانش‌جوی پسادکتری، عضو هیأت علمی ١٣٩٩/٠٦/١٧
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 come about
• Is it OK with you if I come about six?
• اگر برای‌تان مساعد است ساعت ۶ خدمت‌تان برسم.
١٣٩٩/٠٩/١٩
|

2 spotting
• A car ran past, spotting my coat with mud.
• ماشینی از کنار من رد شد و به روی کتم گِل پاشید.
١٣٩٨/١٠/٢١
|