برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

تقی قیصری

تقی قیصری

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 سرایت، انتقال (شپش و انگل‌های دیگر) ١٣٩٩/٠٧/٠٩
|

2 ۱- سنگ‌دل، بی‌رحم، جلاد
۲- ناجوان‌مردانه، نابرابر
۳- دسته‌ی خودتراش تاشو، نوعی تیغ ریش‌تراشی، دسته‌ی تیغ ریش‌تراشی تاشو که از وسط و حول یک لولا ...
١٣٩٩/٠٧/٠٧
|

3 فرآیند یافتن مشتری، تأمین کننده، یا شریک برای سازمان، ١٣٩٩/٠٧/٠٤
|

4 عرفاً، به طور عرفی ١٣٩٩/٠٦/٣٠
|

5 تدقیق، غربال کردن، از کل مسأله به جزء آن رسیدن ١٣٩٩/٠٦/٢٩
|

6 [صفت]
پنهان مانده](به‌سهو]، پنهان نگاه داشته شده [به‌عمد]، در پشت چیزی از چشم پوشیده مانده، [مانند ماه که در پشت ابر پنهان شده باشد]
١٣٩٩/٠٦/٢٧
|

7 [فعل]
۱- [نیم]نگاهی انداختن، نگاهکی انداختن، نگاهی سرسری انداختن، نگاهی دزدکی انداختن، زیرچشمی نگاهی انداختن، با چشم نیم‌باز نگاه کردن
۲-وا جه ...
١٣٩٩/٠٦/٢٧
|

8 سابقه، گزارش ماوقع
audit trail (audit log)
۱- سابقه‌ی ممیزی، گزارش ممیزی
ثبت یافته‌های ممیزی به قصد مقایسه با یافته‌های ممیزی‌های پیش و پس ا ...
١٣٩٩/٠٦/٢٧
|

9 [اسم] مسأله، مشکل، ایراد
[صفت] ۱-ناساز، ناسازگار، ۲-دشوار، بغرنج، پیچیده،
١٣٩٩/٠٦/٢٥
|

10 ۱- ثروت مادی، ۲- منابع فراوان (در مقابل منابع محدود) ١٣٩٩/٠٦/٢٥
|

11 به خدمت گرفتن
bring (resources) into use for a particular purpose
١٣٩٩/٠٦/٢٤
|

12 فروبهریده، نیم‌بهریده؛ چیزی (منبعی) که همه‌ی ظرفیت‌ـش به کار گرفته نشده است. ١٣٩٩/٠٦/٢٤
|

13 نورگیر سقفی ١٣٩٩/٠٦/٢٤
|

14 [صفت] ۱- سلطه‌طلب، ۲-خودرأی
dominating managers
مدیرانی که نظر درست یا نادرست‌شان را به زیردستان تحمیل می‌کنند.
١٣٩٩/٠٦/٢٣
|

15 تکوینی ١٣٩٩/٠٦/٢١
|

16 در گل ماندن، گرفتار بات‌لاق شدن، پاگیر شدن ١٣٩٩/٠٦/١٨
|

17 فِلو، فلوشیپ، دانش‌جوی پسادکتری، عضو هیأت علمی ١٣٩٩/٠٦/١٧
|

18 کاسْت،
نظام اجتماعیِ کاسْتی: جامعه‌ی مبتنی بر محدودیت جابه‌جایی بین صنفی و طبقاتی
١٣٩٩/٠٦/١٦
|

19 روزمره، عُرفی ١٣٩٩/٠٦/١٦
|

20 پناه بردن، خلوت گزیدن
He dealt with this problem by building a cabin near a lake, far away from the city, where he would retreat for the whole sum ...
١٣٩٩/٠٦/١٦
|

21 جُربُزه، جسارت
We only progress when societies and individuals have the luxury of investing time and sustained effort into research.
١٣٩٩/٠٦/١٦
|

22 به سراغ (کسی یا چیزی) رفتن ١٣٩٩/٠٦/١٥
|

23 روباز
(open fire)، آتش روباز
آزاد
(open university)
فاش، فاش‌گو، فاش‌گویانه، بدون لاپوشانی
(open discussion) بحث فاش‌گویانه
١٣٩٩/٠٦/١٢
|

24 [مارکتینگ] بخش‌بندی، شناسایی بخش‌های مختلف بازار از نظر سنی، جنسیتی، قدرت خرید، شهری یا روستایی، و مانند آنها
[مهندسی] قطعه‌قطعه کردن، تقسیم یک کل ...
١٣٩٩/٠٦/٠٩
|

25 دست و پنجه نرم کردن
Tackle a problem
دست و پنجه نرم کردن با مسأله، اقدام به حل مسأله
١٣٩٩/٠٦/٠٩
|

26 سهم خود را ادا کردن
And this is where simplicity cuts in.
و این همان جایی است که سادگی نقش و سهم خود را ادا می‌کند
١٣٩٩/٠٦/٠٧
|

27 [عکاسی، لیتوگرافی]، فراظهور، نوردهی بیش از حد یا نگه‌داشتن به مدت زمان بیش از حد در محلول ظهور
[بهبود سیستم] فراتکامل، فراتکوین، ایجاد بهبود بیش ا ...
١٣٩٩/٠٦/٠٧
|

28 [الکترونیک] ریزتنظیم، تنظیم دقیق، تنظیم ظریف، کنایه از گرفتن پیچ تنظیم با دو انگشت (مانند وضعیت نیش‌گون گرفتن) و چرخاندن ظریف آن برای تنظیم مدار رادی ... ١٣٩٩/٠٦/٠٧
|

29 - [پزشکی] نهان‌زاد، ایدیوپاتیک، (بیماری) با علت یا محرک خارجیِ ناشناخته
- الزامی، پیش‌نیاز، عامل یا شرایطی که برای تحقق امری لازم است.
١٣٩٩/٠٦/٠٣
|

30 recumbent bike
دوچرخه‌ی خوابیده، دوچرخه‌ای که آن را در حالت درازکش یا خوابیده می‌رانند
١٣٩٩/٠٥/٣٠
|

31 دیرآشنا، جاافتاده، مألوف، رایج شده در طول زمان ١٣٩٩/٠٥/٣٠
|

32 پیشاپیش، پیشینی ١٣٩٩/٠٥/٢٩
|

33 کشش شدید به چیزی، مشغله‌ی مستمر به چیزی؛ معادل پس‌وند �باز� در ترکیب‌هایی مانند کفترباز، تمبرباز، ماشین‌باز، کتاب‌باز ١٣٩٩/٠٥/٢٠
|

34 آمرانه ١٣٩٩/٠٥/١٩
|

35 ناشناخته، تجربه ‌نشده ١٣٩٩/٠٥/١٩
|

36 بی‌انعطاف ١٣٩٩/٠٥/١٧
|

37 promising ١٣٩٩/٠٥/١٦
|

38 [زیست‌شناسی، پزشکی] وابسته به رشد، معطوف به رشد ١٣٩٩/٠٥/١٥
|

39 ارزان، نه‌چندان گران، به‌قیمت ١٣٩٩/٠٥/١٢
|

40 ناپالوده، غیردقیق، کلی
.Visualizing the Ideal helps engineers and scientists to undertake a ‘quick and dirty’ high-level needs capture
١٣٩٩/٠٥/١٠
|

41 ترساننده، ترس‌آور، وحشت‌زا، ترس‌ناک، بیم‌آور، خائف ١٣٩٩/٠٥/٠٩
|

42 به تنگ آمده؛ ناخرسند ١٣٩٩/٠٥/٠١
|

43 مجذوب ١٣٩٩/٠٤/٣٠
|

44 پیش‌کش کردن، دادن، پیش‌نهادن، تقدیم کردن، در طَبَق اخلاص گذاشتن ١٣٩٩/٠٤/٢٤
|

45 اعلا ١٣٩٩/٠٤/٢٤
|

46 بیرون چارگوش ١٣٩٩/٠٤/٢٢
|

47 [تفکر] مرزشکن؛ راه‌حلی که لازمه‌ی آن فکر کردن به گزینه‌های موجود در خارج محدوده‌ای است که �ظاهراً� دیده می‌شود. ١٣٩٩/٠٤/٢٢
|

48 CLM: Career Limiting Move
Saying or doing something at work to a superior that will likely result in the termination of your employment.
تهدید ...
١٣٩٩/٠٤/٢٢
|

49 معاینه‌ی فنی سالانه‌ی خودرو ١٣٩٩/٠٤/١٧
|

50 کاربردِ نابهینه، بهره‌گیریِ نابهینه؛ استفاده نکردن از همه‌ی ظرفیت چیزی، بلااستفاده ماندن ظرفیت ١٣٩٩/٠٤/١٤
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 spotting
• A car ran past, spotting my coat with mud.
• ماشینی از کنار من رد شد و به روی کتم گِل پاشید.
١٣٩٨/١٠/٢١
|