پیشنهادهای تقی قیصری (٩٧٤)
[مدیریت] مدیریت پاشنه به پاشنه؛ مدیریت ذره بینی؛ مدیریت بر جزئیات کار زیردستان. به عکسِ مدیریت توان مندساز که با تفویض اختیار و حمایت فکری و تأمین من ...
[مدیریت] ادغام و تملک؛ دو گزینه ی متفاوت در ادغام شرکت هاست. در �merger� دو شرکت با هم ادغام می شوند و شرکت واحد جداگانه ای را تشکیل می دهند. در �acq ...
۱ - [مدیریت دولتی] پنجره ی واحد؛ دفتر خدمات جامع؛ دفاتر حاکمیتی که مجموعه ای از خدمات دولتی، قضایی، و مانند آنها را ارائه می کنند. به ویژه در اتحادیه ...
[بازاریابی] پرطمطراق؛ جذاب؛ جلب توجه کننده؛ تبلیغاتی که به میزان زیادی توجه مشتریان بالقوه را جلب کند.
[بازاریابی ] محصول کاربرنما؛ محصول مصرف کننده محور؛ محصولی ( ابزار، کالای مصرفی، خدمت، نرم افزار ) که مستقیماً توسط کاربر نهایی یا مصرف کننده خریداری ...
[بازاریابی] کشش از بازار؛ اشاره به جهت تجاری سازی ( از بازار به فن آوری = کشش، از فن آوری به بازار = فشارش ) . وقتی نقطه ی شروع نوآوری توجه به تقاض ...
[بازاریابی] فشارش فن آوری؛ پیش رانی فن آوری؛ اشاره به جهت تجاری سازی ( از فن آوری به بازار = فشارش، از بازار به فن آوری = کشش ) .
نمای دور؛ نمای هلیکوپتری؛ نمای سیستمی؛ تجسم بررسی موضوعی درباره ی کلیات آن بدون دیده شدن جزئیات
بافتارمندی؛ موقعیت مندی؛ زمینه مندی؛ وابستگی به بافتار و حوزه ی معنایی معین
[بازاریابی] بازاررسانی؛ استراتژی جامع بنگاه برای رساندن محصول یا خدمت جدید به بازار a comprehensive plan businesses use to bring a new product or ser ...
۱ - [داروسازی] ژنریک؛ محصولات دارویی یا بهداشتی سه نوع نام گذاری دارند: نام شیمیایی، نام عمومی یا گروه دارویی ( ژنریک ) ، و نام تجارتی مثال:نام ژنریک ...
۱ - آتی؛ بعدی ( از نظر زمانی یا نوبتی ) ۲ - بعدی ( مجاور، از نظر مکانی یا موقعیت بلافاصله یا بلاواسطه پس از آیتم معین ) ۳ - بعد از این ( مانند �دکت ...
[مدیریت] بِکر؛ نوین؛ ایده یا مفهومی برای طراحی و تولید کالا یا خدمت که قبلاً ارائه نشده است.
[بازاریابی] رونمایی تجاری محصول؛ عرضه ی اول محصول؛ بازارنمایی محصول؛ برنامه ی عمل برای آماده سازی محصول طراحی و تولید شده برای اولین بار به بازار.
[فن آوری اطلاعات] داده جویی؛ جست وجوی داده؛ روش جمع آوری اطلاعات از طیف گسترده ای از منابع و منظم کردن و طبقه بندی آن برای کاربردهای بعدی. Data cap ...
سلام آقای مهندس درودی. ممنون از مطلب پربارتان. محض یادآوری: این سازمان استانداردها را �توسعه نمی دهد� بلکه �تدوین و منتشر� می کند. ASTM Internati ...
۱ - [فارسی قدیم: مانثره] [سانسکریت: مانترا] ورد؛ مانترا؛ اورادی مقدس در آیین ودا که سینه به سینه نقل شده است. ۲ - ذکر؛ کلام مذهبی شفاهی که زیرلبی تکر ...
عملی؛ شدنی؛ برنامه یا ایده ای که مراحل و روش های انجام آن روشن و بر اساس منابع و دانش موجود امکان پذیر باشد.
۱ - استناد کردن به؛ استدلال کردن بر اساسِ . . . ؛ ۲ - توجیه کردن بر اساسِ . . . ؛ به بهانه ی . . .
[علوم کامپیوتر] امنیت پایا؛ امنیت بی خدشه؛ امنیت شبکه با قابلیت اعتماد فوق العاده بالا که امکان نفوذ و تهدید در حداقل ممکن باشد.
[کامپیوتر] ۱ - [اسم] انباره؛ فضای ذخیره سازی؛ سخت افزاری برای نگه داری حجم بزرگی از داده یا برنامه ۲ - [فعل/مصدر] انبارش؛ ذخیره کردن داده ها در انبار ...
به همین ترتیب؛ به طرز مشابهی؛ به همین مفهوم
وسط بازی؛ میانه را گرفتن و امتناع از اظهار نظار یا تصمیم گیریِ قطعی
۱ - امتناع؛ قبول نکردن اقدامی که قرار بود عملی شود؛ ۲ - جا زدن؛ در موقع مقرر به قول و وعده عمل نکردن
۱ - [اقتصاد] انباشت؛ تکاثر؛ انباشت ثروت در مقایسه با توزیع ثروت در فرماسیون های اقتصادی مختلف ۲ - [شیمی] غلظت؛ نسبت ذرات ماده ی حل شونده به حجم کل مح ...
آقای عرفان کوه پیمان: ادبیاتی که در ارائه ی نظرتان به کار برده اید مناسب این پنجره ها نیست. دیدگاه شما بیش از آن که از علم زبان شناسی برگرفته شده باش ...
در نظر گرفتن؛ توجه جدی مثال: Technologies should be critically reflected on by R&D process leaders . فن آوری ها باید به طور جدی توسط رهبران فرآینده ...
[اقتصاد] خلاف آمد؛ افرادی که برخلاف جریان عادی سرمایه گذاری در بورس و امثال آن، سهام هایی را می خرند که دیگران میلی به سرمایه گذاری در آنها ندارند.
۱ - قعر دریا؛ ۲ - قعر منحنی، فرورفتگی میان دو اوج در منحنی ها
۱ - قعر دریا؛ ۲ - قعر منحنی، گودی بین دو نقطه ی اوج منحنی
۱ - [صفت] بی بدیل؛ سنت شکن؛ بی سابقه ( Being or producing something like nothing done or experienced or created before ) ، نوآورانه، صف شکن ۲ - [فعل، ...
سلام آقای نعمتی عزیز. به نظر می رسد شما منظورتان واژه ی though بوده است و نه thought
۱ - خواب آلود؛ خواب زده؛ خواب ناک؛ احساس میل به خواب که معمولاً هم گام با ساعت درونی بدن و ترشح ملاتونین به شخص دست می دهد. عوامل فیزیولوژیک یا روان ...
[مدیریت فن آوری] فن آوریِ اغراق شده؛ گونه ای از فن آوری که با هیاهو و تبلیغات رسانه ای، وعده های بسیاری درباره ی ماهیت و امکانات آن داده شده، اما در ...
۱ - هوس زودگذر؛ گرایش یا هدفی که از روی نیاز یا ضرورت واقعی انتخاب نشده و به سرعت انگیزه برای رسیدن به آن فروکش می کند ۲ - مُد زودگذر؛ مُد گذرا؛ سلیق ...
۱ - [ریاضیات] مشتق گرفتن؛دیفرانسیل گیری؛ اِعمال قوانین مشتق یا دیفرانسیل بر تابعی معین؛ تغییرات لحظه ای کمیتی نسبت به کمیت دیگر ( معمولاً زمان ) df ( ...
[بسته به بافتار] ۱ - دیواربه دیوار؛ مجاور؛ دارای دیوار یا مرز مشترک ۲ - بلاواسطه؛ چسبیده به هم بدون هرگونه فضای واسط یا فاصله؛ ۳ - نزدیک به هم؛ کنار ...
[مهندسی مکانیک] اَنوولوت؛منحنی اَنوولوت؛ نوعی منحنی ویژه که در طراحی و ساخت دندانه ی چرخ دنده به کار می رود. استفاده از این منحنی باعث می شوددو سطح ت ...
شاخص استناد؛ اچ ایندکس؛ شاخصی فردی برای پژوهش گران که تعداد استنادها به مقالات چاپ شده شان را در ژورنال های معتبر نشان می دهد.
[مدیریت] عقب گرد؛ گزینه ای در پروژه های برون سپاری که امکان می دهد در صورت افزایش ریسک ها در مراحل پیش از پایان پروژه، امتیازات بهره بردار یا پیمان ک ...
[بازاریابی] وعده ی ارزش؛ در نظریه های جدید ادعا می شود هر محصول یا خدمت جدیدی که قرار است می باید واجد ارزشی باشد که مشتری را مجاب به خریدن آن کند. ا ...
[بازاریابی] ۱ - محبوبیت؛ ۲ - مطلوبیت؛ ۳ - هیاهو؛ بزرگ نمایی از طریق تبلیغات مثال: منحنی محبوبیت گارتنر Gartner's hype curve
[مدیریت پروژه] طرح؛ پروژه ی مادر؛ در اصطلاح مدیریتِ پروژه به مجموعه ی چند پروژه اطلاق می شود که پس از تکمیل به پروژه ی واحد بزرگی تبدیل می شوند. به ...
[بازاریابی] سرعت بازاررسانی؛ سرعت رساند محصول به بازار؛ سرعت تبدیل ایده به طراحی، تکوین، آزمون، اوج دهی ( تولید انبوه ) و عرضه به بازار
[مدیریت] ۱ - شیوه ی پرتأثیر؛ شیوه ی زودبازده؛ شیوه ای که در مدت زمان کوتاه تأثیر بالایی دارد. در مدیریت آرانددی، دو شیوه ی رهبری �باثبات و بلندمدت� ( ...
۱ - مستعد، فرد توانا؛ ۲ - فرد مستعد، فردی دارای توان مندی های ویژه و ممتاز در علم، هنر، ورزش، و مانند آنها؛ ۳ - استعداد، توانایی انجام کار معین به کی ...
تخطی از رویّه؛ نقض صورت جلسه
تضعیف توانایی؛ تخریب توانایی؛ نابود کردن مهارت
[مدیریت] کاهش اثر ریسک؛ کاهش پیامد ریسک؛ کاهش شدت عواقب ریسک، کاهش اثر ریسک؛ در مدیریت ریسک مراحلی به ترتیب زیر وجود دارد: ۱ - بررسی مخاطرات ( haza ...
[مدیریت] کاهش اثر؛ کاهش پیامد؛ کاهش شدت عواقب risk mitigation = کاهش اثر ریسک؛ در مدیریت ریسک مراحلی به ترتیب زیر وجود دارد: ۱ - بررسی مخاطرات ( haza ...