ablation

/æbˈleɪʃn̩//æbˈleɪʃn̩/

معنی: فرسایش، قطع، ریشه کنی، قطع عضوی از بدن، طرد
معانی دیگر: ساییدگی، طب قطع عضوی از بدن، جغ، فرساب
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: surgical removal of any part of the body.

- ablation of the tumor
[ترجمه ترگمان] ablation از تومور
[ترجمه گوگل] تخریب تومور
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: erosion, esp. by heat.

- glacial ablation
[ترجمه ترگمان] ذوب شدن یخ ها
[ترجمه گوگل] انجماد یخبندان
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- ablation of the rocket's nose cone
[ترجمه ترگمان] ablation از مخروط بینی موشک
[ترجمه گوگل] تخلیه مخروطی بینی راکت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. Ablation of capsaicin sensitive afferent neurones was verified by a depletion of calcitonin gene related peptide from the gastric corpus wall.
[ترجمه ترگمان]ablation از neurones حساس capsaicin با کاهش ژن calcitonin به نام پپتید عصب gastric تایید شد
[ترجمه گوگل]تخریب نرونهای حساس حساس به کپسایسین با کاهش پپتید مرتبط با ژن کلسیتونین از دیواره جسم معده بررسی شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Catheter ablation of atrial fibrillation is usually done with complex technique and long time of radiation, and radioprotection can not be overlooked thereby.
[ترجمه ترگمان]Catheter ablation از فیبریلاسیون دهلیزی معمولا با تکنیک پیچیده و زمان طولانی تشعشع انجام می شود و radioprotection نمی تواند نادیده گرفته شود
[ترجمه گوگل]تخلیه کاتتر فیبریلاسیون دهلیزی معمولا با تکنیک پیچیده و طولانی مدت تابش انجام می شود و از این رو حفاظت از رادیو را نمی توان نادیده گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The local ablation of thermal insulation barrier in nozzle convergence region and of throat insert is analysed.
[ترجمه ترگمان]حفاظت موضعی مانع عایق بندی حرارتی در ناحیه هم گرایی نازل و ترکیب گلو مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد
[ترجمه گوگل]تخلیه محلی عایق حرارتی در ناحیه همگرایی نازل و درج گلو مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Conclusion :Ablation in patients with left accessory path could prolong the exciting time of coronary sinus.
[ترجمه ترگمان]نتیجه گیری: ablation در بیماران با مسیر جانبی چپ می تواند زمان هیجان انگیز سینوس کرونری را طولانی کند
[ترجمه گوگل]نتیجه گیری Ablation در بیماران با مسیر جانبی جانبی چای می تواند زمان هیجان انگیز سینوس کرونری را افزایش دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. To evaluate the effect of high frequency electrocautery ablation in the treatment of recurrent ingrown toenails.
[ترجمه ترگمان]برای ارزیابی تاثیر فرکانس بالا electrocautery در درمان ناخن پنجه های تکراری
[ترجمه گوگل]برای بررسی اثر تخلیه الکتروکوتر در فرکانس بالا در درمان ناخنهای مکرر در حال رشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The ablation pressure is used as boundary condition.
[ترجمه ترگمان]فشار ablation به عنوان شرط مرزی مورد استفاده قرار می گیرد
[ترجمه گوگل]فشار تخلیه به عنوان مرز شرایط استفاده می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Objective of radiofrequency ablation zone using new hypertonic saline - enhanced dual probe bipolar mode.
[ترجمه ترگمان]هدف از ایجاد منطقه radiofrequency با استفاده از روش دو قطبی probe دو قطبی تقویت شده saline
[ترجمه گوگل]هدف از ایجاد منطقه رادیواکتیو با استفاده از فنیل هیپرتونیک جدید - دوبعدی دوبعدی دو طرفه بهبود یافته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Objective To study the effect of biological enzyme ablation in the treatment of rat adrenal medulla hyperplasia induced by reserpine in vitro and in vivo.
[ترجمه ترگمان]هدف مطالعه اثر of آنزیم بیولوژیک در درمان of adrenal rat ناشی از reserpine در in vitro و in vivo
[ترجمه گوگل]هدف: مطالعه اثر بیان آنزیم بیولوژیک در درمان هیپرتازی مدولا آدرنال موش صحرایی ناشی از رزرپین در آزمایشگاه و in vivo
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The laser ablation has an important application foreground in clinical medicine.
[ترجمه ترگمان]لیزر لیزری پیش زمینه کاربردی مهمی در پزشکی بالینی دارد
[ترجمه گوگل]لیزر Ablation یک پیش زمینه کاربرد مهم در پزشکی بالینی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. This paper presents solution of main contact ablation of a excitation switch in production.
[ترجمه ترگمان]این مقاله راه حلی برای تشخیص تماس اصلی یک سوییچ تحریک در تولید را ارایه می دهد
[ترجمه گوگل]این مقاله راه حل تخلیه تماس اصلی یک سوئیچ تحریک در تولید را ارائه می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The method for computing the thermochemistry Ablation parameters of charred materials in ionized air environment is given in this paper.
[ترجمه ترگمان]روشی برای محاسبه پارامترهای thermochemistry مواد نیم سوخته در محیط هوای یونیزه در این مقاله ارائه شده است
[ترجمه گوگل]روش برای محاسبه ترموکیمیک پارامترهای تخلخل مواد خوراکی در محیط هوا یونیزه شده در این مقاله ارائه شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Two kinds of typical ablation patterns: the ablation wedge and the cross-hatching are studied.
[ترجمه ترگمان]دو نوع الگوی ablation معمول: گوه ablation و the متقابل مورد مطالعه قرار گرفته اند
[ترجمه گوگل]دو نوع الگوهای تخریب معمول، گوه تخلیه و مطالعه متقابل است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. This suggests that the visual mechanisms involved in discrimination performance change after visual cortex ablation.
[ترجمه ترگمان]این امر حاکی از آن است که مکانیسم های بصری درگیر در تغییر عملکرد تبعیض آمیز بعد از پوسته بینایی هستند
[ترجمه گوگل]این نشان می دهد که مکانیزم های بصری درگیر در عملکرد تبعیض پس از فروپاشی قشر بینایی تغییر می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Endocrinology: Researchers have also been studying how thyroxine-deficient mouse model has been produced using transgenic ablation.
[ترجمه ترگمان]Endocrinology: محققین همچنین مطالعه کرده اند که چگونه مدل موشی ناقص با استفاده از ablation transgenic تولید شده است
[ترجمه گوگل]محققان غدد درونریز همچنین مطالعه کرده اند که چگونه مدل موش با کمبود تریروکسین تولید شده است با استفاده از تخریب ترانس ژنیک
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

فرسایش (اسم)
ablation, erosion, soil blowing, soil drifting

قطع (اسم)
cut, ablation, cutting, format, outage, disconnection, abscission, rupture, dissection, slack, dismemberment, positivism, concision, disruption, excision, resection, scissors, severance, tearing off

ریشه کنی (اسم)
ablation, extirpation

قطع عضوی از بدن (اسم)
ablation, amputation

طرد (اسم)
ablation, rejection, depilation, ostracism, banishing, exorcism, elimination, ejection, excommunication, ejectment, epilation, freeing, resection

تخصصی

[عمران و معماری] فرساب - یخکاست
[زمین شناسی] فرساب، ریشه کنی، ساییدگی، قطع، قطع عضوی از بدن. همه فرایند های که باعث جدا شدن برف و یخ از یخسارها، یخ های شناور یا پوشش های برفی می شود. این فرایند ها شامل ذوب شدگی، تبخیر (تصعید) فرسایش بادی و یخرست می باشد. گاهی اوقات یخرست ها یا فرساب ها ممکن است به پدیده های سطحی محدود شود. مترادف : الف. انباشتگی ب. مقداری برف و یخ حرکت کرده توسط نیروهای فرساینده
[نساجی] برداشت
[پلیمر] فدا شدگی
[آب و خاک] فروسایی

به انگلیسی

• surgical removal, excision; reduction of the mass of a glacier through the melting and evaporation of snow and ice; burning away of a spacecraft's protective covering during atmospheric reentry

پیشنهاد کاربران

پزشکی: ابلیشن
در دندانپزشکی به معنای کشیدن دندان میباشد.
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما