تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٧

محضِ خاطرِ

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥٥

طاق شدن طاقت، تمام شدن تحمل، مستأصل شدن، احساس درمانده گی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥٥

۱ - در امریکا معادل guy یا dude هم به کار برده می شود که به طور کوتاه شده fella هم گفته و نوشته می شود. Hey you fellows! ( Hey you guys! سلام بچه ه ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤٧

۱ - غلات، ۲ - محصولات کشاورزی، ۳ - تجمع، انباشت ( انسان، اشیا )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤٩

پاسخ به محرک بیرونی ( عموماً وضعیت نامطلوب ) می تواند سه گونه باشد: انفعالی یا passive، پاسخ ندادن یا پاسخ دیرهنگام یا نابه جا به محرک فعالانه یا act ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣٩

تحقق پذیری در علم آمار likeliood با probability تفاوت دارد. بیان تفاوت این دو به زبان ساده بسیار دشوار است و لزوماً از زبان علم آمار برای بیان آن اس ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣٤

از آنجا که امکان نوشتن نظر در زیر نظرهای دیگران وجود ندارد، ناچار در پیش نهاد جداگانه پاسخ ایشان را می نویسم: بله می شود isolated را به ایزوله ترجمه ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٥

۱ - بیش از حدِ لازم، فزون از حد، نالازم ۲ - تحمل ناپذیر ( در مورد آدم ها، اعمال، وضعیت ها ) ؛ خسته کننده، دشوار، ناراحت کننده، اعصاب خردکن Philip is ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢٦

ارجاع به بحث دوستان در مورد معانی مختلف کلمات نزدیک به این واژه از نظر معنی: invention: اختراع innovation : نوآوری creativity : خلاقیت development : ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢٣

همه پذیری؛ شیوه یا عمل ایجاد فرصت ها یا امکانات یک سان برای افرادی با معلولیت جسمی یا ذهنی یا اقلیت های اتنیکی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢٤

[فعل] ۱ - [نیم]نگاهی انداختن، نگاهکی انداختن، نگاهی سرسری انداختن، نگاهی دزدکی انداختن، زیرچشمی نگاهی انداختن، با چشم نیم باز نگاه کردن ۲ - وا جهیدن ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢٣

به سراغ ( کسی یا چیزی ) رفتن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢٢

فِلو، فلوشیپ، دانش جوی پسادکتری، عضو هیأت علمی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢٢

اسکید ( در انبارها و کارگاه ها به همین اسم معروف است ) ، کفیِ چوبی برای حمل و نقل بارهای نسبتاً سنگین شبیه پالت ولی بدون صفحه ی زیرین

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢٢

۱ - به معنای واقعی کلمه ۲ - با خلوص؛ با خلوص نیت؛ صمیمانه؛ از صمیم قلب؛ خالصانه؛ از سرِ صِدق؛ بی ریا؛ بی غل وغش ۳ - به درستی؛ واقعاً؛ حقیقتاً

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٢

[علوم اجتماعی] همه پذیر؛ کثرت پذیر؛ اندیشه یا کنشی که مشارکت طیف های مختلف را بپذیرد و به آنها میدان دهد.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٢

پذیرا شدن ( جبهه نگرفتن در برابر چیزی )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

پرسه زدن، ولو بودن ( این واژه ها بار منفی دارند. مانند پرسه زدن تبه کاران در جای خلوت برای زورگیری، یا پرسه زدن ارواح برای تسخیر زنده ها )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

شاه میگو؛ میگوی بزرگ؛ نوعی سخت پوست دریایی که یکی از غذاهای محبوب دریایی است. برخلاف نظر دوستان که لابستر را �خرچنگ� معنی کرده اند، این سخت پوست در ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٨

توضیح تان از نظر علمی نیاز به اصلاح دارد. ۱ - measles به معنی سرخک است و نه سرخ جه ( roseola ) عامل هر دو ویروس است اما از نظر تابلو بالینی، سرایت، ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٨

خوشا، انشاءالله، امیدوارم که، امید دارم که، امید که، ای کاش

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

شگرددار، کاری که برای انجام ـش شگرد یا مهارت خاصی نیاز باشد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

( معنی ضمنی ) : �رفع تبعیض�. در قوانین امریکا هر سازمانی که کارکنان متناسب با جمعیت رنگین پوستان ( سیاه پوستان، سفیدپوستان، سرخ پوستان ) و گروه های ق ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٦

[فعل] روانه شدن، گام در راه گذاشتن، گام نهادن در

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١٨

میدان دادن، ایجاد امکان

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١٣

[مدیریت ارزش] ضمانت، تعهد در عبارت �value proposition� به معنی �ضمانت ارزش آفرینی� به کار می رود. یعنی وقتی فصل �value proposition� �طرح کسب وکار� یا ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٩

اقدام به حل مسأله

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١٩

پناه بردن، خلوت گزیدن He dealt with this problem by building a cabin near a lake, far away from the city, where he would retreat for the whole summer.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٩

عارضه ی جانبی، جنبه ی منفی، جزء بد از یک کل که جزء خوب هم دارد. مثال: شهرت در کنار مزایا جنبه ی منفی هم دارد که آرامش فرد را به هم می زند.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١٩

دست و پنجه نرم کردن Tackle a problem دست و پنجه نرم کردن با مسأله، اقدام به حل مسأله

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٨

۱ - �روغن دان� نادرست است. اصطلاح درست �سرخ کن� است. یعنی تابه ی گودی که در آن روغن می ریزند و چیزی مثل سیب زمینی یا پیاز را در آن سرخ می کنند. ۲ - ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١٧

[الکترونیک] ریزتنظیم، تنظیم دقیق، تنظیم ظریف، کنایه از گرفتن پیچ تنظیم با دو انگشت ( مانند وضعیت نیش گون گرفتن ) و چرخاندن ظریف آن برای تنظیم مدار را ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١٨

به خدمت گرفتن bring ( resources ) into use for a particular purpose

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١٧

[مارکتینگ] بخش بندی، شناسایی بخش های مختلف بازار از نظر سنی، جنسیتی، قدرت خرید، شهری یا روستایی، و مانند آنها [مهندسی] قطعه قطعه کردن، تقسیم یک کل یک ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٧

[فعل] گذار؛ پا گذاشتن به؛ از حوزه ای به حوزه ی دیگر رفتن؛ [اسم] گذرگاه؛ پیاده گذر

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١٣

۱ - [خطاب غیررسمی] آهای جماعت!؛ خانوما آقایون! خیلی خوب . . . جماعت، شام حاضر است! All right, folks, dinner's ready! ۲ - والدین، مثال: می روم والدین ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٦

۱ - اعطا، دادن، مثال: �اعطای گواهی نامه به اعضای جدید�، �دادن گواهی نامه به اعضای جدید� "the presentation of certificates to new members" ۲ - آرایش، ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٦

تجزیه، جزءبه جزء کردن، تجزیه به اجزا، ریز فهرست Work Breakdown Structure ( WBS ) : ساختار تجزیه ی کار Cost Breakdown: ریز هزینه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٦

معرفی؛ آشناسازی؛ طرح موضوعی به صورت کلی برای اولین بار

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١١

توجیه This shows how we can get more solution ideas by combining our brain power and knowledge – a good argument for brainstorming.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١٤

هد، بالاترین ارتفاع؛ واحدی به متر به عنوان معیاری از توان پمپ است. بالاترین ارتفاعی که پمپ می تواند آب را تلمبه کند. در فارسی در میان اهل فن همان واژ ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٥

Come up with ابداع، اختراع think of, be struck with, invent ( an idea )

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١٥

[پزشکی] تغییر سطح سرمی ( پادتن )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٩

تعمیر، درست کردن، ترمیم کردن، روبه راه کردن، مرتب کردن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٢

۱ - تجسس ۲ - پی جویی ۳ - ارزیابی دوره ای

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١٤

[صفت] ۱ - سلطه طلب، ۲ - خودرأی dominating managers مدیرانی که نظر درست یا نادرست شان را به زیردستان تحمیل می کنند.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١٤

وخیم؛ با شدت و پی آمد بالا

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٤

بحث روز، بحث سراسری، تیتر اول، سرخطِ خبر، خبرساز، خبرِ داغ، مطرح Clever resource use is being sought everywhere now to make best use of our available ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١٣

تا حد زیادی؛ نسبتاً

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١١

روزمره، عُرفی