در زبان شناسی و فلسفهٔ زبان، **گزاره** ( proposition ) به آن بخش از معنای یک جمله گفته می شود که قابل ارزیابی به عنوان �درست� ( true ) یا �نادرست� ( false ) باشد. گزاره محتوای منطقی - معنایی جمله است، نه شکل دستوری یا روان شناختی آن.
... [مشاهده متن کامل]
### ویژگی های اصلی گزاره
۱. **ارزش صدق دارد**: گزاره یا راست است یا دروغ ( اصل دوارزشی ) .
۲. **انتزاعی و غیرزبانی است**: گزاره چیزی فراتر از واژه های یک زبان خاص است – همان گزاره را می توان در زبان های مختلف بیان کرد.
۳. **وابسته به بافت نیست ( تا حد زیادی ) **: جمله های دارای اشارت ( مانند �من گرسنه ام� ) در بافت های مختلف به گزاره های متفاوت اشاره می کنند، اما خود گزاره وضعیتی در جهان است که صادق یا کاذب است.
### مثال
جمله: �برف سفید است. �
- گزاره: این وضعیت که برف سفید است.
- ارزش صدق: در جهان واقعی، درست ( true ) .
جمله: �پاریس پایتخت انگلستان است. �
- گزاره: نسبتِ پایتختیِ پاریس به انگلستان.
- ارزش صدق: نادرست ( false ) .
### تفاوت جمله و گزاره
| جمله ( sentence ) | گزاره ( proposition ) |
| - - - - - - - - - - - - - - - - | - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - |
| واحد زبانی ( رشته ای از واژه ها ) | واحد معنایی - منطقی ( محتوا ) |
| وابسته به زبان خاص ( انگلیسی، فارسی، . . . ) | مستقل از زبان ( قابل ترجمه ) |
| در بافت های مختلف یک جمله می تواند گزاره های متفاوت بدهد ( مثل جمله با �من� ) | یک گزاره را می توان با جمله های مختلف ( حتی در یک زبان ) بیان کرد |
مثال برای �یک گزاره، جمله های متفاوت�:
- �باران می بارد�
- �It is raining�
- �باریدن باران در جریان است�
هر سه جمله یک گزاره را بیان می کنند ( که در لحظهٔ گفته شدن می تواند راست یا دروغ باشد ) .
### گزاره در معناشناسی صوری ( formal semantics )
در معناشناسی به روش منطقی، گزاره به عنوان تابعی از جهان های ممکن به ارزش های صدق تعریف می شود. به زبان ساده تر: گزاره مجموعهٔ جهان هایی است که در آنها آن گزاره صادق است.
### نسبت گزاره با جملهٔ خبری
در تحلیل کاربردشناسی ( pragmatics ) ، جملهٔ خبری ( declarative sentence ) آن است که به طور معمول یک گزاره را بیان می کند. اما جمله های پرسشی، امری و عاطفی گزاره ندارند ( یا به گونه ای متفاوت با ارزش صدق سروکار دارند ) . برای نمونه، �در را ببند� قابل صدق و کذب نیست – به جای آن، مفهوم �موفقیت/اجرا� ( success/felicitation ) مطرح است.
### تفاوت گزاره با استنتاج ( inference )
- **گزاره** محتوای صریح یک جمله است که مستقیماً ارزش صدق دارد.
- **استنتاج** ( inference ) فرایندی است که از گزاره ( ها ) به گزارهٔ جدید می رسد یا به معانی ضمنی ( مانند implicature ) دست می یابد.
در منطق صوری لفظی که معبر تصدیق است گویند.
↩️ دوستان لطفاً به این توضیحات خوب دقت کنید:
📋 در زبان انگلیسی یک root word داریم به اسم posit
📌 این ریشه، معادل "place" و "put" می باشد؛ بنابراین کلماتی که این ریشه را در خود داشته باشند، به "place" یا "put" مربوط هستند.
... [مشاهده متن کامل]
📂 مثال:
🔘 posit: To place an idea before others
🔘 position: The way something is placed
🔘 positive: So certain and good that it can be placed in writing
🔘 deposit: The act of placing valuables into a financial account
🔘 post: A spot where something is placed for duty
🔘 opposition: The state of being placed against something
🔘 supposition: A guess placed under consideration
🔘 proposition: A proposal placed forward to solve a problem
🔘 opposite: Placed against or toward something
🔘 decomposition: The state of being placed apart into smaller parts
🔘 apposite: A suitable idea placed near a problem to solve it
🔘 composite: Made of materials placed together
🔘 composition: A musical piece in which notes are placed together
🔊 دوستان تلفظ درست این کلمه ( پْراپِزیشن ) می باشد
❗️نکته: این کلمه را با preposition ( حرف اضافه ) اشتباه نگیرید؛ معانی این دو کاملا متفاوت هستند
Propositionلایحه قانونی
طرح، موضوع، قضیه، کار، مقصود، قیاس منطقی، گزاره، پیشنهاد کردن، دعوت به مقاربت جنسی، کامپیوتر: گزاره، معماری: رای، روانشناسی: قضیه، بازرگانی: پیشنهاد
Preposition
حرف اضافه
حرف جر، حرف پیش نهاده، علوم نظامی: استقرار در محل پیش بینی شده، استقرار در محل معین شده
پیشنهاد
The cat jumped onto the table with a proposition to share the dinner.
گربه با پیشنهادی برای به اشتراک گذاشتن شام، روی میز پرید.
اصلی، مستقیم، غیر استعاره إیی، واضح
اصل
in law
Proposition 147
proposition
گزاره
all or non proposition
گزاره همه یا هیچ
🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند:
✅ فعل ( verb ) : propose / proposition
✅️ اسم ( noun ) : proposal / proposition / proposer
✅️ صفت ( adjective ) : propositional
✅️ قید ( adverb ) : _
مزیت پیشنهادی
قضیه، جریان، موضوع
موضع
قضیه.
مانند قضیه فیثاغورس
Pythagorean proposition
proposition قضیه، قیاس منطقی، گزاره
preposition حرف اضافه
proposition ( زبانشناسی )
واژه مصوب: گزاره 2
تعریف: معنای تحتاللفظی یا صریح جمله
Prepositionدر دستور زبان: حرف اضافه
Propositionproposition can refer to several different things:In a business context, a proposition is an offer or suggestion. For instance:
... [مشاهده متن کامل]
Someone might write to you about a business proposition that they believe might interest you.
A company director might consider a proposition you’ve put forward1.
It’s essentially an idea or opinion related to business matters.
In mathematics and language, a proposition is a statement or problem that must be solved or proved to be true or false. For example:
Pythagoras’s theorem, which states that in any right - angled triangle, the square on the hypotenuse is equal to the sum of the squares on the other two sides, is a mathematical proposition1.
In politics ( specifically in some states of the United States ) , a proposition is a new plan that is voted on by the people of a state. For instance:
Proposition 71 commits $3 billion to studying stem cells over the next 10 years1.
On a more playful note, a proposition can also refer to a request for sexual intercourse. For example:
Someone might be propositioned by a complete stranger12.
Remember, context matters, and the meaning of “proposition” can vary depending on the situation!
قضیه
A statement that expresses a judgement or opinion
Theory
Idea
Argument
Concept
تئوری، استدلال، گمان، حدس، عقیده،
[مدیریت ارزش] ضمانت، تعهد
در عبارت �value proposition� به معنی �ضمانت ارزش آفرینی� به کار می رود. یعنی وقتی فصل �value proposition� �طرح کسب وکار� یا �مدل کسب وکار� تشریح می شود، مزیت های بلاتردید ( ضمانت شده ی ) حاصل از خرید محصول برای خریدار برشمرده می شود.
قضیه ( در فلسفه )
عقیده
توضیح: در آدرس https://dictionary. cambridge. org/dictionary/english/proposition به عنوان یکی از معانی واژه proposition نوشته شده:
an idea or opinion:
They were debating the proposition that "All people are created equal".
گزاره، قضیه، قیاس منطقی
پیشنهاد
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٢٣)