truly

/ˈtruːli//ˈtruːli/

معنی: راست، بدرستی، صادقانه، براستی، بطور قانونی، باشرافت، بخوبی، با حقیقت
معانی دیگر: واقعا، به راستی، حقیقتا، (معمولا به صورت ندای حاکی از شگفتی یا تایید و غیره) راستی !، عجب !، (در پایان نامه های رسمی) ارادتمند، با تقدیم احترام (معمولا: truly yours یا very truly yours)، موافق باحقایق

بررسی کلمه

قید ( adverb )
عبارات: yours truly
(1) تعریف: in a truthful manner.
مترادف: true, truthfully
مشابه: correctly, exactly, frankly, rightly

- He spoke truly.
[ترجمه گوگل] واقعا حرف زد
[ترجمه ترگمان] راست می گفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: authentically; genuinely.
مترادف: authentically, genuinely, unequivocally
مشابه: absolutely, certainly, clearly, doubtless, just, positively, really, surely

- She is a truly great dancer.
[ترجمه گوگل] او یک رقصنده واقعا عالی است
[ترجمه ترگمان] اون واقعا یه رقاص فوق العاده ست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: of course; indeed.
مترادف: indeed, of course
مشابه: actually, amen, certainly, frankly, positively, really

- Truly, I couldn't be more pleased.
[ترجمه گوگل] واقعاً نمی‌توانستم بیشتر از این راضی باشم
[ترجمه ترگمان] حقیقتا، من نمی توانستم بیش از این خوشحال باشم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(4) تعریف: sincerely; honestly.
مترادف: honestly, sincerely
مشابه: earnestly, frankly, really

- I truly believe what you say.
[ترجمه گوگل] من واقعا به آنچه شما می گویید اعتقاد دارم
[ترجمه ترگمان] من واقعا حرفت رو باور می کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. a truly drab personality
شخصیتی واقعا خسته کننده

2. a truly humane prison guard!
یک زندانبان واقعا انسان !

3. yours truly
ارادتمند شما،ارادتمند

4. he is truly single among his fellows
در میان اقران خود واقعا تک است.

5. i am truly sorry
واقعا متاسفم.

6. she is truly erudite
او واقعا دانشمند است.

7. my mother was truly a lady
مادرم واقعا خانم بود.

8. we must elect truly popular representatives
بایستی نمایندگانی انتخاب کنیم که واقعا مردمی باشند.

9. their living conditions are truly wretched
شرایط زندگی آنان واقعا فلاکت بار است.

10. this country's problems are truly mind- boggling
مسایل این کشور واقعا غامض است.

11. she retorted that it was i who was truly at fault
او در جواب گفت که مقصر واقعی من بوده ام.

12. A man who truly loves you will never let you go, no matter how hard the situation is.
[ترجمه گوگل]مردی که واقعاً شما را دوست دارد، هر چقدر هم که شرایط سخت باشد، هرگز شما را رها نمی کند
[ترجمه ترگمان]مردی که واقعا عاشق تو است هرگز به تو اجازه نخواهد داد که بروی، مهم نیست که اوضاع چقدر سخت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. I do care. Truly, I do!
[ترجمه گوگل]من اهمیت می دهم واقعاً، من دارم!
[ترجمه ترگمان] من اهمیت میدم راست می گویم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Not all doctors truly understand the reproductive cycle.
[ترجمه گوگل]همه پزشکان به درستی چرخه تولید مثل را درک نمی کنند
[ترجمه ترگمان]همه پزشکان واقعا چرخه تولید مثل را درک نمی کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Annette's performance as Eliza Doolittle in "Pygmalion" was truly memorable.
[ترجمه گوگل]بازی آنت در نقش الیزا دولیتل در «پیگمالیون» واقعا خاطره انگیز بود
[ترجمه ترگمان]عملکرد آنت در نقش الیزا Doolittle در \"Pygmalion\" واقعا به یاد ماندنی بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

16. A wish for a truly merry Christmas and may the joy of Christmas linger in your heart all the year!
[ترجمه گوگل]آرزوی یک کریسمس واقعاً مبارک و باشد که شادی کریسمس در تمام سال در قلب شما باقی بماند!
[ترجمه ترگمان]* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

17. A person who truly loves you will never let you go, no matter how hard the situation is.
[ترجمه گوگل]کسی که واقعا شما را دوست دارد، هر چقدر هم که شرایط سخت باشد، هرگز شما را رها نمی کند
[ترجمه ترگمان]شخصی که واقعا شما را دوست دارد هرگز به شما اجازه نخواهد داد که بروید، مهم نیست که وضعیت چقدر سخت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

18. She wrote a truly prodigious number of novels.
[ترجمه گوگل]او تعداد بسیار زیادی رمان نوشت
[ترجمه ترگمان]چند رمان عجیب و غریب نوشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

راست (قید)
straight, directly, apeak, truly, baldly, truthfully

بدرستی (قید)
exactly, truly, aright

صادقانه (قید)
truly, candidly, frankly

براستی (قید)
really, indeed, verily, truly, certes

بطور قانونی (قید)
truly, de jure

باشرافت (قید)
truly, sincerely

بخوبی (قید)
well, truly

با حقیقت (قید)
truly

انگلیسی به انگلیسی

• really, truthfully, genuinely
truly means completely and genuinely.
if you feel something truly, you feel it in a sincere way.
you can use truly to emphasize that what you are saying is true.
truly also means to a very great degree; a formal use.
you can write yours truly before your signature at the end of a formal letter.
well and truly: see well.

پیشنهاد کاربران

تفاوت truly و really:
truly مترادف really هست اما کتابی تره و بالغانه تره. truly رسمی هست و really غیررسمی. truly در نوشتار و مکالمات رسمی و جدی بیشتر استفاده میشه و really بیشتر در گفتار.
واقعاً، درست
مثال: She is truly talented in art.
او واقعاً با استعداد در هنر است.
واقعاً
صادقانه
🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند:
✅ فعل ( verb ) : _
✅️ اسم ( noun ) : truth / truthfulness / true / truism
✅️ صفت ( adjective ) : true / truthful
✅️ قید ( adverb ) : true / truthfully / truly
Used to emphasize sth; very
واقعی - حقیقی
به این ترتیب
۱ - به معنای واقعی کلمه
۲ - با خلوص؛ با خلوص نیت؛ صمیمانه؛ از صمیم قلب؛ خالصانه؛ از سرِ صِدق؛ بی ریا؛ بی غل وغش
۳ - به درستی؛ واقعاً؛ حقیقتاً
actually
aright
of a surety
براستی. به درستی
really
واقعی
در واقع، در حقیقت
واقعا
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٧)

بپرس