پیشنهاد‌های مالک میرزائی (١,٠٨٠)

بازدید
٢,٥٩٢
تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شوخی توالتی شوخی های چندش اور و بی مزه ای که با استفاده از کلمات و حرکات توالتی انجام شود.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تناقض ، پارادوکس ( در معنای واقعی خودش ، نه تناقض نما )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شبه تناقض ، استدلال سفسطه آمیز

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تناقض نما در تناقض نما ( بر خلاف تناقض ) گزارهایی در ظاهر پوچ ( Absurd ) است، اما اثبات میشود که حقیقت دارد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زاد و ولد کردن The younger male has finally earned his right to breed نر جوان تر در نهایت حق زاد و ولدش را بدست اورد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کناره گیری کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مغلوب ، شکست خورده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

ظاهر شدن ، آشکار شدن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جوانی ، قدرت جوانی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به مبارزه طلبیدن He is ready to take on the boss او آماده است تا رییس را به مبارزه بطلبد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اینه. .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همیشه He looks stronger than ever او از همیشه قوی تر به نظر می رسد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چمنزار. عفزار

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مزیت. ، برتری ، توفق

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غرور و تکبر He has serious swagger او تکبر شدیدی دارد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نزول کردن ، پایین امدن Brown bears down from the mountains at spring خرس های قهوه ای در بهار از کوه ها پایین می آیند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جفت ، جفت گیری کردن ( در حیوانات )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ظرفی بین قابلمه و ماهیتابه ، گرد و نیمکره ای . در گویش محلی استان گلستان بهش می گن غازان. در استان گلستان برای پختن غذای محلی چکدرمه استفاده می شود

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ستردن ، زدودن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

گوشی پزشکی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ادای احترام کردن با دست ، احترام نطامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قول انگشتی قول دادن بچگانه که با قفل کردن انگشتان کوچک انجام می شه. مورد مشابه: Pinky swear قسم انگشتی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

باله ماهی و. . .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تسمه نقاله توی فرودگاه ها و اماکن امنیتی که برلی چک کردن چمدان ها و بار و بنه مسافران استفاده می شود

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

راهرو برقی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

جمع die Die تاس Dice تاس ها معنی دیگر : ریز کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خرد خرد کردن ، شبیه چرخ کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اونی که تو آشپزی شبیه کفگیره اما کفگیر نیست. من که اخرش نفهمیدم کاربردش چیه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پاک کردن ، دستمال کردن مثل پاک کردن آینه با دستمال

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پف دادن بالش

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

سال کبیسه سال خورشیدی که اسفند ماه آن ۳۰ روزه است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وقت تمومه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به مرور زمان

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خیلی سریع

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مکررا

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همزمان

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بعضی وقتا

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

سر بزنگاه ، لحظه اخر ، دقیقه نود

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

زودتر از موقع

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گرفتگی عضلات

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

گند زدن فعل خودمونی تر make a mistake

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رد کرد ن و نپذیرفتن ، دست رد به چیزی زدن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

با عقل جور در اومدن حالت خودمونی ترش می شه: add up

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

با عقل جور در اومدن حالت خودمونی تر make sense

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

= invite on a date

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نرده پلکان

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

طاقچه پنجره

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فقط به معنی عر عر کردن به کار نمی ره. برای صدای پستانداران گیاهخوار بزرگ دیگه هم به کار می ره.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سوزش ، التهاب