پیشنهادهای مالک میرزائی (١,١١٠)
خیلی خیلی خوب ، خیلی خیلی شگفت انگیز
با حلوا حلوا گفتن دهن شیرین نمی شه
عذرخواهی ، شکایت و جرو بحث نداریم
نزول خوار
به کسی پیام دادن
در حد بخور و نمیر.
اوضاع این طور نمی مونه. تو کوچه ما هم عروسی می شه.
اصطلاحی به معنای : بچه نبودن. I wasn't born yesterday بچه که نیستم
چی شد که. . . How come you told me lie چی شد که بهم دروغ گفتی؟
دندون روی جگر گذاشتن
نا امید نشو ، سرتو بگیر بالا
با شرایط کنار اومدن
این مشکل من نیست. به من ربطی نداره
نقاط تاریک و شرم اور زندگی گذشته ادم ها
Is the pope catholic? این که پرسیدن نداره . معلومه که اره
Add insult to injury نمک روی زخم پاشیدن
یک اسم خانوادگی هم هست .
به مقاومت خازن ایده آل گفته می شود. یکای این مقاومت اهم است اما این مقاومت تلف نمی شود بلکه در میدان الکتریکی خازن ذخیره و بازگردانی می شود
ادمی که کارهای احمقانه و شوخی های خرکی می کند
پسوندی که به کلمه اضافه می شود و به آن معنای کوچکی را می دهد. مثال Booklet کتابچه ، کتاب کوچک Droplet. قطره کوچک
دهستان . یک منطقه روستایی شامل چند روستا و دهات. مثل فیلم the big country 1958 که در مورد یک دهاته اما در فارسی به اشتباه ترجمه شده کشور بزرگ. تر ...
در ریاضیات : هشین. هشین یک ماتریس مربعی از مشتقات جزئی مرتبه دوم یک تابع اسکالر است. اگر تابع f ( x_1, x_2, \dots, x_n ) را داشته باشیم، ماتریس هش ...
برگ بندی ، لایه لایه سازی
یه دسته ماهی همنوع اگر منظورمان یک دسته ماهی از انواع مختلف باشد باید fish را با s جمع ببندیم. A schiol of fishes
وقتی منظورمان یک دسته ماهی هم نوع باشد جمع fish خودش می شود. اما اگر منطور ، یک دسته شامل انواع مختلف ماهی باشد جمع fish می شود: fishes
موفقیت ها و شکست ها
یک دسته زرافه
تمایل ذاتی ، تمایل طبیعی در ریاصیات ، فلسفه ریاضی و فیزیک : Propensity possible احتمال تمایلی ، احتمال ذاتی
الگو ، مدل ، شیوه فکری غالب تعریف پارادایم در فلسفه علم: "مجموعه ای از باورها، ارزش ها، روش ها، مثال های حل شده، و مفروضات بنیادین که یک جامعه علمی ...
شوخی توالتی شوخی های چندش اور و بی مزه ای که با استفاده از کلمات و حرکات توالتی انجام شود.
تناقض ، پارادوکس ( در معنای واقعی خودش ، نه تناقض نما )
شبه تناقض ، استدلال سفسطه آمیز
تناقض نما در تناقض نما ( بر خلاف تناقض ) گزارهایی در ظاهر پوچ ( Absurd ) است، اما اثبات میشود که حقیقت دارد.
زاد و ولد کردن The younger male has finally earned his right to breed نر جوان تر در نهایت حق زاد و ولدش را بدست اورد.
کناره گیری کردن
مغلوب ، شکست خورده
ظاهر شدن ، آشکار شدن
جوانی ، قدرت جوانی
به مبارزه طلبیدن He is ready to take on the boss او آماده است تا رییس را به مبارزه بطلبد
اینه. .
همیشه He looks stronger than ever او از همیشه قوی تر به نظر می رسد.
چمنزار. عفزار
مزیت. ، برتری ، توفق
غرور و تکبر He has serious swagger او تکبر شدیدی دارد
نزول کردن ، پایین امدن Brown bears down from the mountains at spring خرس های قهوه ای در بهار از کوه ها پایین می آیند.
جفت ، جفت گیری کردن ( در حیوانات )
ظرفی بین قابلمه و ماهیتابه ، گرد و نیمکره ای . در گویش محلی استان گلستان بهش می گن غازان. در استان گلستان برای پختن غذای محلی چکدرمه استفاده می شود
ستردن ، زدودن