پیشنهادهای مالک میرزائی (١,٠٨٠)
عذاب آور ، جهنمی ، آزار دهنده
سفر و جابجایی سخت و کند و با مشقت . مثل حیواناتی که گرسنه و تشنه و آهسته و ناتوان در جستجوی اب و غذا به طور دسته جمعی از جایی به جای دیگر سفر می کن ...
قحطی ، خشکسالی
نادرتر ، کمیاب تر
غیر خوراکی ، غیر قابل خوردن
جدا کردن ، ریز ریز کردن ، ریش ریش کردن . مثلا دانه میوه های کرک دار رو با ریش ریش کردن از غوزه و غلافش جدا کنیم
مرز مثال: Some chimps live on the edge of sahara در مرز صحرا تعدادی شمپانزه زندگی می کنند.
برگرفته از کلنه صحرا در این جا اسم خاص است. صحرای بزرگ واقع در آفریقا
تنگ ، تنگ شیشه ای
پارچ
جام
میوه دادن مثال: Trees bear fruits درختان میوه می دن.
پیش خود خندیدن ، ریز ریز خندین
صدای جرینگ جرینگ دادن
طوری که ، به صورتی که ، به طریقی که
اروم و آهسته
اون طرف
چخماق تفنگ ، چخماق تفنگ رو کشیدن
در مورد ماشین و وسایل نقلیه : دربست
مبلغ زیاد ، پول هنگفت
از چیزی خوش اومدن تمایل داشتن به پیزی علاقه داشتن به چیزی
داخل شدن ، سوار شدن مثال ?May I come aboard میشه بیام تو؟
دم رو روی کول گذاشتن و فرار کردن ، عقب نشینی کردن
پیش رو ، در پیش مثال
لعنتی ، نفرت انگیز
حدس زدن
به سمتی رفتن ، رهسپار شدن ، قصد رفتن به جایی داشتن
مدرک ، سند رسمی
بدرد نخور ، دوزاری
شیهه اسب
جا ، فضا. مثلا از راننده تاکسی می پرسی: ?Got room for one more واسه یه نفر دیگه جا داری؟
در مورد اسب ها : هوا را با صدا از بیرون دادن
ترق ترکق کردن. صدای ترق تروق
صوت ، صفیر ، مثل صدای صوت و زوزه باد
با هم بال زدن مثال The birds are fluttering پرندگان با هم بال می زنند ( و پرواز می کنند )
وقت خواب
لباس خواب
جشن شبانه
فخر فروختن ، پوز دادن
دستمال کهنه
تنگ ماهی
معضل ، دردسر
سالم مثال . the shirt I delivered you was undamaged پیراهنی که بهت تحویل دادم سالم بود متضاد : damaged
جملاتی که به نظر عمیق و پرمعنا می آیند، اما در واقع پیش پا افتاده، متناقض یا بی معنا هستند. آنها حس رمز و راز را القا می کنند بدون اینکه اطلاعاتی بده ...
خل و چل
زیر لب غرغر کردن