پیشنهادهای مالک میرزائی (١,٠٨٠)
موج برگشتی ، جریان برگشتی برای هر چیز مایع. مثل برگشت مواد غذایی از معده به مری و دهان
لایه سطحی محافظ در پزشکی ، لایه محافط بیرونی اعضا ، مثل لایه محافظ مری
سوزاندن ، سوزش دادن
لوله مری در بدن انسان یا حیوانات
تا دیر وقت کار کردن. معادل رسمیش می شه: work late
چشم پوشی کردن. حالت خودمونی و عامیانه برای فعل ignore
بداهه نوازی معادل عامیانه ش می شه: Play it by ear
حالت خودمونی عبارت make a mistake مرتکب خطا شدن
توی بد موقعیتی بودن ، توی شرایط خطری قرار داشتن
ریغ رحمت رو سر کشیدن غزل خداحافظی رو خوندن
همزاد. شخص بسیار شبیه به کسی
می خواستم اما نشد مثال I was going to come می خواستم بیام اما نشد.
مجازا به معنای ادم چندش ، ادم مزاحم
مساله مهم ، مشکل بزرگ مثال: . I'm not ready for exam . It's no big deal واسه امتحان اماده نیستم مساله مهمی نیست.
از پله ها بالا پایین رفتن
انواع کفش : Heels پاشنه بلند Boots بوت ، پوتین Sneakers کتونی Flats کفش بدون پاشنه Slippers پاپوش ، دمپایی Sandals صندل Flip flops دمپایی انگشتی Cro ...
انواع کفش : Heels پاشنه بلند Boots بوت ، پوتین Sneakers کتونی Flats کفش بدون پاشنه Slippers پاپوش ، دمپایی Sandals صندل Flip flops دمپایی انگشتی Cro ...
انواع کفش : Heels پاشنه بلند Boots بوت ، پوتین Sneakers کتونی Flats کفش بدون پاشنه Slippers پاپوش ، دمپایی Sandals صندل Flip flops دمپایی انگشتی Cro ...
انواع کفش : Heels پاشنه بلند Boots بوت ، پوتین Sneakers کتونی Flats کفش بدون پاشنه Slippers پاپوش ، دمپایی Sandals صندل Flip flops دمپایی انگشتی Cro ...
انواع کفش : Heels پاشنه بلند Boots بوت ، پوتین Sneakers کتونی Flats کفش بدون پاشنه Slippers پاپوش ، دمپایی Sandals صندل Flip flops دمپایی انگشتی
انواع کفش : Heels پاشنه بلند Boots بوت ، پوتین Sneakers کتونی Flats کفش بدون پاشنه Slippers پاپوش ، دمپایی Sandals صندل Flip flops دمپایی انگشتی
یکی مونده به آخر Third to last دو تا مونده به آخر Forth to last سه تا مونده به آخر
غذای میان وعده
با دست چند بار زدن روی چیزی
بحث و مشاجره کردن مثال: I had a row with my mother با مادرم بحثم شد.
داد زدن ، داد و هوار کردن
مقروض و بدهکار
خام ، سبز ، ناپخته. مجازا: به معنای خام و بی تجربه
مجازا: افسرده ، گرفته ، غمگین. مثال: . I feel blue من غمگینم.
معنی مجازی: ترسو مثال: Javad is yellow جواد ترسو است.
روانی ( فحش )
ادم لات و بی سر و پا
خل و چل ، کسی که یک تخته ش کمه. مثال Ali is kook علی یه تخته ش کمه
آدم چلغوز
تکواره
رم کردن ، لگدکوب کردن
ترساندن و وحشت زده کردن
بالا رفتن ، بالا رفتن از جایی با سختی و کوشش تقلا
فرز و چابک
ذره دره مزه کردن و خوردن چیزی
ماشه ، شن ، سنگ ریزه
تراویدن ، تراوش کردن ، با نشت و تراوش ظاهر شدن
بدون دلسردی ، بدون ناامیدی
خشکِ خشک
نفس گیر ، خفه کننده