برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

مالک میرزائی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 احمق ١٤٠٠/٠٣/٣١
|

2 به شخص مفعول می گویند
١٤٠٠/٠٣/٣١
|

3 محکم باش ١٤٠٠/٠٣/٣٠
|

4 چه خبر مبرا؟ ١٤٠٠/٠٣/٢٦
|

5 آفتاب از کدوم طرف در اومده؟
١٤٠٠/٠٣/٢٦
|

6 هر چی باشه... ١٤٠٠/٠٣/٢٦
|

7 سلام به همگی - سلام به اینی که می گم گوش کنید- به من توجه کنید. ١٤٠٠/٠٣/٢٦
|

8 بچه ١٤٠٠/٠٣/٢٦
|

9 مواد زدن ، مواد مصرف کردن ١٤٠٠/٠٣/٢٤
|

10 راستشو بخواهید.. ١٤٠٠/٠٣/٢٤
|

11 مورد نداره. اشکال نداره.
I might as well hang with
you guys if that's cool.
اگه اشکال نداره منم پيش شماها تلپ ميشم
١٤٠٠/٠٣/٢٤
|

12 حاشیه رفتن ١٤٠٠/٠٣/٢٤
|

13 راه و چاه چیزی را به کسی یاد دادن ١٤٠٠/٠٣/٢٤
|

14 در مورد شلوار : پاچه
bottom of your
pants are awful tight.
پاچه شلوارت خیلی تنگه.
١٤٠٠/٠٣/٢٤
|

15 آدم قرتی ، اهل مد روز و ... ١٤٠٠/٠٣/٢٤
|

16 عالیه که می بینمت ١٤٠٠/٠٣/٢٤
|

17 یه خورده زیاده رویه ١٤٠٠/٠٣/٢٤
|

18 به خاطر تو ١٤٠٠/٠٣/٢٤
|

19 حوصله کسی را داشتن ١٤٠٠/٠٣/٢٤
|

20 با هم خوش گذروندن ، صفا کردن ١٤٠٠/٠٣/٢٤
|

21 فکر کنم
it's supposed
to be bonkers.
فکر کنم عقلش پاره سنگ بر می داره
١٤٠٠/٠٣/٢٤
|

22 ایول
God damn, son!
It's pretty nice,
ایول داری پسر . خیلی خوشگل شده
١٤٠٠/٠٣/٢٣
|

23 حرف رو صریح و شفاف گفتن ، قایم نکردن حرف ، رک و پوست کنده حرف زدن ١٤٠٠/٠٣/٢٣
|

24 تقاص پس دادن ١٤٠٠/٠٣/٢٣
|

25 اجرای خوبی داشتن
١٤٠٠/٠٣/٢٣
|

26 چشم برداشتن
did you lose sight of the defendant?
آيا شما لحظه اي از متهم چشم برداشتيد؟
١٤٠٠/٠٣/٢٣
|

27 همین دور و بر ، همین نزدیکی ، همین نقطه از کشور که ما زندگی می کنیم.
It's so good to see you. What brings you to this neck of the woods?
خیلی خ ...
١٤٠٠/٠٣/٢٢
|

28 قبوله ، حله ، خودشه ، اینه ١٤٠٠/٠٣/٢٢
|

29 تو مخمصه افتادن ، دندون آدم به سنگ خوردن ، گرفتار شدن
١٤٠٠/٠٣/٢٢
|

30 نخود هر آش شدن ١٤٠٠/٠٣/٢٢
|

31 کسل کننده
I hate this stupid place!
از اين مکان کسل کننده متنفرم.
١٤٠٠/٠٣/٢٢
|

32 گه دونی ١٤٠٠/٠٣/٢١
|

33 فیصله دادن ، جمع و جور کردن
١٤٠٠/٠٣/٢١
|

34 اینم از....(موقع رونمایی از چیزی یا معرفی شخصی گفته می شه)
١٤٠٠/٠٣/٢١
|

35 حرفی ندارم (باهات موافقم) ١٤٠٠/٠٣/٢١
|

36 خودش گویای همه چیزه ١٤٠٠/٠٣/٢١
|

37 زد و بند کردن با دادستان و ...
١٤٠٠/٠٣/٢١
|

38 نمک گیر کردن ١٤٠٠/٠٣/٢١
|

39 موندنی شدن ١٤٠٠/٠٣/٢١
|

40 کمپوت گه... (خطاب به طرف مقابل) ١٤٠٠/٠٣/٢١
|

41 نوه ها ١٤٠٠/٠٣/٢١
|

42 دیگه نه ، دیگه قرار نیست... ، بسه ١٤٠٠/٠٣/٢١
|

43 دخالت ١٤٠٠/٠٣/٢١
|

44 تو کوچه هر کسی بالاخره یک روز عروسی می شه. (روز شانس هر کسی میاد) ١٤٠٠/٠٣/٢١
|

45 بیش از اندازه ١٤٠٠/٠٣/٢١
|

46 حالا خودمونیم ١٤٠٠/٠٣/٢١
|

47 روسفیدم کن. مفتخرم کن ١٤٠٠/٠٣/٢١
|

48 کلا بیخیالش شید. ١٤٠٠/٠٣/٢١
|

49 مدرک برای دفاع در جلسه دادگاه ١٤٠٠/٠٣/٢١
|

50 در صورت امکان ... ١٤٠٠/٠٣/٢١
|