پیشنهاد‌های مالک میرزائی (١,٠٨٠)

بازدید
٢,٥٩٣
تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مخروط های پلاستیکی نارنجی که برای مهار ترافیک کوچه و خیابون و پارکینگ و . . . . استفاده می شوند. از این ها برای جدایی فواصل موقتی تو کوچه و خیابون ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قهر بودن مثال: ?Are you sulking قهری؟

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تسویه کردن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جعبه کارتنی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جدول و دیواره سیمانی کوتاه کنار خیابون ها

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قهوه چی ، اینایی که توی کافه های روینوشیدنی قهوه طرح و شکل می زنن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بارمن ، متصدی نوشیدنی های سرد و الکلی . با باریستا به معنای قهوه چی اشتباه نگیرید.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قفل ساز و کلید ساز

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آفت ، آفت دهانی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

با تلفظِ" وَس" به معنای ترک های پوستی هم هست. مثل ترک های پاشنه پا

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جوش و دمل چرکی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اثر زخم های پوستی ، اثر خون دَلَمه شده روی پوست ، جای زخم

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ضایعه پوستی مثل سوختگی های سبک ، سرخ شدگی ، کهیر

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زگیل ، گندمه ، منگوله پوستی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گل مژه ، ورم چرکینی که روی لبه پلک چشم ایجاد می شود

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آبله و تاول

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ماشین های برقی شهر بازی که بچه هاسوار می شن و به هم می کوبن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برج سقوط ازاد شهر بازی که آدرنالین رو تا حد اعلا بالامی بره

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تله کابین

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

چرخ و فلک گردان زمینی شامل اسب های اسباب بازی که بچه ها روی ان ها می نشینند.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چرخ و فلک های عظیم شهر بازی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ترن هوایی ترسناک شهر بازی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تاب پاندولی توی شهر بازی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تاب دوار توی شهر بازی ها

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جریان ، جوی ، نهر

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حوض و برکه

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نقاط حاصلخیز در بیابان های خشک

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اکوسیستم های رنگ و وارنگ زیر اب

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به ارتفاعات تخت دور افتاده هم گفته می شه

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ترش شدن ، دلمه بستن. مثال The yogurt is curdled ماست ترش شده

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نرم و شل و ول مثال The carrot is limp این هویچ شل و ول شده.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مثال The lettuce is wilted این کاهو پلاسیده است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

کپک زده مثال: The bread is moldy این نان کپک زده است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پلاسیده ، چروک مثال: The apple is shriveled این سیب پلاسیده و چروک شده

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چروک شدن ، پلاسیده شدن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کوفته شده در مورد بدن انسان یا حبوانات: کبود شده در مورد میوه :آبلمبو

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با لذت و اشتباق غذا خوردن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

پرتاب کردن زبان ( توسط حیواناتی مثل قورباغه ، مورچه خوار ، آفتاب پرست و. . . . )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پوزه. . Anteaters have 10 inch snouts مورچه خوارها پوزه ده اینچی دارند.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پشته ، تپه ، خاکریز ، مثل تپه هایی که مورچه ها و موریانه ها درست می کنند.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زندگی کردن ، به زندگی ادامه دادن ، بقا ، گذران زندگی. مثال : . Lions must survive on a diet of meat شیرها برای بقا به گوشت وابسته هستند.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

موریانه ها

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

موجود عجیب غریب مثال: . Anteaters are oddities مورچه خوارها موجودات عجیب غریبی هستند.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

علفزار

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لباس نطامی خاکی رنگ

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اوصاع خوب پیش نمی ره. اوضاع خیته

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مخفف عبارت زیر : I'm on my way توی راهم

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دارم راه میفتم برم