پیشنهادهای مالک میرزائی (١,٠٨٠)
مخروط های پلاستیکی نارنجی که برای مهار ترافیک کوچه و خیابون و پارکینگ و . . . . استفاده می شوند. از این ها برای جدایی فواصل موقتی تو کوچه و خیابون ...
قهر بودن مثال: ?Are you sulking قهری؟
تسویه کردن
جعبه کارتنی
جدول و دیواره سیمانی کوتاه کنار خیابون ها
قهوه چی ، اینایی که توی کافه های روینوشیدنی قهوه طرح و شکل می زنن
بارمن ، متصدی نوشیدنی های سرد و الکلی . با باریستا به معنای قهوه چی اشتباه نگیرید.
قفل ساز و کلید ساز
آفت ، آفت دهانی
با تلفظِ" وَس" به معنای ترک های پوستی هم هست. مثل ترک های پاشنه پا
جوش و دمل چرکی
اثر زخم های پوستی ، اثر خون دَلَمه شده روی پوست ، جای زخم
ضایعه پوستی مثل سوختگی های سبک ، سرخ شدگی ، کهیر
زگیل ، گندمه ، منگوله پوستی
گل مژه ، ورم چرکینی که روی لبه پلک چشم ایجاد می شود
آبله و تاول
ماشین های برقی شهر بازی که بچه هاسوار می شن و به هم می کوبن
برج سقوط ازاد شهر بازی که آدرنالین رو تا حد اعلا بالامی بره
تله کابین
چرخ و فلک گردان زمینی شامل اسب های اسباب بازی که بچه ها روی ان ها می نشینند.
چرخ و فلک های عظیم شهر بازی
ترن هوایی ترسناک شهر بازی
تاب پاندولی توی شهر بازی
تاب دوار توی شهر بازی ها
جریان ، جوی ، نهر
حوض و برکه
نقاط حاصلخیز در بیابان های خشک
اکوسیستم های رنگ و وارنگ زیر اب
به ارتفاعات تخت دور افتاده هم گفته می شه
ترش شدن ، دلمه بستن. مثال The yogurt is curdled ماست ترش شده
نرم و شل و ول مثال The carrot is limp این هویچ شل و ول شده.
مثال The lettuce is wilted این کاهو پلاسیده است.
کپک زده مثال: The bread is moldy این نان کپک زده است.
پلاسیده ، چروک مثال: The apple is shriveled این سیب پلاسیده و چروک شده
چروک شدن ، پلاسیده شدن
کوفته شده در مورد بدن انسان یا حبوانات: کبود شده در مورد میوه :آبلمبو
با لذت و اشتباق غذا خوردن
پرتاب کردن زبان ( توسط حیواناتی مثل قورباغه ، مورچه خوار ، آفتاب پرست و. . . . )
پوزه. . Anteaters have 10 inch snouts مورچه خوارها پوزه ده اینچی دارند.
پشته ، تپه ، خاکریز ، مثل تپه هایی که مورچه ها و موریانه ها درست می کنند.
زندگی کردن ، به زندگی ادامه دادن ، بقا ، گذران زندگی. مثال : . Lions must survive on a diet of meat شیرها برای بقا به گوشت وابسته هستند.
موریانه ها
موجود عجیب غریب مثال: . Anteaters are oddities مورچه خوارها موجودات عجیب غریبی هستند.
علفزار
لباس نطامی خاکی رنگ
اوصاع خوب پیش نمی ره. اوضاع خیته
مخفف عبارت زیر : I'm on my way توی راهم
دارم راه میفتم برم