پیشنهادهای مالک میرزائی (١,٠٨٠)
مخفف عبارت زیر؛ Ask me anything از من هر چی دلت می خواد بخواه.
مخفف عبارت زیر: You live only once فقط یه بار زندگی می کنی. به زبون خودمونی تر؛ از زندگیت لذت ببر
جا باز کردن برای نشستن مثال: ?Are you want me to scoot over ازم می خوای که جا باز کنم بنشینی؟
سبیل گربه سانان
غبغب خروس
پستان گاو
Hungry angrry گرسنه و عصبانی
سفر رفت و برگشتی در مقابل single trip یعنی تک سفره
مرور کردن. مترادف با review
حذف کردن کسی یا چیزی
مترادف با visit ملاقات کردن
ادامه دادن. مترادف continue
معادل فعل cancel
نان سبوس دار. گندم سبوس دار
مترادف cancel
جا داشتن در مورد غذا خوردن به معنی میل داشتن مثال: ?Did you leave any room for dessert واسه دسر هم جا گذاشتی؟ ( دسر میل داری )
اصل ( در برابر فیک ) . مثال: گوشه راست دسکتاپ ویندوز ۷ قفل شکسته نوشته: This copy of widows is not genuine این نسخه اصلی ویندوز نیست.
جا باز کرده ، گشاد شده برای چیزهایی مثل کفش و پوشاک و. . . بکار می رود.
در زبان عامیانه یعنی "پول" مثال: I have some green in my pocket تو جیبم یه مقدار پول دارم.
کلمه "پلیس" در زبان عامیانه
چیزی رو به کسی دادن مثال: . ?Can you pass me the book میتونی اون کتاب رو بدی بهم؟
بند و نوار مثال : The strap of watch بند ساعت
بند ، نوار مثال: Bra strip بند سوتین
ساپورت شلواری زنونه ، جوراب شلواری
بده بستون
هر از گاهی مثال: We come over them now and then هر از گاهی بهشون سر می زنیم.
تر و تمیز و مرتب
صحیح و سالم. مثال They delivered my brother safe and sound اونا برادر منو صحیح و سالم تحویل دادند.
اسکناس ۱ دلاری سایر اسکناس ها؛ ۱۰۰ دلاری. a Benjamin ۵۰ دلاری a Frog ۲۰ دلاری. a Jackson ۱۰ دلاری. a Sawbuck ۵دلاری. a Fiver ۲ دلاری. a Deuce
اسکناس ۲ دلاری
در زبان عامیانه به اسکناس ۵ دلاری می گویند.
در زبان عامیانه به اسکناس ۱۰ دلاری می گویند.
در زبان عامیانه به اسکناس ۲۰ دلاری می گویند.
در زبان عامیاته به اسکناس ۵۰ دلاری می گویند
در زبان عامیانه به ۱۰۰ دلاری می گویند.
قهوه اسپرسو با شیر سرد
چاقوی نان بری
چاقوی دندانه دار
اونقدر. . . . مثال: . . . I ate so much that اونقدر خوردم که. . . . . . I have so much money that اونقدر پول دارم که. . .
به یه دسته زرافه گفته می شود. مثال: a tower of giraffes یه دسته زرافه
به یک دسته پلنگ گفته می شود. مثال: A leap of leopards یه دسته پلنگ
به یه دسته طوطی گفته می شه مثال: A company of parrots یه دسته طوطی
به یک دسته پنگوئن می گن کلونی. مثال: A colony of penguins یک کلونی پنگوئن
معنی اول :به دسته گرگ ها گفته می شود. معنی دوم: تنگ هم چیده شدن. یک سری چیزها که کنار هم ردیف و مرتب و بدون فاصله چیده شده باشند. مثل مولکول های ی ...
سک نت کردن ، زندگی کردن ، اقامت کردن
پرسیدن و جویا شدن