wattle

/ˈwɑːtl̩//ˈwɒtl̩/

معنی: ترکه، جگن، چپر، ترکه برای ساختن سبد، نردهگذاری کردن، پیچیدن، بستن
معانی دیگر: (دیوار و نرده و تاق و غیره) چپر، چپری، سبدی، (انگلیس - محلی) ترکه، میله، شاخچه، توفال، (جمع) ستون یا دیرک (برای نگهداشتن سقف)، (بوقلمون و برخی جانوران) غبغب، قرمز گوشت، آویز گوشت، (برخی ماهیان) ریشک، چپر ساختن، سبدوار به هم وصل کردن، (شاخ و برگ) در هم بافتن

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: a woven construction of twigs or branches used in building walls, fences, or roofs.

(2) تعریف: the fleshy and often brightly-colored folds of skin under the necks of certain birds and lizards.
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: wattles, wattling, wattled
(1) تعریف: to build (something) using wattle.

(2) تعریف: to twist or weave to form wattle.

- He wattled the twigs for a makeshift tent.
[ترجمه ترگمان] او شاخه های کوچک را برای یک چادر موقتی باز کرد
[ترجمه گوگل] او شاخه ها را برای یک چادر موقت گذاشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
صفت ( adjective )
مشتقات: wattled (adj.)
• : تعریف: constructed of or having wattle.

- a wattle roof
[ترجمه ترگمان] بام wattle!
[ترجمه گوگل] یک سقف خیمه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. Males have prominent red wattle over eye.
[ترجمه ترگمان]مردان به رنگ قرمز برجسته چشم دارند
[ترجمه گوگل]مردانی از نظر چشم چرانی قرمز برجسته هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. His wattle throat sagged above his careful tie and clean brown suit.
[ترجمه ترگمان]wattle از کراوات careful و کت و شلوار قهوه ای تمیز آویزان بود
[ترجمه گوگل]گلویش را از دست می دهد و در بالای کراوات دقیق و کت و شلوار قهوه ای خود قرار دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Back towards the house, a wattle fence divides off the western side of the garden.
[ترجمه ترگمان]پرچین به طرف خانه باز شد، نرده ای را که از طرف غرب باغ جدا شده بود جدا می کرد
[ترجمه گوگل]در مقابل خانه، یک حصار پهن از طرف غربی باغچه جدا می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Australia's National Floral Emblem is the golden wattle. It has been used in the design of Australian stamps and many awards in their honours system.
[ترجمه ترگمان]این نماد متعلق به کوی گلزار تپه است که به رنگ طلایی درآمده است آن در طراحی تمبرهای استرالیایی و جوایز بسیاری در سیستم افتخار آن ها به کار رفته است
[ترجمه گوگل]نشان ملی ملی استرالیا طلای طلایی است این در طراحی تمبرهای استرالیا و بسیاری از جوایز در سیستم افتخارات آنها مورد استفاده قرار گرفته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Next, the wall is attrib wattle outside, or brick (that is advanced), stick on this wood basket.
[ترجمه ترگمان]سپس، دیوار به بیرون رانده شده است، یا آجر (که پیشرفته است)، بر این سبد چوبی تکیه دارد
[ترجمه گوگل]بعد، دیوار در خارج از آبرفت یا آجر (که پیشرفته) است، بر روی این سبد چوب قرار دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The golden wattle is an evergreen, spreading shrub. It grows in the under storey of open forest, woodland and in open scrub.
[ترجمه ترگمان]The طلائی رنگ همیشه سبز گیاهی است که در حال گسترش است آن در طبقه پایین جنگل باز، جنگلی و در scrub باز رشد می کند
[ترجمه گوگل]طلای طلایی یک بوته همیشه سبز است این در زیر زمین جنگل باز، جنگل و در معرض اسکراب رشد می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Results show that sawdust of black wattle branches which contains more protein, lignin. pentosan, starch, P and Ca etc. than the ordinary mixed sawdust is a good substrate.
[ترجمه ترگمان]نتایج نشان می دهد که خاک اره شاخه های سیاه حاوی پروتیین بیشتر و سلولز بیشتر است pentosan، نشاسته، P و Ca نسبت به خاک اره مخلوط معمولی یک بس تر خوب است
[ترجمه گوگل]نتایج نشان می دهد که خاک اره از شاخه های wattle سیاه که حاوی پروتئین بیشتر، لیگنین است پنتوزان، نشاسته، پتاسیم و غیره از خاک اره معمولی ترکیبی، بستر خوبی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The modification has been made on the black wattle tannin adhesive with sodium sulfite and the MUF concentrate so as to prepare out a tannin adhesive with good water-proof and better glue properties.
[ترجمه ترگمان]اصلاح با استفاده از چسب سیاه wattle با سولفیت سدیم و کنسانتره MUF انجام شده است تا یک چسب tannin را با خواص ضد آب خوب و خواص چسب بهتر آماده کند
[ترجمه گوگل]اصلاح شده در چسب تانن wattle black با سولفیت سدیم و کنسانتره MUF ساخته شده است تا یک چسب تانن با خواص خوب ضد آب و بهتر از چسب باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. A fence or wattle placed in a stream to catch or retain fish.
[ترجمه ترگمان]یک نرده یا wattle که در نهری قرار گرفته باشند تا ماهی بگیرند یا محفوظ داشته باشند
[ترجمه گوگل]یک حصار یا چوب در یک جریان برای گرفتن و یا حفظ ماهی قرار گرفته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. In recent times, the golden wattle has been used as a symbol of remembrance and reflection.
[ترجمه ترگمان]در سال های اخیر، به عنوان نماد یادبود و بازتاب استفاده شده است
[ترجمه گوگل]در زمان های اخیر، طلای طلایی به عنوان نمادی از یادآوری و بازتاب استفاده شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. In 1988 the golden wattle (Acacia pycnantha) was made Australia's official floral emblem and, in 199 1 September was named National Wattle day.
[ترجمه ترگمان]در سال ۱۹۸۸، wattle (Acacia pycnantha)نماد گل رسمی استرالیا شد و در ۱۹۹ سپتامبر به نام روز ملی Wattle نامگذاری شد
[ترجمه گوگل]در سال 1988، آتلانتیک طلایی (Acacia pycnantha) علامت تجاری رسمی استرالیا بود و در سال 199 1 سپتامبر، روز ملی جنگل نامگذاری شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Baron’s Black Wattle Ale, Australia.
[ترجمه ترگمان]بارون \" s، استرالیا
[ترجمه گوگل]بارون سیاه Wattle Ale، استرالیا
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. When in flower, the golden wattle displays the national colours, green and gold.
[ترجمه ترگمان]به هنگام گل، wattle طلایی، رنگ های ملی، سبز و طلایی را به نمایش می گذارد
[ترجمه گوگل]هنگامی که در گل، طلای طلایی رنگ های ملی، سبز و طلا را نشان می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Wattle is purpose - built to withstand the country's droughts, winds and bush fires.
[ترجمه ترگمان]Wattle برای مقاومت در برابر خشکسالی، بادها و آتش سوزی در کشور ساخته شده است
[ترجمه گوگل]Wattle هدف - ساخته شده برای مقاومت در برابر خشکسالی، باد و آتش سوزی بوش
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Use transparent small tissue or attrib wattle shutter, flashy metallic stuff is added on furniture or setoff.
[ترجمه ترگمان]از بافت کوچک شفاف و یا attrib استفاده کنید که از لوازم فلزی پر زرق و برقی بر روی مبل و اثاثیه اضافه شده است
[ترجمه گوگل]با استفاده از بافت کوچک شفاف یا شستشوی پلاستیکی، مواد فلزی پر زرق و برق بر روی مبلمان یا صندلی اضافه می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

ترکه (اسم)
switch, branch, rod, offshoot, wand, bequest, twig, sprig, heirloom, spray, bough, wattle, scion

جگن (اسم)
bulrush, junk, sedge, wattle

چپر (اسم)
fence, hedge, wattle

ترکه برای ساختن سبد (اسم)
wattle

نرده گذاری کردن (فعل)
wattle

پیچیدن (فعل)
envelop, impact, twinge, fake, wind, resonate, tie up, fold, roll, swathe, wrap, muffle, screw, twist, nest, involve, swab, wattle, reverberate, enfold, complicate, furl, convolve, lap, infold, enwrap, tweak, kink, trindle

بستن (فعل)
close, truss, attach, ban, impute, bar, stick, connect, colligate, bind, hitch, seal, clog, assess, tie up, choke, shut, shut down, block, fasten, belt, bang, pen, shut off, tighten, blockade, hasp, clasp, knit, jam, wattle, plug, congeal, curdle, curd, jell, lock, coagulate, cork, spile, picket, padlock, ligate, obturate, occlude, portcullis, posset, switch on

تخصصی

[عمران و معماری] چیر
[آب و خاک] پیر

به انگلیسی

• interwoven twigs and branches used for fences or walls; australian tree or shrub of the acacia genus; fleshy and wrinkled piece of skin hanging from the throat of some types of fowl and some kinds of lizards

پیشنهاد کاربران

ریش، غب غب ( خروس )
غبغب حیوانات
درخت ابریشم یا شب خسب
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما