پیشنهاد‌های مالک میرزائی (١,٠٨٠)

بازدید
٢,٥٩٣
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Broken : شکست عشقی خورده ، غمگین Broke : ورشکسته و بی پول

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

صورت حساب مثال: ?can we get the check please می شه صورت حساب رو به ما بدید؟

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آمیختن ، ترکیب کردن. مثال: Coffee with a splash of milk قهوه با ترکیبی از شیر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

بافتن مو مثال: I'm braiding my daughter's hair دارم موی دخترم رو می بافم.

پیشنهاد
٠

به چیزی حساسیت داشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سازگار بودن ، با مزاج ادم سازگار بودن مثال: The cow milk dosen't agree with me شیر گاو به من سازگار نیست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شکر ، قند ، شیرینی جات ، غذاهای دارای شیرینی و مواد قندی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مایل بودن به چیزی ، میل داشتن به چیزی مثال: I'm all set , but sorry میل دارم. اما نه متاسفم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

پیشنهاد ، تعارف کردن چیزی مثال I appreciate the offer but I don't care it از تعارفتون ممنونم اما از این خوشم نمیاد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

کم کردن مصرف چیزی. I'm cutting down on food دارم غذامو کم می کنم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قبول نکردن ، نپذیرفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اب گازدار معادل fizzy water

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

این دیگه چیه؟ این دیگه چه کوفتیه؟

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در ساندویچی ها به ترکیب چیپس و همبرگر و نوشیدنی سافت که با هم برای مشتری سرو شود meal می گویند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

امریکایی ها خودمونی به همبرگر می گن burger

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به رنگ موی سرخ یا نارنجی گفته می شود. به جای ginger از اصطلاح red hair هم استفاده می شود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

۱ - به رنگ پوست سبزه می گویند. A brunete girl یک دختر سبزه ۲ - رنگ موی قهوه ای یا خرمایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آبکش شدن ، آبکشی کردن مثال: The water drains from the bottom آب از ته [ظرف] خالی می شه. ( آبکشی می شه )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

معنی تحت اللفظی : روح ازاد ، روح سرگردان معنی اصطلاحی: معادل سینگل بودن ، مرد یا زنی که در هیچ رابطه ای نباشد ، چه دوست دختری و دوست پسری چه ازدواج ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کلاه سیلندری، زمانی مد بود مردها به سر می گذاشتند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کلاه بالاکلاوا. مخصوص نیروهای ویژه پلیس

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دستشویی کشتتی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

به دستشویی هواپیما می گویند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به سرویس بهداشتی می گن. تو جاهای عمومی مثل پارک ها و. . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دستشویی مردانه در کافه یا رستوران معادل men's room

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دستشویی زنانه تو رستوران و کافه. معادل ladies room

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به دستشویی زنونه تو کافه و رستوران می گویند. معادل powder room

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مجرای تنفسی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نوازش کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پاچه خواری کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

روی سگ کسی رو بالا آوردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیش غازی معلق بازی غازی= بندباز با قاضی به معنای داور و قضاوت کننده اشتباه نگیرید.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

متضادش می شه: By mistake سهوا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ذاتا مثال: That man is hyna by nature آن مرد داتا پست فطرت است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اتفاقی مثال: I met him by chance اتفاقی ملاقاتش کردم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

از حفظ مثال : The blind man sings by heart always مرد نابینا همیشه از حفظ اواز می خواند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

منتهی شدن چیزی به نتیجه ای. . مثال : . You'll end up blind آخرش کور می شی . I'll end up crazy آخرش دیوونه می شم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

خدا رحمتش کنه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نه بابا، راست می گی؟ زحمت کشیدی ( به طعنه ) وقتی به کار می ره که طرف یه چیز بدیهی می گه. مثال: Today is sunday. امروز یکشنبه س. No shit نه با ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

برای تعریف هم استفاده می شود. مثال I did it by myself خودم تنهایی انجامش دادم You're the shit تو هم واسه خودت پخی هستی ها.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بی کیفیت ، خراب ، چیزی که به گ. ه سگ هم نمی ارزه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یک روز رو مرخصی گرفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دست از کار کشیدن مثال: . I'm not ok Let call it a day من حالم خوب نیست. بیا کار رو متوقف کنیم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Tender نرم و قابل بریده و له شدن Tough سفت و محکم و غیر قابل له کردن و بریدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یه وسیله تو آشپزخو نه شبیه کفگیر که برای برگردوندن و این ور و اون ور کردن کوکو و کتلت و. . . استفاده می شود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

انبری که سر سفره برای برداشتن سالاد و از این جور چیزا استفاده می شه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هاون و دسته هاون Mortar هاون Pastel. دسته آهن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لکه خیسی که روی صندلی و. . . باشه و باعث خیس شدن شلوار و. . . شود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مخفف oh never mind اوه. مهم نیست.