پیشنهاد‌های مالک میرزائی (١,٠٨٠)

بازدید
٢,٦٠١
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کنسرو گوجه فرنگی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Ear واحد شمارش بلال است . مثال Give me two ears of corn لطفا دو تا بلال به من بده.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

به عکاسانی که دنبال گرفتن عکس از سوژه های خاص مثل سلبریتی های معروف هستند و این عکس ها را با قیمت های بسیار بالا به مجلات و نشریات می فروشند می گویند ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

رایحه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نیشگون گرفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پس دادن جنس خریداری شده. مثال: . ?This suit is very tight . can I have a refund این کت خیلی تنگه. می وونم پسش بدم؟

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

بدن نما ، شفاف ، لباسی که اون قدر بافتش نازک باشه که بدن از زیرش معلوم باشه. مثال: . This shirt is too see - through این پیراهن خیلی بدن نماست.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

اگه اخر جپله بیاد معنی میده "فوق فوقش" مثال: . He is 40 years old , if that اون فوق فوقش ۴۰ ساله باشه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

گرفتن و پیچوندن چیزی مثال . The teacher tweaked the boy's ear معلم گوش پسره رو پیچوتد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

با انگشت فشار دادن ، با انگشت ضربه زدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

با ضربه انگشت چیزی رو پرت کردن و دور کردن. مثل شوت کردن تیله با انگشت یا شوت کردن حشره با انگشت یا. . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تیغ دار ، خاردار مثال: That plant is thorny on اون گیاه خارداره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لپ کسی رو کشیدن ، صورت کسی رو فشردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پوسته پوسته شدن مثال: The wall paint is peeling رنگ دیوار پوسته پوسته شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

صدای غژغژ دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سوسو زدن ، کم و زیاد شدن نور و. . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کوفته قلقلی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

میوه گیاه بامیه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

میوه ای که وقت چیدنش رسیدهدباشه. با ripe اشتباه نگیرید. Ripe : رسیده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

خفن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

کسی رو پیچوندن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

پوز دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خلط بینی ، خِلمِش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لبریز ، چیزی که بیش از ظرفیت پر شده باشه. مثل ساندویچی که تا خرخره توش مواد ریخته باشن نشه بخوریش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به زن زندگی جمع کن و خونه دار و کدبانو می گن keeper. مثال: . My wife is a keeper زن من زن زندگیه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مخفف all right باشه ، خیلی خب. حله

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

گرایش جنسی نرمال به جنس مخالف در محاوره به معنای خوب ، ردیف. . مثال: ?You straight خوبی؟ ردیفی؟

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

رفیق ، داداش. مثال: ?What's up , dawg چه خبر رفیق؟

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ضربه کوفتگی I have a bump ضربه خوردم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خار مثال: I have a splinter خار رفته تو بدنم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ساعت ۶ صبح ، فلق ، سپیده دم. متضادش: dusk شش عصر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ساعت ۶ عصر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جوگیر شدن. مثال: I got carried away جوگیر شدم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

راه افتادم. تو راهم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

همین الان رسیدم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دست و پا چلفتی بودن ، این دست به اون دست بگه گ. ه نخور

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اهداف بلند در سر داشتن ، بلند پروازی کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تو دردسر افتادن معادل اصطلاح : in a pickle

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

وانت شاسی بلندمثل kmc

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به موتورهای ک. و. ن. گشادی دنده اتومات می گن. مثل موتورهای طرح کلیک و. . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تلفظ سریع a little bit of

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مخفف is this

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تلفط سریع you are in it

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

کفش بی پاشنه ( بیشتر زنانه )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خرد و خاکشیر شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

لب پر شدن. مثال: . the cup is chipped فنجون لب پر شده.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زبونتو گاز بگیر. ساکت باش ، این چه حرفیه؟

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عالی ، درجه یک ، نامبر وان ، بی حرف و حدیث