lit

/ˈlɪt//lɪt/

زمان گذشته و اسم مفعول فعل: light، مخفف: ادبیات، زمان گذشته فعل light، زمان گذشته ساده فعل light قسمت سوم فعل light
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اختصار ( abbreviation )
• : تعریف: abbreviation of "literature," writings such as dramas, poems, novels, essays, and stories, esp. those that have lasting artistic value.
( verb )
• : تعریف: a past tense and past participle of light
مشابه: alight
( verb )
• : تعریف: a past tense and past participle of light

جمله های نمونه

1. she lit a fire to reduce the chill
برای کاستن سرما آتش روشن کرد.

2. her face lit up at the sight of her child
با دیدن فرزندش چهره اش روشن تر شد.

3. the hall was lit with little electrics
تالار توسط لامپ های کوچک برقی روشن شده بود.

4. with his teeth he nipped the cigar's end and then lit it
با دندان ته سیگار برگ را کند و سپس آن را روشن کرد.

5. A sudden glare of headlights lit the driveway.
[ترجمه ترگمان]نور چراغ های جلوی اتومبیل را روشن کرد
[ترجمه گوگل]چراغهای ناگهانی چراغهای جلو راه ورودی را روشن می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. He ignored all the 'No Smoking' signs and lit up a cigarette.
[ترجمه ترگمان] همه علایئم سیگار کشیدن را نادیده گرفت و سیگاری آتش زد
|
[ترجمه ترگمان]همه علایم سیگار کشیدن را نادیده گرفت و سیگاری آتش زد
[ترجمه گوگل]او تمام نشانه های سیگاری را نادیده گرفت و سیگار را روشن کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Mother lit the gas and began to cook the dinner.
[ترجمه آمل خ] مادر بزرگ گاز را روشن کرد وبرای پختن شام شروع کرد
|
[ترجمه ###] مادر گاز را روشن کرد و برای درست کردن شام آماده شد
|
[ترجمه ترگمان]مادر گاز را روشن کرد و شروع به پخت شام کرد
[ترجمه گوگل]مادر گاز را روشن کرد و شام را شروع کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The pressure lamp lit up the tent.
[ترجمه ترگمان]چراغ فشار چادر را روشن کرد
[ترجمه گوگل]چراغ فشار چادر را روشن کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The speaker lit into the government for its tax bill.
[ترجمه ترگمان]سخنگو برای لایحه مالیات خود به دولت چراغ سبز نشان داد
[ترجمه گوگل]سخنران به لایحه مالیاتی خود به دولت روشن شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The room was lit by spotlights.
[ترجمه ترگمان]اتاق با نور spotlights روشن شده بود
[ترجمه گوگل]اتاق با چراغهای روشن روشن شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. They lit a torch and set fire to the chapel's thatch.
[ترجمه ترگمان]مشعلی را روشن کردند و به بام نمازخانه کلیسا شلیک کردند
[ترجمه گوگل]آنها یک مشعل را روشن کردند و آتش سوزی را به کلیسای کلیسا آتش زدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. He lit a cigarette and perched on the corner of the desk.
[ترجمه ترگمان]سیگاری روشن کرد و روی میز نشست
[ترجمه گوگل]او یک سیگار را روشن کرد و در گوشه میز قرار گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. He lit a cigarette and handed it to her.
[ترجمه ترگمان]سیگاری روشن کرد و به او داد
[ترجمه گوگل]او یک سیگار را روشن کرد و آن را به او داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Nowadays, houses are mostly lit by electricity.
[ترجمه ترگمان]این روزها خانه ها اغلب با برق روشن می شوند
[ترجمه گوگل]امروزه خانه ها بیشتر برق می گیرند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[ریاضیات] وصل

به انگلیسی

• illuminated, made light; aflame
metric unit of capacity
writings having lasting artistic value (i.e. poems, novels, essays, etc.); body of writing from a particular country (or time period, etc.); body of writing dealing with a certain subject; literary work; any printed material; profession of a writer

ارتباط محتوایی

معانی متفرقهزمان گذشته و اسم مفعول فعل: light، مخفف: ...بررسی کلمهاختصار ( abbreviation ) • : تعریف: abbreviation of "literature, " writings such as dramas, poem ...جمله های نمونه1. she lit a fire to reduce the chill برای کاستن سرما آتش روشن کرد. 2. her face lit up at the si ...بررسی تخصصی[ریاضیات] وصلانگلیسی به انگلیسیilluminated, made light; aflame metric unit of capacity writings having lasting artistic value ( i. e. ...
معنی lit، مفهوم lit، تعریف lit، معرفی lit، lit چیست، lit یعنی چی، lit یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف l، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف l، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف l
کلمه بعدی: lit a beacon
اشتباه تایپی: مهف
آوا: /لیت/
عکس lit : در گوگل
معنی lit

پیشنهاد کاربران

عالی - هیجان انگیز
خفن!
با حال
روشن، روشن شده
شگفت انگیز
. E. g
a detour that directs you through narrow, dimly lit streets
سوزاندن
مست یا نعشه، بر اثر مصرف زیاد مشروبات یا مواد مخدر
روشن کردن ( سیگار )
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما