اینجا room به معنی �اتاق� نیست؛ یعنی جا / فضای خالی در معده. اینجا leave هم به معنی �ترک کردن� نیست؛
در ترکیب leave room for یعنی :
● جای خالی نگه داشتن برای
● فضای خالی باقی گذاشتن برای
... [مشاهده متن کامل]
مثلاً:
Leave room for dessert.
= برای دسر جای خالی بگذار .
I left room for dessert.
= برای دسر جای خالی نگه داشتم .
Don't eat too much. Leave some room for cake.
= بیش از اندازه نخور ؛ برای کیک هم یک مقدار فضای خالی باقی بگذار.
در ترکیب leave room for یعنی :
● جای خالی نگه داشتن برای
● فضای خالی باقی گذاشتن برای
... [مشاهده متن کامل]
مثلاً:
= برای دسر جای خالی بگذار .
= برای دسر جای خالی نگه داشتم .
= بیش از اندازه نخور ؛ برای کیک هم یک مقدار فضای خالی باقی بگذار.
1 - واقعی: به معنای ایجاد فضای فیزیکی یا خالی برای چیزی یا کسی.
Leave room in your suitcase for souvenirs.
2 - استعاری: اجازه دادن برای انعطاف یا امکان تنظیمات یا تغییرات آینده.
Leave room for error in your calculations.
... [مشاهده متن کامل]
3 - اجتماعی: ایجاد فضای گفت وگو یا موقعیت برای مشارکت یا صحبت دیگران.
Leave room for others to share their opinions.
2 - استعاری: اجازه دادن برای انعطاف یا امکان تنظیمات یا تغییرات آینده.
... [مشاهده متن کامل]
3 - اجتماعی: ایجاد فضای گفت وگو یا موقعیت برای مشارکت یا صحبت دیگران.
جا داشتن
در مورد غذا خوردن به معنی میل داشتن
مثال:
?Did you leave any room for dessert
واسه دسر هم جا گذاشتی؟ ( دسر میل داری )
در مورد غذا خوردن به معنی میل داشتن
مثال:
واسه دسر هم جا گذاشتی؟ ( دسر میل داری )
جا باز کردن
جا برای . . . باقی گذاشتن
leave room for / to
فضا برای چیزی باقی گذاشتن
خالی نگه داشتن جا