پیشنهادهای مالک میرزائی (١,٠٨٠)
شوخی توالتی شوخی های چندش اور و بی مزه ای که با استفاده از کلمات و حرکات توالتی انجام شود.
تناقض ، پارادوکس ( در معنای واقعی خودش ، نه تناقض نما )
شبه تناقض ، استدلال سفسطه آمیز
تناقض نما در تناقض نما ( بر خلاف تناقض ) گزارهایی در ظاهر پوچ ( Absurd ) است، اما اثبات میشود که حقیقت دارد.
زاد و ولد کردن The younger male has finally earned his right to breed نر جوان تر در نهایت حق زاد و ولدش را بدست اورد.
کناره گیری کردن
مغلوب ، شکست خورده
ظاهر شدن ، آشکار شدن
جوانی ، قدرت جوانی
به مبارزه طلبیدن He is ready to take on the boss او آماده است تا رییس را به مبارزه بطلبد
اینه. .
همیشه He looks stronger than ever او از همیشه قوی تر به نظر می رسد.
چمنزار. عفزار
مزیت. ، برتری ، توفق
غرور و تکبر He has serious swagger او تکبر شدیدی دارد
نزول کردن ، پایین امدن Brown bears down from the mountains at spring خرس های قهوه ای در بهار از کوه ها پایین می آیند.
جفت ، جفت گیری کردن ( در حیوانات )
ظرفی بین قابلمه و ماهیتابه ، گرد و نیمکره ای . در گویش محلی استان گلستان بهش می گن غازان. در استان گلستان برای پختن غذای محلی چکدرمه استفاده می شود
ستردن ، زدودن
گوشی پزشکی
ادای احترام کردن با دست ، احترام نطامی
قول انگشتی قول دادن بچگانه که با قفل کردن انگشتان کوچک انجام می شه. مورد مشابه: Pinky swear قسم انگشتی
باله ماهی و. . .
تسمه نقاله توی فرودگاه ها و اماکن امنیتی که برلی چک کردن چمدان ها و بار و بنه مسافران استفاده می شود
راهرو برقی
جمع die Die تاس Dice تاس ها معنی دیگر : ریز کردن
خرد خرد کردن ، شبیه چرخ کردن
اونی که تو آشپزی شبیه کفگیره اما کفگیر نیست. من که اخرش نفهمیدم کاربردش چیه
پاک کردن ، دستمال کردن مثل پاک کردن آینه با دستمال
پف دادن بالش
سال کبیسه سال خورشیدی که اسفند ماه آن ۳۰ روزه است.
وقت تمومه
به مرور زمان
خیلی سریع
مکررا
همزمان
بعضی وقتا
سر بزنگاه ، لحظه اخر ، دقیقه نود
زودتر از موقع
گرفتگی عضلات
گند زدن فعل خودمونی تر make a mistake
رد کرد ن و نپذیرفتن ، دست رد به چیزی زدن
با عقل جور در اومدن حالت خودمونی ترش می شه: add up
با عقل جور در اومدن حالت خودمونی تر make sense
= invite on a date
نرده پلکان
طاقچه پنجره
فقط به معنی عر عر کردن به کار نمی ره. برای صدای پستانداران گیاهخوار بزرگ دیگه هم به کار می ره.
سوزش ، التهاب