add up


1- سرجمع کردن، به هم افزودن 2- درست درآمدن

بررسی کلمه

عبارت ( phrase )
• : تعریف: to bring one to a logical conclusion; to make sense.

- The detective lamented that the clues simply did not add up.
[ترجمه نازی] کارآگاه اظهار تأسف کرد که سرنخ ها واقعا ما را به نتیجه ای منطقی نمی رسانند
|
[ترجمه ترگمان] بازرس اظهار تاسف کرد که سرنخ ها هم به سادگی آن را جمع و جور نکرده است
[ترجمه گوگل] کارآگاه تردید کرد که سرنخ ها به سادگی اضافه نشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- His quitting at this time just doesn't add up.
[ترجمه نازی] استعفای او در این زمان اصلا منطقی نیست.
|
[ترجمه ترگمان] او در این زمان از کارش دست می کشد، فقط اضافه نمی کند
[ترجمه گوگل] ترک او در این زمان فقط نمی کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. Add up the numbers in each column.
[ترجمه ترگمان]اعداد را در هر ستون اضافه کنید
[ترجمه گوگل]اعداد را در هر ستون اضافه کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Five and eleven add up to sixteen.
[ترجمه س] پنج و یازده با هم سرجمع شانزده میشوند
|
[ترجمه ترگمان]ساعت پنج و یازده به شانزده می رسد
[ترجمه گوگل]پنج و یازده تا شانزده
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Let's add up the pros and cons.
[ترجمه ترگمان]بیایید مزایا و معایب خود را اضافه کنیم
[ترجمه گوگل]بیایید مزایا و معایب را اضافه کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Can you add up this column of figures?
[ترجمه ترگمان]می توانید این ستون از اعداد را اضافه کنید؟
[ترجمه گوگل]آیا می توانید این ستون ارقام را اضافه کنید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The various building programmes add up to several thousand new homes.
[ترجمه ترگمان]برنامه های مختلف ساختمان به چندین هزار خانه جدید افزوده می شود
[ترجمه گوگل]برنامه های مختلف ساختمان به چند هزار خانه جدید اضافه می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. For a hit show, profits can add up to millions of dollars.
[ترجمه ترگمان]برای یک نمایش قابل توجه، سود می تواند به میلیون ها دلار برسد
[ترجمه گوگل]برای نشان دادن ضربه، سود می تواند به میلیون ها دلار اضافه شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Save a small amount each month; it'll soon add up.
[ترجمه ترگمان]هر ماه مقدار کمی پس انداز کنید؛ به زودی آن را جمع خواهد کرد
[ترجمه گوگل]صرفه جویی در مقدار کمی در هر ماه؛ آن را به زودی اضافه کردن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. These clues don't really add up to very much .
[ترجمه ترگمان]این نشانه ها واقعا به چیزهای زیادی اضافه نمی کنند
[ترجمه گوگل]این سرنخ ها واقعا خیلی زیاد نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The numbers add up to exactly 100.
[ترجمه ترگمان]اعداد به دقیقا ۱۰۰ عدد اضافه شده هستند
[ترجمه گوگل]اعداد به 100 دقیق اضافه می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The figures add up to 450.
[ترجمه ترگمان]این ارقام به ۴۵۰ نفر می رسد
[ترجمه گوگل]این ارقام به 450 میرسد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Their proposals do not add up to any real help for the poor.
[ترجمه ترگمان]پیشنهادهای آن ها به هیچ کمک واقعی به فقرا نمی رسد
[ترجمه گوگل]پیشنهادات آنها به هیچ یک از کمک های واقعی برای فقرا کمک نمی کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Rising prison population and overcrowding add up to a real crisis.
[ترجمه ترگمان]افزایش جمعیت زندان ها و ازدحام بیش از حد به بحران واقعی
[ترجمه گوگل]افزایش جمعیت زندانی و اضافه شدن جمعیت به یک بحران واقعی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Let's just add up these figures quickly.
[ترجمه ترگمان]بیایید این آمار را به سرعت اضافه کنیم
[ترجمه گوگل]اجازه دهید فقط این ارقام را به سرعت اضافه کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Add up the bills for each month. Take this away from the income.
[ترجمه ترگمان]قبض ها را برای هر ماه اضافه کنید این را از درآمد بردارید
[ترجمه گوگل]برای هر ماه اضافه کردن صورتحساب این را از درآمد دور کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. I needed to use a calculator to add up the bill.
[ترجمه ترگمان]من احتیاج داشتم یک ماشین حساب استفاده کنم تا این لایحه را اضافه کنم
[ترجمه گوگل]من نیاز به استفاده از یک ماشین حساب برای اضافه کردن این لایحه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[ریاضیات] جمع کردن

به انگلیسی

• have a sum of, sum up; make sense, form an understandable conclusion

پیشنهاد کاربران

مساوی شدن با
در oxford : معقول و منطقی به نظر رسیدن
. Add up: to become more and more

تطابق داشتن، مطابقت داشتن، مطابق بودن، همخوانی داشتن، هماهنگ بودن
جمع زدن
محاسبه مجموع ( کل ) چند عدد
مقبول بودن، مطابق بودن ، معقول بودن
* Trevor Noah talking about donald trump :
His story about why he killed soleimani isn't adding up
( Trevor Noah )
داستان ترامپ درباره اینکه چرا سلیمانی را کشت معقول بنظر نمیرسه ( مطابقت نداره و گویا درست نیست این حرف )

*پس میشه درست بنظر رسیدن و معقول بنظر رسیدن معنا کرد add up رو
جور بودن
بیشتر و بیشتر
فزونی یافتن، افزون شدن
درست و جور در آمدن
با عقل جور در آمدن

It doesn't add up
با عقل جور در نمیاد
تلبار کردن
افزودن به قبلیا
روی هم جمع شدن
=“It doesn’t add up” =“It doesn’t make sense”
or “Something is not
correct or
true in this situation”
اضافه کردن
It doesn't add up

با عقل جور درنمیاد ( منطقی بنظر نمیرسه )
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما