big deal


(عامیانه) 1- آدم مهم، آدم کله گنده، (چیز یا کار) مهم 2- (حرف ندا حاکی از تحسین یا شادی یا تمسخر) ای بابا!، دیگه چی ؟، یعنی میگی چه کنم ؟

جمله های نمونه

1. I acted like it wasn't a big deal, when really it was breaking my heart.
[ترجمه فرحناز] من جورى رفتار کردم انگار اتفاقی نیافتاده زمانی که او واقعا قلبم را شکست
|
[ترجمه ناصر] من جورى رفتار کردم انگار اتفاقی نیافتاده در حالی که این موضوع واقعا داشت دلمو می شکست
|
[ترجمه ترگمان]من طوری رفتار کردم که انگار موضوع مهمی نبود، وقتی واقعا قلبم می شکست
[ترجمه گوگل]من این کار را دوست داشتم، یک معامله بزرگ نبود، زمانی که واقعا قلبم را شکست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. No big deal. I'll ask John to play.
[ترجمه زهرا] مشکلی نیست !از جان میخواهم بازی کند
|
[ترجمه ترگمان] چیز مهمی نیست از جان می خواهم بازی کند
[ترجمه گوگل]بدون معامله بزرگ من از جان می خواهم بازی کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. It's just a game. If you lose, big deal.
[ترجمه زهرا] این فقط یک بازی است اگر باختید مشکلی نیست
|
[ترجمه ترگمان]فقط یه بازیه اگر باختی، معامله بزرگی است
[ترجمه گوگل]این فقط یک بازی است اگر شما از دست دادن، معامله بزرگ
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. They're making a big deal about it.
[ترجمه ترگمان]دارن یه معامله بزرگ می کنن
[ترجمه گوگل]آنها یک معامله بزرگ در مورد آن انجام می دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. I know I'm probably making a big deal out of nothing, but I'm worried about you.
[ترجمه ترگمان]می دونم که احتمالا یه مقدار زیادی از هیچی درست می کنم، اما نگران تو هستم
[ترجمه گوگل]من می دانم احتمالا یک معامله بزرگ را از هیچ چیز انجام نمی دهم، اما من در مورد شما نگران هستم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Our firm lost out on this big deal.
[ترجمه ترگمان]شرکت ما در این معامله بزرگ از دست رفت
[ترجمه گوگل]شرکت ما در این معامله بزرگ از دست داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. What's the big deal?
[ترجمه ترگمان]مشکل چیه؟
[ترجمه گوگل]معامله بزرگ چیست؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. So they live in a mansion Big deal!
[ترجمه ترگمان]پس آن ها در یک خانه بزرگ زندگی می کنند!
[ترجمه گوگل]بنابراین آنها در عمارت بزرگ زندگی می کنند معامله!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The Joneses make a big deal out of being "different".
[ترجمه ترگمان]The از اینکه \"متفاوت\" هستند، معامله بزرگی انجام می دهند
[ترجمه گوگل]جونز یک معامله بزرگ را از 'متفاوت' می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. What's the big deal? It's only a birthday, not the end of the world.
[ترجمه ترگمان]مشکل چیه؟ فقط یک تولد است، نه پایان دنیا
[ترجمه گوگل]معامله بزرگ چیست؟ این تنها یک روز تولد است، نه پایان جهان
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. It was no big deal.
[ترجمه ترگمان] چیز مهمی نبود
[ترجمه گوگل]این معامله بزرگ نبود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. It's no big deal . Everybody forgets things sometimes.
[ترجمه ترگمان]چیز مهمی نیست بعضی وقت ها همه چیز را فراموش می کنند
[ترجمه گوگل]این معامله بزرگ نیست همه چیز گاهی اوقات را فراموش می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. So he earns more than me. Big deal!
[ترجمه ترگمان] پس اون بیشتر از من پول در میاره! معامله بزرگی بود
[ترجمه گوگل]بنابراین او بیشتر از من درآمد دارد معامله بزرگ!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. It's no big deal.
[ترجمه ترگمان]چیز مهمی نیست
[ترجمه گوگل]این معامله بزرگ نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. This audition is a big deal for Joey.
[ترجمه ترگمان]این تست برا جویی خیلی مهمه
[ترجمه گوگل]این آزمایشی یک معامله بزرگ برای جوی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• major issue; so what
you say `big deal' to express your opinion that something is unimportant, uninteresting, or not surprising; an informal expression.
you use big deal in informal expressions which indicate how important or unimportant someone thinks something is.

پیشنهاد کاربران

( عامیانه، طعنه آمیز ) زحمت کشیدی، خسته نباشی.
مثال:
A ) I got an A on my chemistry test.
B ) Big deal, since it was so easy.
ایول
چیز مهم
معمولی ترین ترجمه میشه یه چیز مهم

I can walk 10miles everyday
Big deal!!! I run 13
ولی مثلا در جمله ی دوم مثال بالا منظور تعریف و تمجید نیست بلکه گفته تو کار خاصی نکردی
inf. something that is considered important or consequential
بهترین معنی :مگه چیه
( چیز/ کار ) مهم

Websters:👇👇👇
something that is very important.

Eg: So I'm late. �What's the big deal? [=why is that important?]
خب من دیر کردم. خب دیر کن. مگه چه ایرادی داره؟
کم اهمیت جلوه دادن کاری، ناچیز شمردن - - عمدتا به معنای این است وقتی کسی کاری انجام می دهد یا چیزی می گوید می گوییم مهم نیست. شاید دقیق تر توی این جمله باشه وقتی می گوییم �مگه چکار کردی، کاری نکردی که�
عامیانه:
شاخ غول رو که نشکوندی
کوه که نکندی
شق القمر که نکردی

موضوع مهم و جدی
کار شاق ، مهم ، خاص انجام دادن
مثلا در جملهی زیر
To me, it was a pretty big deal
منظور اینه که:
به نظر من این یه چیز ( موفقیت ) خیلی مهم و ارزشمنده😉
این کلمه به معنای ( هنرکردی ) هم به کارمیره

هنر کردی!
هنر کردی، اهمیتی نداره
خب که چی؟
کار بزرگی نکردی
اتفاق مهم. واقعه حائز اهمیت
به نقل از هزاره:
[محاوره، به شوخی]
فوق العاده است!
شق القمر کرده اند!
کُشتی خودتو ( برای طعنه و کوچک شمردن کار )
هنر کردی
مگه چیه
این که چیزی نیست
It wasn’t a big deal, I used to live with bears in the wilderness
آفرین محمد نوری
بهترین ترجمه بود
طوری نیست
هنر کردی!! ( در وضعیت طعنه آمیز )
معنی : خپ که چی؟
نشونه اینه که اصلا چیز یا کار مهمی نیس
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما