snort

/ˈsnɔːrt//snɔːt/

معنی: خر خر، خرناس، خروپف، جرعه مشروب، زفیر کشیدن، خروپف کردن، خرناس کشیدن، خرناس کش
معانی دیگر: (ناگهان و بافشار و صدا) هوا از بینی خارج کردن، (مانند الاغ یا خرس) نفیر کشیدن، فین کردن، بردمیدن، صفیر کشیدن، (با بیرون دادن هوا از بینی) بی صبری یا خشم (و غیره) نشان دادن، فین کنان گفتن، باد در دماغ انداختن، بردمش، صفیر بینی، نفیر بینی، صدای خارج شدن باد از بینی با فشار، (مشروب الکلی) لاجرعه خوردن، سرکشیدن، غریدن

بررسی کلمه

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: snorts, snorting, snorted
(1) تعریف: to breathe noisily and roughly by forcefully pushing air through the nose.

(2) تعریف: to utter a sudden, harsh sound to express annoyance, scorn, contempt, or the like.

- She snorted in disgust.
[ترجمه ترگمان] او با نفرت خرناس کشید
[ترجمه گوگل] او عصبانی شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: (slang) to ingest a drug by sniffing.
فعل گذرا ( transitive verb )
(1) تعریف: to utter or express with a harsh, loud sound or snort.

- He snorted a contemptuous reply.
[ترجمه ترگمان] او با لحنی تحقیر آمیز گفت:
[ترجمه گوگل] او پاسخی تحقیر آمیز را فریاد زد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: (slang) to ingest (a drug) by sniffing.
اسم ( noun )
مشتقات: snortingly (adv.), snorter (n.)
(1) تعریف: a loud, rough sound produced by forcing air violently through the nose.

(2) تعریف: a sound that is similar to this.

- the snort and sputter of the outboard motor
[ترجمه ترگمان] خرناس و sputter موتور خارجی را بیرون می آورد
[ترجمه گوگل] snort و اسپری موتور قایقرانی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: (slang) a swallow or drink of alcoholic liquor.
مشابه: nip

جمله های نمونه

1. She could not conceal a snort of laughter.
[ترجمه ترگمان]اما نتوانست جلوی خنده خود را بگیرد
[ترجمه گوگل]او نمی توانست یک خنده از خنده را پنهان کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He gave a snort of contempt.
[ترجمه ترگمان]او خرناسی کشید
[ترجمه گوگل]او یک تحریک تحقیر آمیز کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He gave a snort of disgust.
[ترجمه ترگمان]او خرناسی کشید
[ترجمه گوگل]او یک نفر از انزجار را گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He gave a snort of derision.
[ترجمه ترگمان]او چشمکی زد و گفت:
[ترجمه گوگل]او یک فریاد زد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. I could hear the snort and stamp of a horse.
[ترجمه ترگمان]می توانستم صدای خرناس کشیدن یک اسب را بشنوم
[ترجمه گوگل]من می توانستم خربزه و تمبر اسب را بشنوم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. He turned away with a snort.
[ترجمه ترگمان]با غرولند دور شد
[ترجمه گوگل]او با یک خرگوش دور شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. She gave an undignified little snort.
[ترجمه ترگمان]او با غرولند کوتاهی گفت:
[ترجمه گوگل]او کمی صبحگاه کمی تحقیر کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The soldier woke up with a snort; his head jerked up and he looked at us inquiringly.
[ترجمه ترگمان]سرباز از خواب پرید، سرش به تندی بلند شد و با نگاهی پرس نده به ما نگاه کرد
[ترجمه گوگل]سرباز با یک خرگوش بیدار شد سرش زد و نگاهی به ما کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Snort, dance, bonk, snort some more - bloody good value, old Henry.
[ترجمه ترگمان]، Snort، رقص، bonk و یه خورده ارزش دیگه ای داشته باش، هنری پیر
[ترجمه گوگل]Snort، رقص، bonk، برخی از چیزهای دیگر - ارزش خوب خونین، Henry قدیمی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. I took another snort and offered it to him.
[ترجمه ترگمان]یک خرناس دیگر برداشتم و آن را به او دادم
[ترجمه گوگل]من یکی دیگر از غذا خوردن را گرفتم و آن را به او دادم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. He gave a royal snort, either of disappointment or relief, and snapped his fingers for another round of wine.
[ترجمه ترگمان]او یک خرناس شاهانه گرفت، یا از ناامیدی یا آسایش، و انگشتانش را برای یک دور دیگر شراب شکست
[ترجمه گوگل]او یک نوشیدنی سلطنتی، یا ناامیدی و یا تسکین داد، و انگشتانش را برای دور دیگری از شراب فرو برد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The hooves slammed out and with a snort of terror it hurtled off up the path followed by the others.
[ترجمه ترگمان]صدای سم به گوش رسید و با غرشی از وحشت از جاده خارج شد و به دنبال بقیه راه افتاد
[ترجمه گوگل]کوچه ها از بین رفته و با ترس از ترور، راه را دنبال می کنند و دیگران آن را می بندند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Sprinkleroom, I whispered, with a reverent snort.
[ترجمه ترگمان]زیر لب گفتم: Sprinkleroom
[ترجمه گوگل]اسفنکورولا، من با عصبانیت آرزو، سرش را زمزمه کردم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Wexford's reply was an ill-tempered snort.
[ترجمه ترگمان]جواب Wexford یک خرناس زشت بود
[ترجمه گوگل]پاسخ وکسفورد ناهار خشن بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

خر خر (اسم)
rattle, sniff, snort

خرناس (اسم)
snore, snort, sniffing, snorting, snoring

خروپف (اسم)
snore, snort

جرعه مشروب (اسم)
snort

زفیر کشیدن (فعل)
snort

خروپف کردن (فعل)
snore, snort

خرناس کشیدن (فعل)
roar, snore, snort

خرناس کش (فعل)
sniff, snore, snort

به انگلیسی

• loud sound made by forcing air through the nostrils; sound similar to a snort; shot, quick drink of liquor (slang); dose of cocaine or heroin that is inhaled (slang)
make a harsh grunting sound by forcing air through the nostrils; grunt in contempt or irritation; inhale cocaine or heroin (slang)
when people or animals snort, they breathe air noisily out through their noses. people snort in order to express disapproval or amusement. verb here but can also be used a count noun. e.g. clarissa gave a snort of disgust.
to snort a drug, such as cocaine, means to breathe it in quickly through one nostril.

پیشنهاد کاربران

یکی از معروف ترین سیستم های تشخیص نفوذ ( در بحث امنیت شبکه )
( باد را با خنده و خشم از دماغ بیرون دادن به نشانه ی تمسخر، ناراحتی و یا کم اهمیت جلوه دادن ) پوزخند زدن از روی خشم و یا تمسخر و تحقیر
شیهه
استنشاق کردن
به عنوان مثال، to snort coke یعنی استنشاق کردن کوکائین. به این صورت است که با کاغذی لوله ای، پودر کوکائین را به داخل بینی می کشند.
۱. خرناس کردن - شیهه کردن - صفیر کشیدن ( خوک - اسب - . . . )
۲. در رابطه با انسان بکار میره وقتی یکی بطور عادی نمیخنده و بین خنده صداش قطع و وصل میشه ( خنده خوکی )
۳. با خشم ادا کردن

مثلا
"never!"
snorted sarah
سارا با خشم بسیار و نفس نفس زنان داد زد : هرگز
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما