تاریخ
٣ ماه پیش
متن
Engrossed in his book he forgot the time.
دیدگاه
٠

او که غرق در کتابش شده بود زمان را فراموش کرد . ( زمان از دستش در رفته بود )

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
Inhibition in adulthood seems to be very clearly a reflection of a person's experiences as a child.
دیدگاه
١

به نظر می رسد کم رویی در بزرگسالی به وضوح بازتابی از تجربیات یک فرد در دوران کودکی باشد.

تاریخ
٤ ماه پیش
متن
They are less sanguine about the prospects for peace.
دیدگاه
٠

آنها درمورد احتمال ( وقوع ) صلح کمتر امیدوار هستند.

تاریخ
٤ ماه پیش
متن
He felt a pricking sensation in his throat.
دیدگاه
٠

او حس سوزشی را در گلویش احساس کرد .

تاریخ
٤ ماه پیش
متن
Only the whir of the air conditioner broke the silence in the office.
دیدگاه
٠

تنها صدای ( دستگاه ) تهیه ی هوا سکوت دفتر را درهم شکست.

تاریخ
٤ ماه پیش
متن
Do you think violence is symptomatic of our times?
دیدگاه
٠

آیا فکر میکنید خشونت نشانه ی دوران ما است؟ ( یعنی چیزی که باهاش این دوره رو به یاد میارن )

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
They took the emergency in their stride.
دیدگاه
٠

آنها با آرامش اقدامات اورژانسی را انجام دادند .

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
a loose, easy stride
دیدگاه
٠

یک شلوار گشاد و راحت .

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
Though the audience didn't like his speech and spoke ill of him, Senator Tomson was still in impassivity.
دیدگاه
٠

اگرچه حضار سخنرانی او را دوست نداشتند و درباره او بد گفتند، سناتور تامسون همچنان خونسرد بود.

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
Don't crumple my clothes!
دیدگاه
٠

لباس هایم را چروک نکن !

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
The sleaze factor was the major reason for his electoral defeat.
دیدگاه
٠

عامل سستی دلیل اصلی شکست او در انتخابات بود.

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
It was very perspicacious of you to find the cause of the trouble so quickly.
دیدگاه
٠

این از ذکاوت شما بود که خیلی سریع علت مشکل را فهمیدید.

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
He disdains toady to his boss.
دیدگاه
٠

او از چاپلوسی کردن برای رئیسش بیزار است.

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
Flattery is his stock in trade.
دیدگاه
٠

چاپلوسی شگرد او در تجارت است .

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
Don't be so pedantic - does it really matter if I don't pronounce it right?
دیدگاه
٠

اینقدر سختگیر نباش . واقعا انقدر مهمه اگه من اینو درست تلفظ نکنم؟

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
We looked down from a giddy height.
دیدگاه
٠

از ارتفاعی سرگیجه آور به پایین نگاه کردیم .

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
Don't blubber like a baby!
دیدگاه
٠

مثل بچه گریه زاری نکن !

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
The fear of ridicule is a very effective sanction.
دیدگاه
٠

ترس از تمسخر یک بازدارنده ی بسیار موثر است .

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
He's a bit cocky for my liking.
دیدگاه
٠

be sth for someone’s liking یک اصطلاح هست . در اینجا به معنی :او زیادی مغرور است و من از او خوشم نمی آید.

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
Her modesty is all put on; at heart she is very vain.
دیدگاه
٠

تواضع او ظاهری است ؛او در باطن بسیار مغرور است.

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
The company's financial problems were only a temporary reversal.
دیدگاه
٠

مشکلات مالی شرکت صرفا یک بدبیاری موقتی بودند .

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
Few words to the wise suffice.
دیدگاه
٠

عاقلان را یک اشارت بس بود . عاقل را اشارتی بس است

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
The first frost is a precursor of winter.
دیدگاه
٠

اولین یخبندان پیام آور زمستان است .

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
I'm ravenous - where's supper?
دیدگاه
٠

گرسنه ام ، کو شام؟ ( شام کجاست )

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
I can scour the local rags!
دیدگاه
٠

می توانم آن روزنامه های محلی را بررسی کنم!

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
Are you still looking for a lodger?
دیدگاه
٠

ایا هنوز داری دنبال مستاجر میگردی؟

تاریخ
٨ ماه پیش
متن
By 6 o'clock after a busy day I'm at the end of my tether.
دیدگاه
١

ساعت ۶بعد از یک روز پرمشغله جانم به لب میرسد. ( صبرم تمام میشود )

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
The tall dark girl came to see Doctor Reefy because she was in the family way and had become frightened.
دیدگاه
٠

دختر قدبلند تیره ( رنگ پوست ) به دکتر رفت برای دیدن دکتر Reefy ، چون باردار بود و ترسیده بود

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
She has been in the family way again.
دیدگاه
١

او دوباره باردار است

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
He had put a girl in the family way.
دیدگاه
١

او دختری را باردار کرد.

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
She is now in the family way.
دیدگاه
١

او الان باردار است

تاریخ
١ سال پیش
متن
the rake of a roof
دیدگاه
٠

کجی یک سقف

تاریخ
١ سال پیش
متن
Lack of sanitation is a contributor to ill health.
دیدگاه
١

عدم بهداشت ( یک ) عامل بیماری است .

تاریخ
١ سال پیش
متن
I dub thee Sir Lancelot.
دیدگاه
١

من تو را “sir Lancelot”می نامم. ( این لقب را اعطا میکنم )

تاریخ
١ سال پیش
متن
They breed fish in the reservoir.
دیدگاه
٠

آنها در دریاچه ی پشت سد ماهی پرورش می دهند .

تاریخ
١ سال پیش
متن
He enjoyed being in the limelight.
دیدگاه
٢

او از کانون توجه بودن لذت می برد.

تاریخ
١ سال پیش
متن
His election is a sure thing.
دیدگاه
٠

انتخاب ( شدن ) او قطعی است .

تاریخ
١ سال پیش
متن
In any case, he is a friend of mine.
دیدگاه
٠

به هر حال او دوست من است.

تاریخ
١ سال پیش
متن
My memory was at fault.
دیدگاه
٠

تقصیر حافظه ام بود

تاریخ
١ سال پیش
متن
The French team won hands down.
دیدگاه
٠

گروه فرانسوی به راحتی برنده شده.

تاریخ
١ سال پیش
متن
The root of the problem lies in his childhood.
دیدگاه
٣

ریشه ی این مشکل در دوران کودکی اش است.

تاریخ
١ سال پیش
متن
His volatile temper put everyone on edge.
دیدگاه

خلق و خوی بی ثبات او همه را عصبانی کرد . ( آزرده کرد )

تاریخ
١ سال پیش
متن
desert tracts
دیدگاه
٠

ناحیه های بیابانی

تاریخ
١ سال پیش
متن
Would it be too much of an imposition to ask you to pick my parents up from the airport?
دیدگاه
٢

آیا درخواست زیادی است که از شما بخواهم دنبال والدینم در فردودگاه بروید؟

تاریخ
١ سال پیش
متن
News of his arrest caused a sensation.
دیدگاه
٠

خبر دستگیری او موجب جوش و خروشی شد.

تاریخ
١ سال پیش
متن
His bad manners earned him a sharp rebuke.
دیدگاه
٠

رفتار های بد او موجب سرزنش شدیدش شد. ( به خاطر رفتار های بدش شدیدا سرزنش شد )

تاریخ
١ سال پیش
متن
They received a public rebuke from the prime minister for their handling of the matter.
دیدگاه
٠

نخست وزیر آنها را به خاطر رسیدگی به موضوع مورد سرزنش قرار داد. ( سرزنش کرد )

تاریخ
١ سال پیش
متن
His mother is quite unassuming and down-to-earth, but his father is rather pompous.
دیدگاه
٠

مادرش کاملا بی ادعا و متواضع است اما پدرش خودنما است ( پر کبکبه و دبدبه )

تاریخ
١ سال پیش
متن
There are several English teachers at the school, but Jeanne continues to plough a lonely furrow, teaching French and German.
دیدگاه
٢

چندین معلم انگلیسی در مدرسه وجود دارند ، اما Jeanne به تنهایی فرانسه و آلمانی را تدریس میکرد. ( تنهازحمت میکشید )

تاریخ
١ سال پیش
متن
The old man had deep furrows in his brow.
دیدگاه
٠

پیرمرد چروک های عمیقی روی پیشانی اش داشت.