تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

این عبارات با هم معادل هستند : could use could do with have use for همگی به معنی :نیاز داشتن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این عبارات با هم معادل هستند : could use could do with have use for همگی به معنی :نیاز داشتن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

نیاز داشتن ، استفاده داشتن متضاد آن : have no use for

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

این عبارات با هم معادل هستند : could use could do with have use for همگی به معنی :نیاز داشتن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

با این دو عبارت مترادف هست let alone much less

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد

این اصطلاحات باهم هم معنی هستند : take my advice take my word for it take it from me همه به معنای: از من بشنو، از من به تو نصیحت، به حرفم گوش کن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد

این اصطلاحات باهم هم معنی هستند : take my advice take my word for it take it from me همه به معنای: از من بشنو، از من به تو نصیحت، به حرفم گوش کن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این اصطلاحات باهم هم معنی هستند : take my advice take my word for it take it from me همه به معنای: از من بشنو، از من به تو نصیحت

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( فرد ) آشفته ، سردرگم ( صدا ) نامفهوم و غیر قابل درک نامنسجم، گسیخته، ناپیوسته، غیرمنطقی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ulcer

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( قدیمی ) همانا که

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( درمورد فیلم ) دو سانسه

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گاه به گاه ، هر از گاهی ، چند وقت یکبار ، تک و توک ، نا پیوسته ، منقطع ، فاصله دار

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جیب خود را پر کردن ( در مواردی که فرصتش پیش اومده )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

۱ - فردی را غرق ( نامه ، کار، پیشنهاد و… ) کردن ۲ - زیر آب بردن ، غرق آب کردن یک کلمه ی رسمی هست ( formal ) منبع :کتاب ۱۱۰۰کلمه

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

سه کلمه ی مشابه که نباید اشتباه گرفته شوند hostel : مسافرخانه hustle : کلاهبرداری ، فشار ( دادن ) hostile : دشمن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

سه کلمه ی مشابه که نباید اشتباه گرفته شوند hostel : مسافرخانه hustle : کلاهبرداری ، فشار ( دادن ) hostile : دشمن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

سه کلمه ی مشابه که نباید اشتباه گرفته شوند hostel : مسافرخانه hustle : کلاهبرداری ، فشار ( دادن ) hostile : دشمن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

parenthetical informs اطلاعات درون پرانتز

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بدگویی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

اوتیسمی ( یک نوع بیماری هست )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

تصادفی، اتفاقی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ملامت شدن Because of her repeated lateness, Betty’s boss called her on the carpet به خاطر دیرکردن های مکرر ، رئیسِ بِتی او را سرزنش کرد /مورد بازخو ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( لبخند ) سرد

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ضرر غیر منتظره

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوعی سگ برای نگهبانی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تفنگ بی لگد ، تفنگ بی تکانه

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این دستگاه 👇🏻

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

آزمون شنیداری ( listening ) که علاوه بر مکالمه ای که صورت می گیرد ، صداهای اضافی دیگری هم در پشت زمینه وجود دارد

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ظرافت ، مهارت

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سالوارسان ( به انگلیسی: Salvarsan ) یک داروی شیمیایی است که در اوایل دهه ی ۱۹۱۰ توسط پاول ارلیش به کار گرفته شد. این دارو اولین ابزار برای درمان بیم ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برازنده

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روابط اجتماعی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

loathe فعل هست he loathes going to work loath اسم هست i was loath to take the job

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

loathe فعل هست he loathes going to work loath اسم هست i was loath to take the job

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

To demolish somebody تخریب کردن /کوبیدنِ ( شخصیت ) کسی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

در درجه ی اول

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بیرون زدن ، بیرون دادن ، ( اگر سریع باشد ) فوران کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

bracket

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آدم دو آتشه ، آدم خشک اندیش، فرد متحجّر

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

پلی که بر روی دره زده میشود ( اکثرا به صورت قوسی هستند )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٣

موهبت ، امتیاز ، حُسن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تَلَکه

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( اپرا، تئاتر، نمایش و . . ) مدیر اجرایی، گرداننده

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پرهیزگارانه

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خوشمزه

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٣

با کلمه ی startling به معنی شگفت انگیز اشتباه گرفته نشود ( تفاوت دو کلمه در حرف t هست )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

نوعی پرنده

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( موضوع، بحث، باور و … ) محکم مثلا : an impregnable belief an impregnable argument

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مستهجن ، خشن سوال کنکور ارشد ۹۶