پیشنهادهای فربد حمیدیان (٧٤٩)
حظ بردن محظوظ شدن
گمراه کننده
devastating
به اقرارِ خود آشکارا به وضوح به صراحت ( منبع: فرهنگ معاصر هزاره )
( مجازاً ) تنگنا، باتلاق، منجلاب
خاک و خُل گرد و غبار
صلابت متانت قابلیت اعتماد قرص و محکمی ( منبع: فرهنگ معاصر هزاره )
همفکر هم مرام هم مسلک
نشاط تازه نفسی سرحال بودن
معصومیت بی تجربگی، خامی حرف ساده لوحانه، کار بچّگانه، رفتار کودکانه ( منبع: فرهنگ هزاره ) ساده نگری ( منبع: کتاب "ایدئولوژی زیبایی شناسی"، تِری ...
[ذهن، افکار، حافظه] مختل کردن [مسائل و غیره] در هم آمیختن، قاتی کردن ( منبع: فرهنگ معاصر هزاره )
The whiter the wall, the quicker it succumbs to dirt دیوار هر چقدر سفیدتر، تسلیم شدنش در برابر کثیفی، سریعتر
فرهنگ معاصر هزاره: [نقشه و غیره] تنظیم، تدوین، پی ریزی، طرح ریزی، صورت بندی دستور ساخت، دستور عمل، فرمول
تجدید عهد با. . . دیدار تازه با. . . ( منبع: فرهنگ معاصر هزاره )
تجدید عهد دیدار تازه ( منبع: فرهنگ معاصر هزاره )
مظهر ( منبع: فرهنگ معاصر هزاره ) In a market - driven culture, affordability is the byword for democracy در فرهنگ مبتنی بر بازار، قیمت به صرفه، م ...
برده ساختن ( منبع: فرهنگ معاصر هزاره )
اهتمام
فطری ساری و جاری ( منبع: فرهنگ معاصر هزاره )
رویگردان شدن روی گرداندن
ارزش نهادن
( معانی دیگر ) ایده آل عالی برجسته ( منبع: فرهنگ معاصر هزاره )
اشاعه
بَدَوی
به زیبایی به قشنگی آراسته به طور برازنده ای شیک [نوشته] با ظرافتِ تمام، به طور خوش ساختی، به طور روشنی، به طور دقیقی ( منبع: فرهنگ معاصر هزاره )
[معماری] شباک ( منبع: ویکی )
( مجازاً ) غول leviathans such as Google غول هایی چون گوگل
اشاعه دادن
entwined
The ninth - century Towers of Silence, built in Persia by the Zoroastrians to elevate corpses for excarnation, function as the interface between bodi ...
دوره ای
شاخص ممتاز والاتر ( منبع: فرهنگ معاصر هزاره )
خلاص کردن ( منبع: فرهنگ معاصر هزاره )
نسخه ی پیشین، نسخه ی قبلی
وحشتناک ( منبع: فرهنگ معاصر هزاره )
فرونشست the gradual sinking of land فرونشستِ تدریجیِ زمین
نورپردازی موضعی
نورپردازی غیرمستقیم
[عمران، معماری] پودیوم بخش پایینی و تحتانی ساختمان، که معمولاً سطح اشغالش بیشتر از قسمت های فوقانی است. ممکن است یک، دو یا چند طبقه باشد. و ممکن است ...
[معماری] نظام حجمی، الگوی حجمی، نظام توده ای، الگوی کلّیِ توده ی بنا، الگوی کلّی فرم بنا وقتی بنا را به شکل یک حجم solid می نگریم. ( نه به عنوان مجم ...
( معانی دیگر ) مبهم، گنگ، آشفته ( منبع: فرهنگ معاصر هزاره ) the definition of neoliberalism is diffuse تعریف "نئولیبرالیسم" مبهم/پراکنده است. ( ...
پرحرفی بیش از حد و هذیان گونه
lethargic ≠ dynamic
پاسخ مثبت yes
متولّیان شهری مدیران شهری
مناسبات
نارسایی
تعارضات اجتماعی
تعریف/برداشت مشترک از مفهومی داشتن
wants and needs of urban residents خواسته ها و نیازهای ساکنان شهر