پیشنهاد‌های فربد حمیدیان (٦٤٩)

بازدید
٤٦٩
تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣٥

جناب عَجَمَندِه، من به باریک اندیشی شما و حُسن نیتتان برای پیشرفت زبان فارسی ایمان دارم، اما بهتر است حتماً داخل پرانتز ذکر کنید که این واژه ها ابداع ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢٤

بهترین معادل: دست ورزی توجه داشته باشید که امروز واژه craft، به خصوص در جایگاه فعل ( که جایگاه جدیدی است ) ، صرفاً به "کار فیزیکی ماهرانه با دست" اش ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢٣

به نحو احسن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

technology evangelists مبلّغان تکنولوژی ( همین هایی که مُخِ ما را با "دانش بنیان"، "شتابدهنده های استارتاپ"، " زیست بوم فنّاورانه"، "بیگ دِیتا"، " ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٨

( در برخی جاها ) عادات، عادت rituals of daily life عادات زندگی روزمره

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٥

( مجازاً ) اهتمام، توجه، اهمیت دادن، ارزش نهادن، ارج نهادن، برجسته نمودن . . . Ruskin’s celebration of ornament اهمیتی که راسکین به تزئینات می داد ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١١

به اقتضای= به فراخور، به تناسب

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١١

ساخت و پرداخت

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٠

وَراَنداز کردن، بَراَنداز کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

نوسان، افت و خیز ، فراز و نشیب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

نسخه ی پیشین، نسخه ی قبلی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٩

گران خیز ( استاد سروش حبیبی این واژه را در ترجمه ی رمان "بانوی میزبان" اثر داستایِوسکی به کار برده بود: "ذهنش زیر بار تنهایی، گران خیز شده بود" )

پیشنهاد
٧

A burnt child dreads the fire ( منبع: فرهنگ معاصر هزاره )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٠

کم درآمد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

تبلیغات عوام فریبانه تبلیغات مغرضانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

فرهنگ تبعید، فرهنگ اخراج، فرهنگ کنسل نوعی مدرن از تبعید است که در آن فرد، از حلقه های اجتماعی یا حرفه ای - به خصوص در رسانه های اجتماعی - بیرون راند ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٩

نظری، تخصصی: Technical vs. Practical Knowledge

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٩

ناسازگار

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٩

فرضی ( منبع: فرهنگ معاصر هزاره )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٩

( مجازاً ) اهتمام، توجه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

لاف زنی زبان بازی گزافه سرایی لاف و گزاف a persuasive or impressive speaking, which is often regarded as lacking in sincerity or meaningful content

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦

"مطالبه"، تنها شکل اعتراض است که جمهوری اسلامی به آن علاقه دارد و آن را به رسمیت می شناسد. این واژه مورد علاقه ی: بسیجی ها، ارزشی ها، ساندیسی ها، حزب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

پشت سر گذاشتن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٩

تأثیر، اثر

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٩

ما الان در دوره ی پروتکشنیزمِ تحمیلی از سوی جمهوری اسلامی به سر می بریم: قطع همکاری ها و سرمایه گذاری های بین المللی در همه ی حوزه ها. این "پروتکشنی ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٩

فزاینده widening gap شکاف فزاینده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٩

( مجازاً ) قصه ی تودرتو، داستان چندلایه، نمایش در نمایش، فکر پیچیده ( منبع: فرهنگ معاصر هزاره ) مثال: داستانهای کلیله و دمنه ( معماری ) ( استعاری ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

( معانی دیگر ) معقول، سنجیده، حساب شده [رنگ] تیره [لباس] سنگین

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٨

سفارشی ( انجام کار سفارشی توسط صنعتگر )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٨

هرجا به صورت Gulf ( با حرف بزرگG ) نوشته شد، معمولاً منظور "خلیج فارس" است. گوگل ترنسلیت، Gulf را ( اگر تنها آمده باشد ) "خلیج فارس" ترجمه میکند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

مثال: Apple is notorious for its proprietary accessories برند اپل به خاطر لوازم جانبی اختصاصی خود بدنام است ( مثلاً شارژرش به دیگر گوشی ها نمیخورد ) ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

( با لحنی ) رِندانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

[مارکسیسم] ازخودبیگانگی کارل مارکس، "ازخودبیگانگی" را ناشی از بهره کشی از نیروی کار و نابودی ارزش حقیقیِ کار می داند. از نظر مارکس، هنگامی که محصولِ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

[شهرسازی، معماری] واحد اجتماعی باهَمِستان ( یکی از معادل های پیشنهادیِ ویکی پدیا ) جامعه: Society اجتماع: Community

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

[عمران، معماری] پودیوم بخش پایینی و تحتانی ساختمان، که معمولاً سطح اشغالش بیشتر از قسمت های فوقانی است. ممکن است یک، دو یا چند طبقه باشد. و ممکن است ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

نهادینه شده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٨

( در برخی موارد ) کارگزار

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٨

Anxiety and prospect بیم و امید

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

دورنما

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦

امتیاز

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

represent

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

. . . challenge with دست و پنجه نرم کردن با . . . سر و کلّه زدن با . . . کلنجار رفتن با . . . ( با یک امر بغرنج )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

[سبک، زبان] قلنبه سلنبه، پر طمطراق [ارزش، . . . ] بزرگ شده، گُنده شده [احساس، تصور] کاذب [قیمت] تورّمی ( منبع: فرهنگ معاصر هزاره )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

خودجوش، خودانگیخته organic connections between people ارتباطات خودجوش میان مردم

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

عنوان کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

( مجازاً ) سنجه، معیار، میزان

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

( معماری و معماری داخلی ) سبک راستیک/روستیک سبکی که منشأ آن معماری های روستایی است که به دست صنعتگران محلی انجام می شود. مثال: استفاده از تنه های ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

as a matter of fact در واقع، در واقعِ امر، در حقیقت، حقیقت اینه که ( منبع: فرهنگ معاصر هزاره )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

. . . In hindsight we can claim that با نگاهی به گذشته می توان ادعا کرد که . . .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

این فعل مجازاً هم به کار می رود، مثلا با idea : An idea sprouted in her mind ایده ای در ذهنش جوانه زد