مگس🦟

مگس🦟 ::::: دوستان عزیز؛ لطفاً پیش از درج پیشنهاد، کنترل - اِف را بزنید و سپس واژه ی مورد نظرتان را جستجو کنید تا اگر پیش از شما درج شده، دیگر آن را تکرار نکنید. این باعث می شود کیفیت آبادیس، روزبه رو بالاتر رود.
سپاسگزارم :::::

::::: پیشنهادات زیر، حاصل تجربیات مطالعاتیِ اندکم است، اگر در آنها اشتباهات ریز و درشتی یافتید، پیشاپیش عذرخواهی میکنم:::::

:::::Farbod@ymail. com:::::اگر احیاناً سؤالی داشتید یا اشتباهی یافتید، با من در میان بگذارید

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



شکوه١١:٣٥ - ١٤٠١/٠٩/١٠کوکبه پرویز داریوش و جلال آل احمد، این واژه را در ترجمه "مائده های زمینی" اثر آندره ژید، به کار برده اند: کوکبه ی سواران در خیابانها. . .گزارش
0 | 0
proprietary١١:٠١ - ١٤٠١/٠٩/٠٩مثال: Apple is notorious for its proprietary accessories برند اپل به خاطر لوازم جانبی اختصاصی خود بدنام است ( مثلاً شارژرش به دیگر گوشی ها نمیخورد ) ... گزارش
0 | 0
progenitor١٢:٤٧ - ١٤٠١/٠٩/٠٨سَلَف مبتکر، واضع، آغازگر ( منبع: فرهنگ معاصر هزاره )گزارش
0 | 0
apophenia١٦:٠٣ - ١٤٠١/٠٩/٠٧ارتباط پنداری، الگوپنداری، آپوفینیا ( منبع: ویکی پدیا )گزارش
0 | 0
کوکبه١٥:١٧ - ١٤٠١/٠٩/٠٧پرویز داریوش و جلال آل احمد، این واژه را در ترجمه "مائده های زمینی" اثر آندره ژید، به کار برده اند: کوکبه ی سواران در خیابانها. . .گزارش
0 | 0
aletheia٠٨:٤٤ - ١٤٠١/٠٩/٠٧در فلسفه به معنای "حقیقت" یا "افشا" است. این واژه که در یونان باستان مورد استفاده قرار می گرفت در قرن بیستم توسط مارتین هایدگر احیا و مجدداً استفاده ... گزارش
0 | 0
metrics١٤:٣٤ - ١٤٠١/٠٩/٠٦( علم ) عروض، وزن شعر ( منبع: فرهنگ معاصر هزاره )گزارش
0 | 0
at first١٢:٥١ - ١٤٠١/٠٩/٠٦در نگاه اولگزارش
0 | 0
flamboyant٢٢:١٨ - ١٤٠١/٠٨/٣٠[معماری، هنر] شعله سان شاخه ای از سبک گوتیک در فرانسه، که مؤلفه ی بارز آن، تزئینات پُر پیچ و خم است که یادآور شعله هستند.گزارش
0 | 0
behest١٣:٣٢ - ١٤٠١/٠٨/٣٠at the behest of Pope Benedict به فرمان پاپ بندیکتگزارش
0 | 0
dwelling place٢٢:٢١ - ١٤٠١/٠٨/٢٩منزلگاهگزارش
0 | 0
curator١١:٣٣ - ١٤٠١/٠٨/٢٨هنرگردانگزارش
0 | 0
staggered١٦:٣٣ - ١٤٠١/٠٨/٢٦[فرم] زیگزاگی ضربدری پلکانی نامتقابلگزارش
0 | 0
hedonistic٢٢:٤٩ - ١٤٠١/٠٨/٢٥لذت گرایی شادخواری شادی جویی ( منبع: ویکی )گزارش
0 | 0
sober١٥:٣٥ - ١٤٠١/٠٨/٢٥( معانی دیگر ) معقول، سنجیده، حساب شده [رنگ] تیره [لباس] سنگینگزارش
2 | 1
conformism١٢:٣٨ - ١٤٠١/٠٨/٢٥هنجارطلبیگزارش
0 | 0
familiar٠٩:١٢ - ١٤٠١/٠٨/٢٥( معانی دیگر ) مألوف مَحرَم همزاد، یار غار رایج، متداول ( منبع: فرهنگ معاصر هزاره )گزارش
2 | 0
chapter house١١:١١ - ١٤٠١/٠٨/٢٤( در کلیسا ) اتاق شورا، تالار مجمع عمومی ( منبع: فرهنگ معاصر هزاره )گزارش
0 | 0
ritualize١٠:٥٩ - ١٤٠١/٠٨/٢٤با مناسک خاص انجام دادن، آیینی کردن، با تشریفات انجام دادن، رعایت آداب کردن ( جانورشناسی ) به صورت الگو درآمدن ( منبع: فرهنگ معاصر هزاره )گزارش
0 | 0
otherworldly١٠:٢٩ - ١٤٠١/٠٨/٢٣اخرویگزارش
0 | 0
abstinence١٠:٢١ - ١٤٠١/٠٨/٢٣امساکگزارش
0 | 0
نقد درون گفتمانی٢١:٤٣ - ١٤٠١/٠٨/٢٢یک حسن تعبیر جدید برای سرکوب منتقدانگزارش
0 | 0
atomized٢١:٢٩ - ١٤٠١/٠٨/١٩از هم پاشیده، تجزیه شده "اتمیده" : معادلی است که استاد داریوش آشوری برای atomized برگزیده است. جامعه ی "اتمیده" جامعه ای است که در آن انواع همبستگی ... گزارش
2 | 0
پلان معکوس٢٣:٥٦ - ١٤٠١/٠٨/١٥reflected planگزارش
0 | 0
reflected plan٢٣:٥٦ - ١٤٠١/٠٨/١٥[معماری] پلان معکوسگزارش
0 | 0
intervention١٠:١٩ - ١٤٠١/٠٧/٢٠[معماری] مداخله: انواع شیوه های مرمّت، بازسازی، نوسازی، احیا، تخریب، پاکسازی، . . . در بناها و محوطه های تاریخی را مداخله می گویند.گزارش
0 | 0
false consciousness٠٠:٣٩ - ١٤٠١/٠٦/٢٤[مارکسیسم] "آگاهی کاذب"، اصطلاحی برای توصیف روش هایی است که طی آنها نخبگان سرمایه، به شکلی نامحسوس، طبقه ی فرودست را استثمار می کنند و تسلّط خود را ت ... گزارش
0 | 0
charette٠٠:٣٠ - ١٤٠١/٠٦/٢٤در زبان فرانسه به معنای "گاری" یا "ارّابه" است. استفاده از آن در حوزه ی طراحی، هنر و معماری، در قرن نوزدهم و در مدرسه ی بوزار پاریس رواج یافت، جایی ک ... گزارش
0 | 0
born out of٠٩:٠٠ - ١٤٠١/٠٦/٢١This sensation is a shadow, born out of modernity این احساس، سایه ای است برآمده از مدرنیتهگزارش
0 | 0
لذت بردن١٣:٤٨ - ١٤٠١/٠٦/١٥حظ بردن محظوظ شدنگزارش
0 | 0
distracting١٠:٥٠ - ١٤٠١/٠٦/٠٢گمراه کنندهگزارش
2 | 0
کوبنده١٧:٠٠ - ١٤٠١/٠٦/٠١devastatingگزارش
0 | 0
avowedly١٠:٣٤ - ١٤٠١/٠٦/٠١به اقرارِ خود آشکارا به وضوح به صراحت ( منبع: فرهنگ معاصر هزاره )گزارش
5 | 0
pall٠٠:٣٦ - ١٤٠١/٠٦/٠١( مجازاً ) تنگنا، باتلاق، منجلابگزارش
0 | 0
dirt١٦:٢٣ - ١٤٠١/٠٥/٣١خاک و خُل گرد و غبارگزارش
2 | 0
solidity١٥:٢٧ - ١٤٠١/٠٥/٣١صلابت متانت قابلیت اعتماد قرص و محکمی ( منبع: فرهنگ معاصر هزاره )گزارش
2 | 0
compatriot١٤:١٣ - ١٤٠١/٠٥/٣١همفکر هم مرام هم مسلکگزارش
0 | 0
freshness١٠:٤٢ - ١٤٠١/٠٥/٣١نشاط تازه نفسی سرحال بودنگزارش
0 | 0
naivety٠٠:٤٢ - ١٤٠١/٠٥/٣١معصومیت بی تجربگی، خامی حرف ساده لوحانه، کار بچّگانه، رفتار کودکانه ( منبع: فرهنگ معاصر هزاره )گزارش
0 | 0
confuse١٠:٢٤ - ١٤٠١/٠٥/٣٠[ذهن، افکار، حافظه] مختل کردن [مسائل و غیره] در هم آمیختن، قاتی کردن ( منبع: فرهنگ معاصر هزاره )گزارش
0 | 0
succumb٠١:١٠ - ١٤٠١/٠٥/٢٨The whiter the wall, the quicker it succumbs to dirt دیوار هر چقدر سفیدتر، تسلیم شدنش در برابر کثیفی، سریعترگزارش
5 | 1
formulation١٨:٢٩ - ١٤٠١/٠٥/٢٦فرهنگ معاصر هزاره: [نقشه و غیره] تنظیم، تدوین، پی ریزی، طرح ریزی، صورت بندی دستور ساخت، دستور عمل، فرمولگزارش
5 | 0
revisit١٧:٣٢ - ١٤٠١/٠٥/٢٥تجدید عهد با. . . دیدار تازه با. . . ( منبع: فرهنگ معاصر هزاره )گزارش
5 | 0
revisiting١٧:٣١ - ١٤٠١/٠٥/٢٥تجدید عهد دیدار تازه ( منبع: فرهنگ معاصر هزاره )گزارش
0 | 0
byword١١:٣١ - ١٤٠١/٠٥/٢٥مظهر ( منبع: فرهنگ معاصر هزاره ) In a market - driven culture, affordability is the byword for democracy در فرهنگ مبتنی بر بازار، قیمت به صرفه، م ... گزارش
2 | 0
enslavement٢٣:٥٦ - ١٤٠١/٠٥/٢٤برده ساختن ( منبع: فرهنگ معاصر هزاره )گزارش
0 | 0
engagement٢٣:٠٣ - ١٤٠١/٠٥/٢٤اهتمامگزارش
2 | 1
immanent٢٢:٢٠ - ١٤٠١/٠٥/٢٤فطری ساری و جاری ( منبع: فرهنگ معاصر هزاره )گزارش
2 | 0
صرف نظر کردن٢٢:٠٧ - ١٤٠١/٠٥/٢٤رویگردان شدنگزارش
5 | 0
valorize١٧:١٠ - ١٤٠١/٠٥/٢٣ارزش نهادنگزارش
2 | 0