پیشنهاد‌های فربد حمیدیان (٦٤٥)

بازدید
٣٥٠
تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

( امید، آرزو، . . . ) تباه، تباه شده Most find their hopes crushed on arrival. اکثر آنها در بدو ورود به شهرها، امیدشان تباه می شود.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

( قلب ) به درد آمدن and my heart swelled with the desire to take him away with me to live a wandering life on the roads. و قلب من از این آرزو به د ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

I cast my love upon the waters—my thoughts on the barren plain of the sea. عشقم را بر روی امواج می افشانم و افکارم را بر روی دشت بی ثمرِ دریا ( "م ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

[ادبی] افشاندن I cast my love upon the waters—my thoughts on the barren plain of the sea. عشقم را بر روی امواج می افشانم و افکارم را بر روی دشت بی ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

درد Nathaniel, do you really feel the poignancy of my words? ناتانائیل، آیا آنچنان که باید، دردِ گفته های مرا در می یابی؟ ( "مائده های زمینی" از آ ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

How long, how long, O waiting, will you last? And once over, what will there be left to live for? ای انتظار، تا کِی ادامه خواهی داشت؟ و اگر به پایان ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

نیلگونه the blueness of the sky نیلگونه ی آسمان ( "مائده های زمینی" از آندره ژید، دوروتی باسی ( مترجم انگلیسی ) ، پرویز داریوش و جلال آل احمد ( مت ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Nathaniel, when shall we make a bonfire of all our books? ناتانائیل، آخر کِی همه ی کتابها را خواهیم سوزاند؟ ( "مائده های زمینی" از آندره ژید، دورو ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

by the mantle of. . . ردای . . . به تنِ . . . پوشاندن ( باطن چیزی را با ظاهری فریبنده پوشاندن، توجیه و بهانه ی دروغین برای چیزی یا کاری آوردن، کار ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Avant - gardes always harbor the political, the idea of the overthrow of the status quo. آوانگاردها همواره ایده های سیاسی، و سرنگونیِ وضعِ موجود را ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Yet their forms do not always germinate life as promised. با این حال، فرم های معماران، گاهی زندگی را - آنطور که وعده داده اند - به بار نمی نشانند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

She threw out ideas, some seeded, some did not. او ایده هایی را عرضه کرد، برخی شان به بار نشست، و برخی دیگر نه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

She threw out ideas, some seeded, some did not. او ایده هایی را عرضه کرد، برخی شان به بار نشست، و برخی دیگر نه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

داغدار شدن In 1879, the eight - year - old Adolf Loos was bereft by the death of his father در 1879، آدولف لوسِ 8 ساله، داغدارِ مرگ پدرش شد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

to get/become tenuous کمرنگ شدن/رنگ باختن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حرمت شکن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حرمت شکن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

موافقت ضمنی، موافقت تلویحی Nods towards Islamic law can be combined with unlimited boozing and whoring for visiting businessmen. [در دبی] می توان م ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( مجازاً ) کمر کسی خم شدن ( زیر بار فشار چیزی ) The beautiful building that strains its clients is an old phenomenon. بنای زیبایی که ( هزینه ساختش ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کشور ترکیه دیگر به این شکل نوشته نمی شود و نام رسمی آن در سازمان ملل اینگونه است: Turkiye

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نفی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خوش خدمتی Le Corbusier, whose efforts to secure the patronage of Soviet Russia ultimately failed, later courted the collaborationist regime of Vichy ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دست نشانده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

[هنر] واژه ای ایتالیایی می باشد که معادل انگلیسی آن، counterpoise به معنای "برابر نهاد، واکنش، نقیض" می باشد. این واژه در هنرهای دیداری ( بصری ) برای ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سرسام آور، گزاف، کمرشکن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

The time was ripe for all kinds of experiments زمان برای انواع آزمایشات فرا رسیده بود/فراهم شده بود

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به بهای گزاف This is what she so expensively discovered این همان چیزی است که او به بهایی گزاف آن را دریافت. He aimed expensively for perfection. ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

The house was crowning a hill خانه بر تپه ای مشرف بود

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حاصل کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

foresee

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گستاخی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اهتمام ( به چیزی یا کاری )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

to cast shadow over sth تأثیرگذاشتن بر چیزی، سایه افکندن بر چیزی، تحت تأثیر قرار دادن چیزی How could he cast his shadow over the imaginations of the ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

How could he hit their conscience چگونه می توانست در وجدان آنان رخنه کند؟ ( "پرتره هنرمند در جوانی"، اثر جیمز جویس، ترجمه منوچهر بدیعی )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

He was a late comer, a tardy spirit مردی بود دیرآمده، تأخیرکرده ( "پرتره هنرمند در جوانی"، اثر جیمز جویس، ترجمه منوچهر بدیعی )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تخس I have two bouncing grounchildren دو تا نوه تخس دارم ( "پرتره هنرمند در جوانی"، اثر جیمز جویس، ترجمه منوچهر بدیعی )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دخترباز Your father was the boldest flirt in his days پدرت در زمان خودش از آن دختربازهای بی پروا بود. ( "پرتره هنرمند در جوانی"، اثر جیمز جویس، ت ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بچه قرتی دوبلینی ( "پرتره هنرمند در جوانی"، اثر جیمز جویس، ترجمه منوچهر بدیعی )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

When you kick out for yourself. . . وقتی که روی پای خودت بند شدی ( "پرتره هنرمند در جوانی"، اثر جیمز جویس، ترجمه منوچهر بدیعی )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

All later writings on the topic owe such a gigantic debt to his early analyses همه نوشته های بعدی در مورد این موضوع، بسیار مدیون تحلیل های اولیه او ه ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( مجازاً ) برداشت، نظر کلی and through them ( words ) , he had glimpses of the real world about him و به واسطه ی این کلمات بود که درباره عالم واقعِ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

Stephen lent an avid ear استیون با ولع به آن حرفها گوش می داد ( "پرتره هنرمند در جوانی"، اثر جیمز جویس، ترجمه منوچهر بدیعی )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

A born idler تنبل مادرزاد! ( "پرتره هنرمند در جوانی"، اثر جیمز جویس )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

The door slammed behind her در، پشت سر او محکم کوفته شد ( "پرتره هنرمند در جوانی"، اثر جیمز جویس )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

A wail of sorrow went up from the people ناله های اندوه از مردم برخاست ( "پرتره هنرمند در جوانی"، اثر جیمز جویس )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

A wail of sorrow went up from the people ناله های اندوه از مردم برخاست ( "پرتره هنرمند در جوانی"، اثر جیمز جویس )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

A tremor passed over his body رعشه ای از سراسر بدنش گذشت ( "پرتره هنرمند در جوانی"، اثر جیمز جویس، ترجمه منوچهر بدیعی )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

He was not foxing. No, no: he was sick really. خودش را به بیماری نزده بود. نه، نه: راستی راستی مریض بود. ( "پرتره هنرمند در جوانی"، اثر جیمز جویس ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

It was only for cod فقط شوخی میکردم ( "پرتره هنرمند در جوانی"، اثر جیمز جویس، ترجمه منوچهر بدیعی )