خودمختاری / استقلال عمل / خودآیینی
📌 تفاوت و نکات مهم:
• به توانایی و حق فرد برای تصمیم گیری، انتخاب و هدایت زندگی خود بر اساس ارزش ها، ترجیحات و اهداف شخصی اشاره دارد، بدون اینکه تحت کنترل یا اجبار دیگران باشد.
... [مشاهده متن کامل]
• با independence تفاوت دارد. independence بیشتر به توانایی انجام کارها بدون کمک دیگران، به ویژه در امور عملی و روزمره، اشاره دارد، در حالی که این اصطلاح بیشتر بر حق و توانایی تصمیم گیری و کنترل بر انتخاب های شخصی تأکید می کند.
• با self - reliance نیز متفاوت است. self - reliance به توانایی تکیه بر خود و حل مسائل بدون وابستگی به دیگران اشاره دارد، اما این اصطلاح بیشتر به تصمیم گیری مستقل و داشتن اختیار مربوط می شود.
• با freedom تفاوت دارد. freedom مفهوم گسترده تری از آزادی دارد، در حالی که این اصطلاح به آزادی فرد در تعیین مسیر، انتخاب ها و تصمیم های مربوط به زندگی خود اشاره می کند.
• در روان شناسی، این مفهوم یکی از نیازهای اساسی در نظریه خودتعیین گری ( Self - Determination Theory ) است و به احساس اختیار و کنترل فرد بر رفتارهای خود مربوط می شود.
• این اصطلاح در روان شناسی، فلسفه، اخلاق پزشکی، علوم اجتماعی، حقوق، آموزش و پژوهش های دانشگاهی بسیار رایج است.
کاربردهای رایج:
personal autonomy = خودمختاری فردی
support autonomy = حمایت از خودمختاری
autonomy and independence = خودمختاری و استقلال
respect for autonomy = احترام به خودمختاری
patient autonomy = خودمختاری بیمار
autonomy in decision - making = خودمختاری در تصمیم گیری
promote autonomy = تقویت خودمختاری
loss of autonomy = از دست دادن خودمختاری
autonomy support = حمایت از خودمختاری ( به ویژه در روان شناسی انگیزش )
در فلسفه به ویژه فلسفه کانت به معنای خودآیینی هست.
( پزشکی/اخلاقی – عمومی ) : حق بیمار برای تصمیم گیری درباره ی درمان یا پایان زندگی خود.
مثال:
Patient autonomy is respected in medical ethics. آزادی عمل بیمار در اخلاق پزشکی محترم شمرده می شود.
... [مشاهده متن کامل]
Respecting patient autonomy is a key principle in healthcare.
احترام به آزادی عمل بیمار یکی از اصول کلیدی در مراقبت های پزشکی است.
خودمختاری | Autonomy | حق اداره مستقل، خودگردانی
[معماری] نظریه ی "خودمختاری"/"استقلال" ادّعا می کند که معماری در تاریخ خود، نسبتاً مستقل از رخدادهای جهانی و زمینه های اجتماعی و سیاسی، زبان خود را به کار برده و توسعه داده. خودمختاری در این زمینه، به این معناست که معماری، خود را - از نظر زیبایی شناختی و فنّی - اساساً با اتّکا به سنت های درونیِ خود تجدید حیات می کند. طبعاً مدرنیست های انقلابی مآب - علیرغم اینکه اکثرشان به فرمالیسم روی آوردند - علاقه ای به نظریه ی خودمختاری نداشتند. اما طی چند دهه ی گذشته - تحت تأثیر نوشته های مانفردو تافوری - بحث "خودمختاری" به یکی از گفتمان های غالب در نظریه ی معماری تبدیل شد که عمدتاً شامل واکنش هایی دفاعی علیه غصب همه جانبه ی معماری از سوی سرمایه داری بود ( از جمله عقب نشینی به 'فرم گراییِ مطلق" برای اجتناب از سوء استفاده ی قدرت ) .
... [مشاهده متن کامل]
[هنر] تِری ایگِلتون از رابطه ی میان خودمختاری ( خودآئینی ) با کالایی سازی می گوید: آن هنگام که مصنوعات هنری به کالاهایی در بازار تبدیل شوند، وجود آنها منوط به هیچکس و هیچ چیز خاصی نخواهد بود، و در نتیجه می توان آنها را به عنوان چیزی که مطلقاً تنها برای خود وجود دارند، از نظر عقلانی توجیه کرد. . . به این ترتیب، هنر به سادگی از کل کردارهای اجتماعیِ دیگر جدا می افتد و به جزیره ای مجزا بدل می شود.
( منبع: کتاب "ایدئولوژی زیبایی شناسی"، تِری ایگِلتون، ترجمه مجید اخگر، ص 24 )
خودمختاری / استقلال
خودمختاری یعنی توانایی تصمیم گیری و اداره ی خود بدون کنترل یا دخالت دیگران. یعنی استقلال و آزادی عمل بر اساس ارزش ها و انتخاب های خود فرد.
The Greek root **"nomos" ( νόμος ) ** means **"law, " "rule, " or "custom. "** Many English words derive from this root, often related to laws, order, or distribution. Here are some examples:
### **Words with "nomos" Root:**
... [مشاهده متن کامل]
1. **Autonomy** – ( **auto** = self, **nomos** = law ) → **Self - governance or independence**
2. **Astronomy** – ( **astro** = star, **nomos** = law ) → **The study of celestial laws ( stars, space, universe ) **
3. **Economy** – ( **oikos** = house, **nomos** = law ) → **The management of household or resources**
4. **Taxonomy** – ( **taxis** = arrangement, **nomos** = law ) → **The classification of organisms ( scientific naming system ) **
5. **Heteronomy** – ( **hetero** = different, **nomos** = law ) → **Being ruled by external laws**
6. **Deuteronomy** – ( **deutero** = second, **nomos** = law ) → **"Second law, " referring to a book in the Bible**
7. **Nomocracy** – ( **nomos** = law, **kratos** = power ) → **Government based on the rule of law**
8. **Agronomy** – ( **agro** = field, **nomos** = law ) → **The science of soil management and crop production**
9. **Bionomics** – ( **bio** = life, **nomos** = law ) → **The study of organisms and their environments ( ecology ) **
10. **Gastronomy** – ( **gastro** = stomach, **nomos** = law ) → **The art or science of good eating and cuisine**
chatgpt
خود رایی
✍ توضیح: The ability to make decisions and govern oneself independently 🧑⚖️🔑
🔍 مترادف: Independence
✅ مثال: The country gained autonomy after years of foreign rule.
خود مختاری ( روانشناسی )
در گوشی موبایل: عملکرد داخلی و بدون اتصال به اینترنت و GPS
در گوشی موبایل: عملکرد داخلی و بدون استفاده از ابزارهایی مثل اینترنت و GPS
autonomous = خود مختار ، خود گردان
autonomy = خود مختاری ، خود گردانی ، استقلال
autonomously = بصورت خودگردان ، بصورت خودمختار
خود مختاری
🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند:
✅ فعل ( verb ) : _
✅️ اسم ( noun ) : autonomy
✅️ صفت ( adjective ) : autonomous
✅️ قید ( adverb ) : autonomously
آزادی عمل
اختیار
استقلال عمل
در جامعه شناسی و سیاست:
مفهوم autonomy در مقابل مفهوم authority قرار میگیرد.
آیزایا برلین: "مقصود از خودآیینی یا استقلال انسان این است که شما دستخوش نیرویی نیستید که نتوانید آن را مهار کنید. "
( منبع: کتاب "آزادی و خیانت به آزادی"، آیزایا برلین، عزت الله فولادوند، ص 117 )
خود بنیانی
اقای به قول ایرانی ها آقای خودت بودن
استقلال فردی
اراده ی آزاد
autonomy ( روانشناسی )
واژه مصوب: خودگردانی
تعریف: دارا بودن استقلال و در دست داشتن سرنوشت خود
خودآیینی
خود سالاری_ خودگردانی
خوداتکایی
خود مراقبتی
عدم وابستگی
مستقل و غیر وابسته
مترادف با independence
خودگردانی ، خودگردانندگی
خودفرمانی ، خودفرمان رانی ، خودفرمانروایی ، خودفرماندهی
خودکاری ، خودکارکردی
خودسامانی
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٣٢)