پیشنهاد‌های فربد حمیدیان (٦٤٩)

بازدید
٤٧٦
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

آوازی غِنایی شاعرانه رومانتیک رؤیایی ( منبع: فرهنگ معاصر هزاره )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

سامان بخشیدن به سازمان دادن به نظم بخشیدن به نظام دادن به ( منبع: فرهنگ معاصر هزاره )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

تحققِ حداکثریِ. . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Cover در مورد فسادهای پشت کارهای خیریه نیز کاربرد دارد: these supposedly benevolent projects often provided cover for the mass relocation of lower - ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

( مجازاً ) لانه ی فساد، کثافتخانه، مستراح ( منبع: فرهنگ معاصر هزاره )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شوق، اشتیاق، رغبت ( منبع: فرهنگ معاصر هزاره )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ستودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

تولید علم: یک واژه اشتباه و غلط مصطلح است؛ و به جای "تولید علمی" بکار می رود. وقتی در موتورهای جستجوگر معادل انگلیسی و فرانسه این واژه را جستجو می ک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

گویای . . . بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

قیل و قال

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

پشت سر گذاشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

مو لای درزش نمی رود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

نصیب the regime which it is our lot to be حکومتی که نصیبِ/قسمتِ ما شد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

[استعاراً] فتح نامه، رساله ای در ستایش چیزی، اعلام پیروزی دستاوردی خاص و ستایش آن . In his 1935 paean, Aircraft, he described the aerial perspective ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

منزجر بودن ابراز انزجار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

[شهرسازی، معماری] واحد اجتماعی باهَمِستان ( یکی از معادل های پیشنهادیِ ویکی پدیا ) جامعه: Society اجتماع: Community

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

انضباطی، خشک، پر از محدودیت، سختگیرانه ( منبع: فرهنگ معاصر هزاره )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

مختل کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

برداشت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

برداشت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تولید علمی "تولید علم": یک واژه اشتباه و غلط مصطلح است؛ و به جای "تولید علمی" بکار می رود. وقتی در موتورهای جستجوگر معادل انگلیسی و فرانسه این واژه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

در زبان روسی، عدد 200 را двести می گویند که "دوِستِ" خوانده می شود، و شباهت جالبی با "دویست" ما دارد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

[معده، قلب و غیره] ناراحت ( منبع: فرهنگ معاصر هزاره )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

نارسا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

An interrogator under the guise of a correspondent یک بازجو در پوشش خبرنگار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

تبلیغات عوام فریبانه تبلیغات مغرضانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

با نگاهی کل نگر کل نگرانه به روشی کل نگر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

technology evangelists مبلّغان تکنولوژی ( همین هایی که مُخِ ما را با "دانش بنیان"، "شتابدهنده های استارتاپ"، " زیست بوم فنّاورانه"، "بیگ دِیتا"، " ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

به این معناست که. . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

حاکمیت، اقتدار حکومتی technology embodies specific forms of power and authority تکنولوژی، اشکال خاصی از قدرت و حاکمیت را عینیّت می بخشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

Embedded in these technologies, and the social changes they beget, is politics پشت این تکنولوژی ها و تغییرات اجتماعیِ متعاقبشان، "سیاست" نهفته است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

بدقِلِق wicked problems مشکلات بدقِلِق طبق فرهنگ عمید، "بدقلق" به معنای "بدخو" است که از این بابت به معنی wicked نزدیک می شود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

neat solutions to complex social issues are rarely, if ever, possible اساساً مسائل پیچیده ی اجتماعی، راه حل های شسته رفته ای ندارند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تکنولوژی پرست، شیفته ی تکنولوژی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[مکان] جولان دادن در. . . ، آزادی عمل داشتن در. . . With his parents gone, he had the run of the house

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[شهر] زیر پوست شهر technology leads to cities that are superficially smart but under the surface are rife with injustice and inequity تکنولوژی به شه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

این واژه برخی اوقات به شکل صفت ( یا مضاف الیه ) به کار می رود، که در این صورت، ترجمه ی آن به "یادگیری ماشین" کاملاً مزخرف می شود، مثلاً: machine lear ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

نگاهی اجمالی انداختن به . . . حدوداً معادل Skim هست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

التیام دادن، تسلّی دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بافت سنّتی شهریِ مناطق شمال چین ( به خصوص پکن )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

خودجوش، خودانگیخته organic connections between people ارتباطات خودجوش میان مردم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

منطق گریز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

نوسان، افت و خیز ، فراز و نشیب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

[انسان] در هم شکسته “Imagine, Alexey Ivanovitch, in the first place, a man destroyed—that is, not simply destroyed, but fundamentally” "خودتان تصو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

[تصویر چاپی] تمام صفحه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

have/keep/put one's finger on the pulse of sth با نبضِ/ضرباهنگِ/اخبارِ . . . همگام شدن آگاهی از آخرین اتفاقات راجع به . . . در مورد. . . به روز بود ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

The saturated format bombards the reader with the graphics of commercial advertising صفحه آراییِ شلوغ و درهمِ مجله، خواننده را با تبلیغات تجاری، بمبا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

( با لحنی ) رِندانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

اثر مکتوب، اثر به چاپ رسیده و منتشر شده ( گاهی به معنای publication هست ) Her highprofile spreads آثار مکتوبِ جنجالی اش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

به قول خیّام: چون عُمر به سر رِسَد، چه بغداد و چه بلخ