پیشنهادهای فربد حمیدیان (٧٤٩)
خیر مطلق ( منبع: کتاب "حد و مرزهای هنر"، تزوتان تودوروف، ترجمه اران ابراهیمی، ص 93 )
دگرمختاری ( منبع: کتاب "حد و مرزهای هنر"، تزوتان تودوروف، ترجمه اران ابراهیمی، ص 88 )
خلق برین ( منبع: کتاب "حد و مرزهای هنر"، تزوتان تودوروف، ترجمه اران ابراهیمی، ص 79 )
یکپارچه خواهی ( منبع: کتاب "حد و مرزهای هنر"، تزوتان تودوروف، ترجمه اران ابراهیمی، ص 74 )
جریان اصلاح نژادی ( منبع: کتاب "حد و مرزهای هنر"، تزوتان تودوروف، ترجمه اران ابراهیمی، ص 59 ) منطق نهان در کُنه اصلاح نژاد، انتخاب بهترین نمونه ها ...
قواعد ازلی ( منبع: کتاب "حد و مرزهای هنر"، تزوتان تودوروف، ترجمه اران ابراهیمی، ص 61 ) ( همچون قواعد هنر کلاسیک یونان و روم )
[لاتین] استادکار، صنعتگر
صورتی از سرگرمی تئاتریِ محبوب در انگلستان که از حدود 1850 آغاز شد و بعد از جنگ جهانی اول، جای خود را به "واریِته" داد. در موزیک هال، ترکیبی از آوازها ...
امر مطلق earthly absolute امر مطلق مادی ( منبع: کتاب "حد و مرزهای هنر"، تزوتان تودوروف، ترجمه اران ابراهیمی، ص 17 )
ماورای خِرد ( منبع: کتاب "حد و مرزهای هنر"، تزوتان تودوروف، ترجمه اران ابراهیمی، ص 37 )
خلق از عدم ( منبع: کتاب "حد و مرزهای هنر"، تزوتان تودوروف، ترجمه اران ابراهیمی، ص 11 )
تبرپوش ( منبع: ویکی ) "فاشیسم" از این واژه ریشه گرفته
مریدگرایی گماشته پروری ( منبع: کتاب "ریشه های اقتصادی دیکتاتوری و دموکراسی"، دارون عجم اوغلو و جیمز رابینسون، ترجمه جعفر خیرخواهان، علی سرزعیم، ص 28 ...
ادعایی Its putative avant - gardism is occlusive rather than innovative آوانگاردیسمِ ادعاییِ این بنا، بیشتر محدودکننده است تا نوآورانه
توالت صحرایی، توالت خاکی ( بدون استفاده از آب )
Plagiarism
قَدَری مذهب ( کتاب "افسون زدگی جدید"، اثر داریوش شایگان، ترجمه فاطمه ولیانی، ص 444 )
[سخن] مطنطن، پرطمطراق، تصنعی، ساختگی ( منبع: فرهنگ هزاره )
زن باز
تیرکِش، روزنه ی تیر
نمایشی گری گزافه آمیزی ( منبع: فرهنگ علوم انسانی، داریوش آشوری )
ذهنی گری ( کتاب "افسون زدگی جدید"، اثر داریوش شایگان، ترجمه فاطمه ولیانی، ص 277 )
کژکردار
دست و پاگیر stultifying bureaucracy بوروکراسی دست و پا گیر
Pahlavite Iran ایرانِ دوره ی پهلوی ایرانِ عصر پهلوی
( مجازاً ) زاوِرا زاوِرای بیابانها ( "سنگی بر گوری"، جلال آل احمد، صفحه 59 )
امر شگفت ( کتاب "افسون زدگی جدید"، اثر داریوش شایگان، ترجمه فاطمه ولیانی )
سرآمد همگنان ( کتاب "افسون زدگی جدید"، اثر داریوش شایگان، ترجمه فاطمه ولیانی، صفحه 114 )
به پرسش کشیدن
[خیر ] غیرمنتظره. . . که بعدش می گیم: "کاش از خدا چیز دیگه ای میخواستم"
معانی دیگر: همسایگی، نسبت، بستگی، هم خونی ( منبع: فرهنگ هزاره )
trabeated structure [معماری] ساختار نعل پایه، ساختار تیر و ستون نوعی سیستم ساختاری در معماری که در آن از تیرها و ستون ها برای ایجاد فضاهای معماری اس ...
[معماری] ( در مورد بنا، فرم، طرح ) مفصل بندی، خوانایی ساختار، شمردگی ساختار تعبیری مشابه اما نه دقیقاً یکسان: structural muscularity
پول محور سود محور
بی چون و چرا
Rawlplug
Rawlplug
دیگجوش، دیگ در هم جوش ( این اصطلاح را اولین بار نویسنده بریتانیایی، ایزرائل زانگویل در سال 1908، با نوشتن نمایشنامه ای با همین عنوان، در توصیف ایالا ...
take refuge
مُرقّع سازی، مُرقّع کاری، مُرقّع پردازی ترکیب کردن چیزها و دادنِ ترتیبی تازه به آنها، با بهره گیری از منابع بیکرانِ حاصل از ارتباطات فرهنگیِ همه جانب ...
افسانه پردازی افسانه سرایی ( با توجه به معادل پیشنهادی داریوش آشوری برای واژه fabulation )
[در مورد یک بنا/بافت/محوطه ی تاریخی یا شهری] جلوه ای مصنوعی و نمایشی و غیرواقعی به آن دادن، با هدف جذب گردشگر. واژه مشابه آن: disneyfication
messy reality واقعیت آشفته
جهل شناسی مطالعه سازوکارهای القا و ترویج عمدیِ جهل یا تردید، که معمولاً از طریق انتشار داده های علمیِ نادرست یا گمراه کننده، به منظور فروش یک محصول، ...
Any image resembling her native Iran, would ignite vivid recollection. هر تصویری که شبیه زادگاهش ایران باشد، خاطرات روشنی را در او زنده می کند.
برونشُد ( منبع: فرهنگ علوم انسانی، داریوش آشوری )
یکی از مشهورترین نمونه ها: Leonardo da Vinci نمونه دیگر: فارابی
پراتوریانیسم به معنای دخالت نظامیان در سیاست، و فرمانروایی نظامیان بر مردم است. ( این واژه منسوب به یک شخصیت نظامی به نام "پراتور" است که در روم با ...
پراتوریانیسم، دخالت نظامیان در سیاست این واژه منسوب به یک شخصیت نظامی به نام "پراتور" است که در روم باستان، علاوه بر امور نظامی، به فعالیت های قضایی ...
As a theorist, however, I wrestle with this issue. . . با این حال، به عنوان یک نظریه پرداز، با این موضوع کلنجار میروم که. . .