philistinism
انگلیسی به انگلیسی
philistinism is the attitude or fact of not liking or caring about art, music, or literature; used showing disapproval.
پیشنهاد کاربران
🔸 معادل فارسی:
• کوته فکری / سطحی نگری فرهنگی
• ضدیت با هنر، دانش، و روشن فکری
• بی ذوقی / بی توجهی به ارزش های والای انسانی
🔸 معنی دقیق:
این واژه به نگرش یا رفتاری گفته می شود که با هنر، علم، ادبیات، و فرهنگ اصیل بیگانه است و اغلب آنها را بی ارزش، غیرعملی، یا بی ربط می داند. فردی که به "فیلیستینیسم" متصف است، معمولاً به جنبه های مادی و سودگرایانه زندگی اهمیت می دهد و از لذت های معنوی، زیبایی شناسی، و تفکر عمیق غافل است. بار معنایی آن کاملاً منفی است و در نقدهای فرهنگی، هنری و اجتماعی برای اشاره به نادانی یا بی میلی نسبت به فرهنگ عالی به کار می رود.
... [مشاهده متن کامل]
🔸 نکته:
ریشه این واژه به قوم فلیسطی ( Philistines ) در کتاب مقدس بازمی گردد که در مقابل اسرائیلیان قرار داشتند و در متون بعدی نماد مردم بی فرهنگ یا دشمن هنر و روشن فکری شدند. در قرن نوزدهم، نویسندگانی مانند متیو آرنولد از این واژه برای نقد جامعه ویکتوریایی و بی توجهی آن به فرهنگ عالی استفاده کردند. امروزه این واژه در نقدهای هنری، ادبی، و اجتماعی برای اشاره به افرادی به کار می رود که درک یا احترامی برای هنر و فرهنگ ندارند. همچنین در متون فلسفی، این واژه اغلب در تقابل با "زیبایی شناسی" و "انسان گرایی" به کار می رود.
• کوته فکری / سطحی نگری فرهنگی
• ضدیت با هنر، دانش، و روشن فکری
• بی ذوقی / بی توجهی به ارزش های والای انسانی
🔸 معنی دقیق:
این واژه به نگرش یا رفتاری گفته می شود که با هنر، علم، ادبیات، و فرهنگ اصیل بیگانه است و اغلب آنها را بی ارزش، غیرعملی، یا بی ربط می داند. فردی که به "فیلیستینیسم" متصف است، معمولاً به جنبه های مادی و سودگرایانه زندگی اهمیت می دهد و از لذت های معنوی، زیبایی شناسی، و تفکر عمیق غافل است. بار معنایی آن کاملاً منفی است و در نقدهای فرهنگی، هنری و اجتماعی برای اشاره به نادانی یا بی میلی نسبت به فرهنگ عالی به کار می رود.
... [مشاهده متن کامل]
🔸 نکته:
ریشه این واژه به قوم فلیسطی ( Philistines ) در کتاب مقدس بازمی گردد که در مقابل اسرائیلیان قرار داشتند و در متون بعدی نماد مردم بی فرهنگ یا دشمن هنر و روشن فکری شدند. در قرن نوزدهم، نویسندگانی مانند متیو آرنولد از این واژه برای نقد جامعه ویکتوریایی و بی توجهی آن به فرهنگ عالی استفاده کردند. امروزه این واژه در نقدهای هنری، ادبی، و اجتماعی برای اشاره به افرادی به کار می رود که درک یا احترامی برای هنر و فرهنگ ندارند. همچنین در متون فلسفی، این واژه اغلب در تقابل با "زیبایی شناسی" و "انسان گرایی" به کار می رود.
فرهنگ نشناسی
( منبع: کتاب "ایدئولوژی زیبایی شناسی"، تِری ایگِلتون، ترجمه مجید اخگر، ص 253 )
( منبع: کتاب "ایدئولوژی زیبایی شناسی"، تِری ایگِلتون، ترجمه مجید اخگر، ص 253 )
philistinism: بی ذوقی، بی فرهنگی، ابتذال
عوام گرایی
بی فرهنگی. هنرستیزی. مبتذل گرایی
بی فرهنگی، نافرهیختگی، هنرنشناسی، هنرستیزی