پیشنهادهای فربد حمیدیان (٨٠٧)
پرحرفی بیش از حد و هذیان گونه
lethargic ≠ dynamic
پاسخ مثبت yes
متولّیان شهری مدیران شهری
مناسبات
نارسایی
تعارضات اجتماعی
تعریف/برداشت مشترک از مفهومی داشتن
wants and needs of urban residents خواسته ها و نیازهای ساکنان شهر
متعارف
از رهگذرِ . . .
محقق کردن تحقق بخشی
آتشین، داغ، شورآفرین
از رده خارج کردن The new regulations obviate the need for outdated security measures.
آوازی غِنایی شاعرانه رومانتیک رؤیایی ( منبع: فرهنگ معاصر هزاره )
سامان بخشیدن به سازمان دادن به نظم بخشیدن به نظام دادن به ( منبع: فرهنگ معاصر هزاره )
تحققِ حداکثریِ. . .
Cover در مورد فسادهای پشت کارهای خیریه نیز کاربرد دارد: these supposedly benevolent projects often provided cover for the mass relocation of lower - ...
( مجازاً ) لانه ی فساد، کثافتخانه، مستراح ( منبع: فرهنگ معاصر هزاره )
شوق، اشتیاق، رغبت ( منبع: فرهنگ معاصر هزاره )
ستودن
تولید علم: یک واژه اشتباه و غلط مصطلح است؛ و به جای "تولید علمی" بکار می رود. وقتی در موتورهای جستجوگر معادل انگلیسی و فرانسه این واژه را جستجو می ک ...
گویای . . . بودن
قیل و قال
پشت سر گذاشتن
مو لای درزش نمی رود
نصیب the regime which it is our lot to be حکومتی که نصیبِ/قسمتِ ما شد
[استعاراً] فتح نامه، رساله ای در گرامیداشت و ستایش چیزی، اعلام پیروزی دستاوردی خاص و ستایش آن . In his 1935 paean, Aircraft, he described the aerial ...
منزجر بودن ابراز انزجار
[شهرسازی، معماری] واحد اجتماعی باهَمِستان ( یکی از معادل های پیشنهادیِ ویکی پدیا ) شهرک gated communities شهرک های محصور جامعه: Society اجتماع: Com ...
انضباطی، خشک، پر از محدودیت، سختگیرانه ( منبع: فرهنگ معاصر هزاره )
مختل کردن
برداشت
برداشت
تولید علمی "تولید علم": یک واژه اشتباه و غلط مصطلح است؛ و به جای "تولید علمی" بکار می رود. وقتی در موتورهای جستجوگر معادل انگلیسی و فرانسه این واژه ...
در زبان روسی، عدد 200 را двести می گویند که "دوِستِ" خوانده می شود، و شباهت جالبی با "دویست" ما دارد.
[معده، قلب و غیره] ناراحت ( منبع: فرهنگ معاصر هزاره )
نارسا
An interrogator under the guise of a correspondent یک بازجو در پوشش خبرنگار
تبلیغات عوام فریبانه تبلیغات مغرضانه تبلیغات ایدئولوژیک
با نگاهی کل نگر کل نگرانه به روشی کل نگر
technology evangelists مبلّغان تکنولوژی ( همین هایی که مُخِ ما را با "دانش بنیان"، "شتابدهنده های استارتاپ"، " زیست بوم فنّاورانه"، "بیگ دِیتا"، " ...
به این معناست که. . .
حاکمیت، اقتدار حکومتی technology embodies specific forms of power and authority تکنولوژی، اشکال خاصی از قدرت و حاکمیت را عینیّت می بخشد
Embedded in these technologies, and the social changes they beget, is politics پشت این تکنولوژی ها و تغییرات اجتماعیِ متعاقبشان، "سیاست" نهفته است.
بدقِلِق wicked problems مشکلات بدقِلِق طبق فرهنگ عمید، "بدقلق" به معنای "بدخو" است که از این بابت به معنی wicked نزدیک می شود مترادف: no easy fix
neat neat solutions to complex social issues are rarely, if ever, possible اساساً مسائل پیچیده ی اجتماعی، راه حل های شسته رفته ای ندارند.
تکنولوژی پرست، شیفته ی تکنولوژی
[مکان] جولان دادن در. . . ، آزادی عمل داشتن در. . . With his parents gone, he had the run of the house
[شهر] زیر پوست شهر technology leads to cities that are superficially smart but under the surface are rife with injustice and inequity تکنولوژی به شه ...