پیشنهادهای فربد حمیدیان (٧٤٩)
have/keep/put one's finger on the pulse of sth با نبضِ/ضرباهنگِ/اخبارِ . . . همگام شدن آگاهی از آخرین اتفاقات راجع به . . . در مورد. . . به روز بود ...
The saturated format bombards the reader with the graphics of commercial advertising صفحه آراییِ شلوغ و درهمِ مجله، خواننده را با تبلیغات تجاری، بمبا ...
( با لحنی ) رِندانه
اثر مکتوب، اثر به چاپ رسیده و منتشر شده ( گاهی به معنای publication هست ) Her highprofile spreads آثار مکتوبِ جنجالی اش
به قول خیّام: چون عمر به سر رِسَد، چه بغداد و چه بلخ
اگر این واژه، قبل از یک ترکیب وصفی بیاید، ممکن است معناهای زیر را بدهد: صرفاً، منحصراً، بکلّی مثال: remarkably visual aesthetic اصول زیباییِ صرفا ...
پر تلاطم
غیر موجّه، ممنوعه unauthorized pleasures لذّتهای ممنوعه
فرهنگ تبعید، فرهنگ اخراج، فرهنگ کنسل نوعی مدرن از تبعید است که در آن فرد، از حلقه های اجتماعی یا حرفه ای - به خصوص در رسانه های اجتماعی - بیرون راند ...
[معماری] کاربری، برنامه ی فیزیکی the parking garage that after six months became inhabited by many different programs پارکینگ مسقّفی که بعد از شش ما ...
مضمون بنیاد ( منبع: فرهنگ معاصر هزاره )
تفرجگاه ساحلی جاده ی ساحلی ( جاده ی پیاده روی ) پیاده راهِ ساحلی/آب کنار/دریاکنار ( عمدتاً توسط معمارانِ منظر طراحی می شود )
چوب چیزی را خوردن= تاوان چیزی را دادن او چوب سادگی اش را خورد
. . . resulting from
در قبال
( شروع کردن بحث با یک موضوع خاص ) فتح باب، نقطه ی عزیمت China’s economy is her inaugural subject اقتصاد چین، نقطه ی عزیمت اوست ( برای پیشبُرد نظریا ...
بیش از هر چیز . . . These books are primarily filled with این کتاب ها بیش از هر چیز پُر شده اند از . . .
کشش ( منبع: فرهنگ معاصر هزاره )
طرح ریزی، نقشه ریزی
پیاده کردن، پیاده سازی
اگر قرار است. . . اگر بناست. . .
سرمایه ی جهانی/جهانی شده/بین المللی
عنوان کردن
عنوان کردن
با لحنی/رفتاری تحریک آمیز/شیطنت آمیز/وسوسه آمیز/اغواگرانه/شهوت انگیز
sterile efforts تلاشهای بی حاصل/بی ثمر/نافرجام
به باد انتقاد گرفتن
نجات دادن this expansion liberates the periphery from its second - class status این توسعه ی ( بزرگ مقیاس ) ، مناطق پیرامون مرکز را از وضعیت حاشیه ای ...
کوره راه های جنگلی ( تعبیری هایدگری برای تفکر ) معادل انگلیسی: swath
[در مورد یک بنا/بافت/محوطه ی تاریخی یا شهری] جلوه ای مصنوعی و نمایشی و غیرواقعی به آن دادن، عمدتاً با اهداف گردشگری و جذب مشتری. واژه مشابه آن: Tou ...
صیقل یافته، زدوده، خالص، ناب، سره، پیراسته
بی رویه promiscuous proliferation تکثیر بی رویه
[سبک، زبان] قلنبه سلنبه، پر طمطراق [ارزش، . . . ] بزرگ شده، گُنده شده [احساس، تصور] کاذب [قیمت] تورّمی ( منبع: فرهنگ معاصر هزاره )
رجوع شود به street credibility
کارزار تبلیغاتی فعالیت بازاریابی پویش جذب مخاطب/مشتری
مرکز کسب و کار ( لزوماً مخصوص هتل نیست و در مجموعه های چندعملکردی هم وجود دارد ) "مرکز تجاری"، معادل چندان خوبی برای این عبارت نیست، چرا که با فروش ...
فریاد حمایت طلبی فریاد کمک ( خواهی ) استمداد ( منبع: فرهنگ معاصر هزاره )
قرارداد تجارت آزاد آمریکای شمالی
داستایفسکی در رمان قمارباز ( ترجمه سروش حبیبی ) می گوید: "خیال می کنید هیچ لازم می شمُرد که بابت احساسات من دغدغه ای به خاطر راه دهد، یا اصلاً ککش ب ...
خیر اجتماعی خیر عمومی خیر مشترک در فلسفه، اقتصاد و علوم سیاسی به آنچه همه یا بیشتر اعضای یک جامعه ی مشخص در آن مشترکند یا از آن نفع می برند. ( منب ...
روی کار آمدن
روی کار آمدن
در تکمیل صحبت های جناب پناهی: این عبارت ممکن است برای توصیف و تشبیه گروه های مشابه، همچون دانشجویان جنبش های ضدطبقاتیِ 1968 در فرانسه و آمریکا، نیز ب ...
با هم آمیختن، در هم بافتن، با/به هم بافتن، در هم آمیختن
پُرتناقض
=frustrated بی نتیجه مانده، عقیم مانده، ناکام مانده، درمانده شده
خِردگرا خِرد مدار خِرد باور پیروِ ( مکتب ) اصالت عقل ( منبع: فرهنگ معاصر هزاره )
خودانگیخته
انتظام
بازی با کلمات