٥ رأی
تیک ٢ پاسخ
١١٤ بازدید

طغرای ابرویش حاسه بصر و سمع کشتگران اختر گری افراد ثقه

٩ ماه پیش
٦ رأی

طغرای ابرویش: خط یا قوس زیبای ابروهایش (طغرا به معنای امضای سلطنتی یا خط خوشنویسی منحنی است و اینجا به شکل هنری ابروها اشاره دارد). حاسه بصر و سمع حس بینایی و شنوایی (حاسه جمع حس است؛ بصر یعنی دیدن ...

٩ ماه پیش
٣ رأی
تیک ٣ پاسخ
١١٢ بازدید

بشائیم بی تجشم دهای صاحب المصلحه شبهای مقمر مصدقت ملابست اعمال  

٩ ماه پیش
٤ رأی

🔹 بشائیم از ریشه‌ی «شئ» (چیز، موجود). معادل فارسی: اشیاء، چیزها، موجودات. کاربرد: در متون قدیم به معنای «اموال و اشیاء». 🔹 بی تجشم «تجشم» = زحمت، رنج. معادل فارسی: بی‌زحمت، بدون رن ...

٩ ماه پیش
٣ رأی
تیک ٢ پاسخ
١١١ بازدید

رایحت غره شهر سلخ شهر رقیمه جات کراچتن قلمی کردن افعال ذمیه من تبعه

٩ ماه پیش
٦ رأی

🔹 رایحت از ریشه‌ی «ریح» (عربی) = بوی خوش. معادل فارسی: عطر، بوی خوش، نسیم خوش. کاربرد: بیشتر در متون ادبی و قدیمی. 🔹 غره شهر «غره» = آغاز، اول. معادل فارسی: روز اول ماه. مثال: «غره‌ی ...

٩ ماه پیش
٣ رأی
تیک ٥ پاسخ
١٧٨ بازدید

زیر چاقی شکم باب زنی اورته بزستان ظلمگی نقیر و قطمیر

٩ ماه پیش
٥ رأی

🔹 زیر چاقی اصطلاح عامیانه برای کسی که چاق نیست ولی زیر پوست و گوشتش لایه‌ی پنهان چربی دارد . گاهی به معنای «ظاهر لاغر ولی با ذخیره‌ی چربی» یا «چاقی پنهان» استفاده می‌شود. 🔹 شکم باب زنی ...

٩ ماه پیش
٣ رأی
تیک ٤ پاسخ
١٧٠ بازدید

خرده پژوه اسقام داخلی سبحه شماران بسوغان گرفتن اسبان سهم امیز

٩ ماه پیش
٣ رأی

معادل ترکیبات موردنظر به شرح زیر است: خرده پژوه : پژوهشگر کوچک یا کسی که کار پژوهشی خرد و جزئی انجام می‌دهد. اسقام داخلی: احتمالاً به معنی درد یا شکستگی داخلی یا آسیب درونی است (با توجه به ترکیب ...

٩ ماه پیش
٤ رأی
تیک ٤ پاسخ
١٥٧ بازدید

مغز کوبی برآهخت زیبق تافته دراها اعدای

٩ ماه پیش
٣ رأی

🔹 مغز کوبی معنی: کوبیدن یا خرد کردن مغز (مثلاً مغز بادام، گردو، یا هر دانه‌ای). معادل ساده: «مغز خردشده»، «مغز کوبیده»، «پودر مغز». 🔹 برآهخت فعل کهن: برکشید، بالا برد، افراشت. معادل ساده ...

٩ ماه پیش
١ رأی
٤ پاسخ
١٦٣ بازدید

Let your heart be light ترجمه این جمله به چه صورت قشنگه که نه خیلی محاوره‌ای باشه و نه خیلی ادبی؟برای  اسم یه آهنگه  

٩ ماه پیش
٢ رأی

برای عنوان آهنگ، بهتره ترجمه‌ای انتخاب بشه که هم روان باشه و هم حالت شاعرانه‌ی ساده داشته باشه؛ نه خیلی محاوره‌ای و نه خیلی ادبی سنگین. چند گزینه‌ی خوش‌آهنگ: دلَت سبک باشه،  دل سبک،  سبک ...

٩ ماه پیش
٢ رأی
تیک ٣ پاسخ
١٤٣ بازدید

هژبران پیکر برانگیخت تندسیر تندشیر بی بخت سست پایان

٩ ماه پیش
٣ رأی

۱. هژبران معنی: بزرگان، سروران، پیشوایان معادل ساده‌تر: بزرگان، رهبران، سران ۲. پیکر برانگیخت معنی: تن را به حرکت درآورد، برخاستن، جان گرفتن معادل ساده‌تر: برخاست، حرکت کرد، بیدار ...

٩ ماه پیش
٤ رأی
تیک ٥ پاسخ
١٩٤ بازدید

تازه رویان نهیب بلارک عنان کرد فرو پژمریده بد اسمانی

٩ ماه پیش
٥ رأی

۱. تازه‌رویان معادل‌ها: جوانان، نوخاستگان، تازه‌بالیدگان کاربرد: اشاره به کسانی که تازه شکوفا شده‌اند؛ معمولاً جوانان یا تازه‌واردان. معادل ساده‌تر: جوانان، تازه‌بالیده‌ها ۲. نهیب بلار ...

٩ ماه پیش
٢ رأی
تیک ٤ پاسخ
١٤٧ بازدید

پیرامنش مفرشی پیشینه روز تف خشم ترنگ کمان

٩ ماه پیش
٤ رأی

۱. پیرامنش معادل‌ها: سالخورده‌خوی، کهنسال‌طبع، کسی با منش پیرانه کاربرد: برای توصیف فردی که رفتار، منش یا اخلاقش شبیه پیران است؛ خردمند، آرام، محتاط. معادل ساده‌تر: خردمند، آرام، محتاط ...

٩ ماه پیش