تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

ترکیب، تلفیق، آمیزش

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

Go straight forward, without turning; Do what you feel is right in a particular situation, although you are not certain

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

راه باز کردن/ فضا دادن به کسی یا چیزی Please make way for the ambulance. Old factories are being demolished to make way for new shopping malls. ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

بدتر شدن وضعیت/ رفتار بد و ناخوشایند نشان دادن The weather turned nasty in the evening, with strong winds and heavy rain. The argument started cal ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

سرد شدن: در مورد دما، احساسات، غذا و شرایط دیگر کاربرد دارد. The weather turned cold last night. She used to be friendly, but she turned cold aft ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

روی آوردن به کسی جهت دریافت کمک یا راهنمایی. When I had a problem, I turned to my friend for advice.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اسلحه را به سمت کسی گرفتن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اعصاب خودتو آرام کن. Take a deep breath and steady your nerves before the interview.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شلوغی کریسمس During the Christmas rush, stores are often crowded and busy.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هیاهوی شدید، تلاش عجولانه و سریع برای انجام کاری There was a mad rush to buy tickets as soon as they went on sale.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

Run on petrol, electricity, . . . : کار کردن با بنزین، برق و . . . .

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

شورش کردن/ خارج از کنترل، آزادانه، آشوب گرانه یا پر سروصدا رفتار کردن . After the team lost, the fans ran riot in the streets. The children ran r ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

لبخند بر لب آوردن، باعث خنده یا شادی کسی شدن. Her joke raised a smile on everyone's face.

پیشنهاد
٠

مطرح کردن موضوعی با کسی I need to raise this issue with my manager.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٣

Of an object have one end move upwards, especially because something heavy has been put at the other end; turn a container upside down so that the th ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٤

الگوی رفتاری اجتماعی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٣

کرایه رفت و برگشت

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

Supersonic Combustion Ramjet نوعی هواپیمای جت با سرعت بسیار که برای پرتاب موشک ها و هواپیماهای فوق سریع و پروژه های فضایی استفاده می شود.

پیشنهاد
٥

خلاص شدن از بار مسئولیت یا کار دشوار Give someone else a task or problem instead of dealing with it yourself

پیشنهاد
١

شخصی را وارد حالت تدافعی کردن، به نحوی که شخص احساس کند باید از خود در برابر انتقادات دفاع کند. Do or say something which makes someone feel threate ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

عصبانی نشو، خودتو کنترل کن.

پیشنهاد
٠

اشاره دارد که انجام کاری به بهترین نحو ممکن. عالی بودی، ترکوندی، گل کاشتی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زمینی مخصوص کاشت گیاهان دارویی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

قانون مجازات، قانون صدور حکم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

دوره دوم ریاست جمهوری The President's just been elected to a second term in office.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

به طور مداوم یا با سرعت تایپ کردن. She just sat down and typed away for hours.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

تلاش مرحله به مرحله برای رسیدن به هدف. He worked his way through college by doing part - time jobs. She worked her way through the lengthy report ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

شروع کردن با برتری. She got off to a head start in the race by practicing every day before the competition.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٤

داشتن برنامه زمانی ثابت و منظم در انجام امور روزانه She tries to keep regular hours to stay healthy.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

در مسیر انجام کاری بودن. I am on a course to learn English. The ship is on a course to the island. The company is on a course to profitability.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

عباراتی که موضع یا نگرش گوینده را نسبت به چیزی بیان می کنند و معمولاً برای ابراز احساس، باور، احتمال، تردید، اطمینان و غیره به کار می روند. مانند: I ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

زبان احتیاط آمیز عباراتی� که شخص با استفاده از آن ها قصد دارد نظر خود را محتاطانه تر یا غیرقطعی بیان کند. مانند maybe, possibly

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

کارمند تازه کار

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

Truck: کامیون، مبادله، مبادله کردن Trunk: تنه، تنه درخت، کنده درخت، خرطوم، صندوق

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

Venue: محل برگزاری Avenue: خیابان اصلی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

Float: شناور، معلق، شناور بودن، معلق بودن، مطرح کردن ایده یا پیشنهاد Flute: فلوت، فلوت زدن Flout: نادیده گرفتن قانون، قانون را زیر پا گذاشتن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

It's used for obligations or formal announcements. Obligation: You're to get those reports written before Friday! Formal announcement: The factory ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

Be on the verge of = be on the point of در آستانه ی چیزی بودن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

خط کش از پشت؛ نام یکی از حرکات ورزشی در پیلاتس جهت تقویت عضلات سرینی، همسترینگ، ساق پا، به چالش کشیدن قدرت دست ها و قسمت جلوی مفصل شانه ها.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

خط کش از جلو، نام یکی از حرکات ورزشی در پیلاتس. The Leg Pull Front Press is� a Pilates exercise designed to enhance� core strength, upper body stabi ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

فریب یا حقه طنز آمیز. "it was nothing more than an elaborate leg - pull"

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

نام یکی از حرکات ورزشی در پیلاتس جهت تقویت تعادل و ثبات عضلات مرکزی بدن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

بازار سرپوشیده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

روش تحقیق

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

Insure: بیمه کردن Insurance: بیمه، حق بیمه Ensure: مطمئن شدن Assure: اطمینان دادن، خاطر جمع کردن، تضمین کردن Reassure: قوت قلب دادن، اطمینان دادن، خا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

لوله کش گاز a person trained to connect, disconnect, and service gas fittings and appliances.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مواردی که یک شخص برای انجام شغل خود به آن ها نیاز دارد. The skills and equipment that you need in order to do your job.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

زندان بان

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

دفترچه سوالات

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

تغییر شکل دادن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

درخواست کردن، تقاضا کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

احمق

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

Merry: شاد، خوشحال Marry: ازدواج کردن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

ترجیح دادن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

مین گذاری

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٣

پس از تامل کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

شکوه، جلوه، جذابیت

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

ایده آل گرایانه؛ داشتن نگرش مثبت به وقایع بدون توجه به نکات منفی و واقعیت های ناخوشایند. Rose - tinted �means seeing only the positive parts of some ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٧

ایده و نظر متخصص

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٣

مکمل گیاهی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٥

ثبت شکایت کردن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

وظیفه شناسی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

کودکان تحت سرپرستی بهزیستی و نهاد های دولتی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

از نظر گیاه شناسی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

فرقه مذهبی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

نگرش انتقادی

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

uninterested، بی علاقه، بی میل

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

پوشش دادن، شامل شدن

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٣

پمپاژ خون

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢

تحت تاثیر قرار گرفتن

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٥

می توان استدلال کرد که

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

سریع نگاه کردن به چیزی

پیشنهاد
٢

فرصت دادن به دیگران برای اظهار نظر در یک جلسه

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

تضعیف اعتماد

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

مقداری، کمی a small amount of something that is added to something else, especially a food

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٣

زمینه، بستر، زمینه ساز

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

تثبیت بازار

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

نقض حریم خصوصی

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٣

دوران استعمار

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

تغییر سیاست

پیشنهاد
١

الزامات رشد اقتصادی

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

کشورهای درحال توسعه

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کشورهای توسعه یافته

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

بدون زباله، عاری از زباله

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٣

دفاع پایان نامه

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٥

خلاف جریان رایج در جامعه عمل کردن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٥

واحد خدمات مشتری

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

متقاعد کردن مشتری به خرید بیشتر محصول یا خرید محصول گرانتر. Encouraging a customer to purchase a higher - end or more expensive product, or addition ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

معرفی و ارائه یک محصول برای متقائد کردن مشتری به خرید آن. Present or promote a product to potential customers with the goal of convincing them to bu ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

Contact a client again after a previous interaction to ensure progress or address any questions.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

Attract or create potential customers who have shown interest in a company’s products or services.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

The manosphere consists of online communities and influencers that promote the idea that emotional control, material wealth, physical appearance and ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مذاکرات فشرده/ important and urgent discussions

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

از درد چهره درهم کشیدن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

موضوعی برای تامل

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

رضایت دادن. Users must opt in to receive promotional emails from the company. کاربران باید برای دریافت ایمیل های تبلیغاتی از شرکت رضایت بدهند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

سه ماه آتی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

دید کلی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

متر نواری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آجر کاری شده، دیواره آجری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سیفون توالت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

سرقت فرهنگی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

آیین بت پرستی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

مقدار یا تعداد زیادی. had she decided to join a rival, she would doubtless be earning a shedload of money

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

معنی محاوره ای: مقدار یا تعداد زیادی "the government had ploughed truckloads of money into this land"

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

صفحات زمین

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Traffic: ترافیک، رفت و آمد، داد و ستد، معامله Trafficking: قاچاق Terrific: مهیب، ترسناک، فوق العاده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

جذابیت بصری، جذابیت ظاهری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Sew: دوختن، خیاطی کردن Sewer: کانال فاضلاب، شبکه ی فاضلاب Sewage: فاضلاب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

درد ناگهانی در بدن که معمولا موقع دویدن یا خندیدن زیاد رخ می دهد. a sudden, brief pain that can happen anywhere on the body.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

انجمن مصرف کنندگان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

انتخاب هوشمندانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Unable: ناتوان، عاجز Enable: قادر ساختن، توانمند کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Round out: گرد کردن اعداد Round up: گرد کردن به سمت بالا Round down: گرد کردن به سمت پایین

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

سنجد، oleaster, silverberry

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آداب و رسوم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

زودتر ( پیش از موعد ) تماس گرفتن؛ phone somewhere, like a restaurant, before your appointment or before you go there.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ایده ی بکر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تضعیف روحیه کردن/ تو ذوق کسی زدن/ make someone less enthusiastic about something

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

dealing with people or problems in a severe or harsh way�: too strict or controlling. For example: If you are heavy - handed with an ingredient, yo ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کیسه فریزر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Start doing sth in a determined or enthusiastic way

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نداشتن حس بویایی. having no sense, or a limited sense, of smell.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

درآمد اصلی، main source of money

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پایه بودن، fostering communication

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آرایش کردن. Wear makeup, put on makeup

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

کسی را سرمشق خود قرار دادن. If you follow someone's example, you behave in the same way as they did in the past, or in a similar way, especially beca ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Take sb on a tour of a place

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

گیاهی خشک و کوهستانی که برگ های نازک، برنزی و بوی خاصی دارد. این گیاه در مناطق خشک غرب آمریکا متداول است و به عنوان یکی از مهمترین گونه های گیاهی در ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ظاهر کهنه، قدیمی، فرسوده و مندرس

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

نشانه های غیر کلامی؛ non - verbal cues are types of communication using facial expressions, hand gestures or tone of voice, rather than speech, to sh ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نام رمانی از چارلز دیکنز، آرزوهای بزرگ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Fence: نرده، حصار Hedge: پرچین

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

قطع کردن تلفن، to end a telephone connection

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در مدت کوتاهی، خیلی زود، in the near future

پیشنهاد
١

اظهار نظر در مورد چیزی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اخراج شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

If you say that the �joke� is on a� particular �person, you �mean �that that� person� has �tried� to make someone� else� look� silly �but has made hi ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شوخی کردن با کسی A playful or lighthearted remark or comment made towards someone in a friendly or humorous manner; teasing or making fun of someone ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تقلید کردن از کسی برای خنداندن مخاطب، ادای کسی را در آوردن An attempt at copying another person's manner and speech, etc. , especially in order to ma ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شانسی ، وابسته به شانس Depend on chance or luck, rather than any skill or effort you make.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

با کسی ارتباط برقرار کردن

پیشنهاد
١

اطلاعات جدیدی در مورد یک موضوع خاص به شخصی دادن. Tell somebody what he/she needs to know about something.

پیشنهاد
١

تفاوت ناجیزی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در ابتدا، اول از همه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اختلال تمرکز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برند برتر، محبوب، پیشرو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بازیکن پارالمپیک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

وزیر ارشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Legacy media: رسانه های قدیمی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Comic genius: نابغه ی طنز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

like a cow dancing the twist on a rooftop: برای توصیف موقعیتی استفاده می شود که کاملا نا به جا، بی معنی و غیر منتظره به نظر می رسد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Have a damped down immune system: سیستم ایمنی ضعیفی داشتن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Short - term storage: حافظه کوتاه مدت Long - term storage: حافظه بلند مدت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

چرت زدن، taking a nap

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دی اکسید گوگرد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Statue: مجسمه، تندیس Status: وضعیت، حالت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

Extinct: منقرض، منقرض شده Instinct: غریزه Insect: حشره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بیماری پوستی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

I'm heading off now:دارم میرم دیگه.

پیشنهاد
٥

کسی رو توی رودربایستی قرار دادن. If you put someone on the spot, � you cause them embarrassment or difficulty by forcing them at that moment to answ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

We had a wild time: زمان معرکه ای داشتیم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Alien feeling: حس بیگانه، حس غریب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Pinch to zoom in: فشار دادن برای بزرگنمایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Badger sb into sth: پیله کردن به کسی، مدام از کسی بخوای یه کاریو انجام بده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

Ingrain in sb's mind: در ذهن کسی نهادینه کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تشدید نیر وهای پلیس:Additional police enforcement

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دید ضعیف

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

Be the same league as: در سطح کسی یا چیزی بودن، مشابه کسی یا چیزی بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Being attached to sb: به کسی وابسته بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کلید سازی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ماهیت ذهنی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Camping outdoors without a tent

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بهم چسبیدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

کشوری با مشکل کم آبی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Write all the necessary information on a cheque, etc

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Take a dive into sth:پرداختن به موضوعی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

موی پر پشت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

موی پر پشت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

بارش برف به صورت افقی به جای عمودی، در هنگام وزش باد و طوفان شدید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Digestive process: فرآیند گوارش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Impressionist painting: نقاشی امپرسیونیستی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Most banks charge interest: بیشتر بانک ها سود دریافت می کنند.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

مبصر کلاس: in some schools in the UK, an older student who controls the activities of younger students and helps them to obey the rules

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

The joy of giving: لذت بخشش

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

With a twinkle in eye: با برقی در چشمان

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

Telecommunications company: شرکت مخابرات

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

We roll into the winter: داریم وارد زمستون می شیم .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

دوباره جمع آوری کردن، باز جمع آوری کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

Highly likely: به احتمال خیلی زیاد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

معلق ماندن در هوا

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

the girl on the half - shell: این عبارت برای توصیف زنی زیبا و جذاب استفاده می شود .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

Stray into sb's arms: در آعوش کسی پرت شدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

BC onwards:قبل از میلاد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

رابطه موقت برای گذران وقت

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

پارچه جناغی: پارچه ای در دوخت لباس های معمولی استفاده می شود.

پیشنهاد
١

اشک در چشم حدقه زدن، به سبب احساساتی شدن.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

مشارکت عمومی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

Striking a balance: برقراری تعادل

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

On - the - spot fine: جریمه در محل

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

Global reach: دسترسی جهانی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

پلیس راهنمایی رانندگی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

به صورت عامیانه معنی در برخی متون معنی "بستر" می تواند داشته باشد.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

ناقص، سطحی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

نفاست در هنر، به معنای بکارگیری خلاقیت و دقت در ایجاد تناسب بین اجزای مختلف هنر و اجرا، برای ایجاد تأثیر دل نشین در بین تماشاگران است.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

سرهم کردن. در هنر، کلاژ به استفاده از قطعات مختلفی از مواد مانند کاغذ، پارچه، چوب و غیره برای ساختن نقاشی یا تصویری جدید اشاره دارد.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

پارتیتور شامل نمادهای موسیقی مانند نت ها است که با کمک آن می توان قطعه های موسیقی را اجرا کرد. پارتیتور در تئاتر جزئیات اجرای عوامل مختلف نمایش را ب ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

درک و فهم شعور و احساسات دیگران

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

پِست، در مقابل عالی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

مربوط به سنت نژادگرایی چینی است. اشاره به تبعیض نژادی دارد.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

Come to grip with sth: کنار آمدن با چیزی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

تاول

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

عاری از طنز و شوخ طبعی